هرگز در زندگي اين دو چيز رو ابراز نكنيم.......
شب باشيم :
در پوشيدن خطاي ديگران
زمين باشيم :
در فروتني
خورشيدباشيم :
در مهر و دوستي
كوه باشيم :
در هنگام خشم و غضب
رودباشيم :
در سخاوت و ياري به ديگران
درياباشيم :
در كنار آمدن با ديگران
خودمون باشيم :
همانگونه كه مي نماييم..
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿم
ﺍﻭل ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿم…
ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴتيم…..
زمان زود ميگذره يا كند......
ديدين گاهي وقتها چقدر زمان زود پيش ميره و گاهي دير.....
زمان كند ميگذره وقتي منتظري.
زمان تند ميگذره وقتي ديرت شده.
زمان كشنده ست وقتي غمگيني.
زمان كوتاهه وقتي خيلي شادي.
زمان بي پايانه وقتي دردي داري.
زمان طولاني ميگذره وقتي بيحوصلهاي.
توجه كن:
زمان با توجه به اتفاقات درون تو ميگذره
نه عقربههاي ساعت!
رايحه حرف ها...
مواظب رايحه حرف هايمان باشيم
حرفها رايحه دارند...
بو دارند...
عطر دارند...
رايحه حرف هايمان تا ساعت ها روي جان و تن مي نشينند.
تا مدت ها در فضا مي مانند...
تا سال ها در خاطره ها ؛
جا خوش مي كنند ...
عطر حرف هايمان هر جا باشند
تند وتلخ ،
گرم و شيرين ،
تيز و شور انگيز ،
آروم و روح انگيز ،
ما را در خاطره ها به ياد مي آورند ؛
شميم رايحه حرف هايمان را انتخاب كنيم
بدانيم آدم ها با حرف هايمان با تكيه كلامهايمان ....
ما را به ياد مي آورند...
فقط اندكي تفكر .
شهامت
✔️✔️شهامت زيادي ميخاد،
روي پاهاي خودايستادن، شوريدن عليه بردگي هاي دروني ونقطه پايان گذاشتن
برانتقال بينِ نسليِ آسيبهايِ رواني.
كلمات = رفتار و محبت هاي ما
اجازه بدهيم كه
كلمات مان باعث قوت قلب ديگران بشود ؛
رفتار مان زنجيرهاي گره خورده ي ديگران را باز كند و
محبت مان نمايشي از محبت خالق مهربان باشد .
حواسمون به طوفان هاي درونمون باشه.....
دليلي نداره وقتي
عصباني هستيد
همون لحظه پاسخ بدين!
يا وقتي
تمام ذهنتون درگير چند گمان مي شه
اولين فكري راكه به ذهنتون خطور مي كنه رو بيان كنين...
دليلي نداره هنگام گفت وگو؛
برخلاف ميل باطني صداتون رو بالا ببرين، يا احساستون در همون لحظه رو عنوان كنيد...
صبر كنين
سكوت كنين
تا آرام بشين. ..
تا با ذهن متمركز
خوب فكر كنين؛
سپس
عمل كنين،
بيان كنين.
"حواستون به 'طوفان' هاي درونتون باشه"
شما رو با خودش نبره!
اختلال پوست كني چيست!؟
Excoriation (Skin-picking) Disorder
اختلال وسواس پوستكنيافراد مبتلا به اختلال پوستكني (تشخيص تازه در DSM-5) بهطور مكرر پوست خودشون ميكَنن. پوستكني ميتونه از پوست سالم، پوستي كه بينظميهاي خفيف داره (مثل خالها)، جوشها، پينهها، يا زخمها صورت گيرد. افراد مبتلابه اختلال پوستكني با ناخن يا با ابزارهايي نظير موچين، پوست اين نواحي از بدن رو ميكَنن. اين افراد وقت قابلملاحظهاي، شايد چند ساعت در روز رو صرف پوستكني ميكنن. وقتي اونا مشغول كندن پوست خود نيستن، به كندن اون فكر ميكنن و تلاش مي كنن در برابر ميل شديد خود به انجام اين كار مقاومت كنن.
اين افراد با استفاده از پوشاك يا نوار زخمبندي ممكنه سعي كنن شواهد پوستكني خودشونو مخفي كنن و از اين رفتار خود خجالت ميكشن و احساس شرمندگي ميكنن.
چون اين تشخيص جديده، دادههاي همهگير شناختي محدود هستن، اما DSM-5 ميزان شيوع حداقل ۱/۴ درصد رو در بزرگسالان برآورد ميكنه كه سه چهارم آنها زن هستن.
پژوهشگران معتقدند كه اختلال پوستكني به عنوان تشخيص مجزا از اختلال موكني، معتبره (لاچنر، گرانت، اولاو، و استين، ۲۰۱۲). با اين حال، اين دو اختلال از نظر علتها و روشهاي درمان مؤثر، ويژگيهاي مشتركي دارن (اسنوراسون، بلو و وودز، ۲۰۱۲).
ملاكهاي DSM-5 براي اختلال پوستكني- پوستكني عودكننده كه به ضايعات پوستي منجر ميشه.
- اقدامات مكرر براي كاهش دادن يا متوقف كردن پوستكني.
- پوستكني، ناراحتي يا اختلال قابل ملاحظهي باليني در عملكرد اجتماعي، شغلي، يا زمينههاي مهم ديگه عملكرد ايجاد ميكنه.
- پوستكني ناشي از تأثيرات فيزيولوژيكي مواد (مثل كوكائين) يا بيماري جماني ديگر (مثل جرب يا گال) نيست.
- پوستكني با نشانههاي اختلال رواني ديگر بهتر توجيه نميشه (مثل هذيانها يا توهمات لامسهاي در اختلال روانپريشي، اقداماتي براي بهبود بخشيدن به نقص يا عيب خيالي در ظاهر در اختلال بدشكلي بدن، رفتارهاي قالبي در اختلال حركت قالبي، يا قصد صدمه زدن به خود در جرح خويشتن غيرخودكشيگرا).
حركت دايره اي
انگاري در دايره اي حركت ميكنيم كه هر چي به انتهاش نزديك و نزديك تر ميشيم، در واقع به ابتداشم نزديك تر شديم.
راه درست رو خودت برو، خواهي شوي رسوا و سپس بدبخت، همرنگ جماعت شو.........
خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو!
ولي قرآن چيزي ديگه ميگه:
أكثر الناس ﻻ ﻳﻌﻠﻤﻮﻥ"
بيشتر مردم نمۍدانند
أكثر الناس ﻻ ﻳﺸﻜﺮﻭﻥ"
بيشتر مردم ناسپاس اند
*أكثر الناس ﻻ ﻳﺆﻣﻨﻮﻥ "
بيشتر مردم ايمان نمي آورند
أكثرهم ﻓﺎﺳﻘﻮﻥ"
بيشترشان گناهكارند
أكثرهم ﻳﺠﻬﻠﻮﻥ"
بيشترشان نادانند
أكثرهم ﻣﻌﺮﺿﻮﻥ"
بيشترشان اعتراض گرند
أكثرهم ﻻ ﻳﻌﻘﻠﻮﻥ"
بيشترشان تعقل نمۍكنند
أكثرهم ﻻ ﻳﺴﻤﻌﻮﻥ "
بيشترشان ناشنوايند
ﻭﻗﻠﻴﻞ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﻱ ﺍﻟﺸﻜﻮﺭ "
و كم اند بندگاني كه شاكرند
ﻭﻣﺎ ﺁﻣﻦ ﻣﻌﻪ ﺇﻻ ﻗﻠﻴﻞ "
و جز اندكي ايمان نمي آورند
پس نه تنها اكثريت نشانه حقانيت نيست
بلكه در مورد زيادي اكثريت بر خلاف معيارهاي الهي رفتار ميكنند.
بنابراين
انسان سالم هيچ گاه همرنگي و هماهنگي با ديگران را به قيمت تسليم عقل خود خريداري نمي كند ،
و باور اين است :
خواهي شوي رسوا و سپس بدبخت، همرنگ جماعت شو
راه درستِ خودمون بريم..........
فرق رودخونه و بركه
يك سنگي رو اگه به رودخونه اي بندازي، چندان تأثيري نداره. سطح آب كمي شكافته ميشه و موج برميداره. صداي نامحسوس درمياد ازش. اگه گفتي چيه؟ "تاپ" ولي همين صدا هم در هياهوي آب و موج هاش گم ميشه. همين و بس.
ولي اگه همون سنگ رو بندازي داخل يك بركه آب..... تأثيرش بسيار ماندگار تر و عميق تره. همون سنگ، همون سنگ كوچيك، آب هاي راكد رو به تلاطم درمياره. در جاييكه سنگ به سطح آب خورده، اول يك حلقه اي به وجود مياره بعد حلقه جونه ميزنه، جونه شكوفه ميده و باز ميشه و باز ميشه، لايه به لايه، سنگي كوچيك در چشم به هم زدني چه ها كه نمي كنه. در تمام سطح آب پخش ميشه و در لحظه اي ميبيني كه همه جا رو فراگرفت. دايره ها دايره ها مي زايند تا وقتي كه آخرين دايره به ساحل برخورد ميكنه و محو ميشه.
روخونه به بي نظمي و جوش و خروش آب عادت داره. دنبال بهونه اي ميگرده براي خروشيدن، سريع زندگي ميكنه، زود به جوش مياد. سنگي رو كه انداختي داخلش به درونش ميكشه و از اون خودش ميكنه، هضمش ميكنه و بعد هم به آسوني فراموشش ميكنه. هرچي باشه بي نظمي جزء طبيعتش هست.
حالا يك سنگ بيشتر يا يك سنگ كمتر.
اما بركه براي موج برداشتني چنين ناگهاني آماده نيست. يك سنگ كافيه براي زيرو روكردنش. از عمق تكون دادنش. بركه پس از برخورد به سنگ ديگر مثل سايق نمي مونه، يني نميتونه بمونه.
از كتاب ملت عشق
اليف شافاك