تو اتفاقي به دنيا نيومدي، تو اصل هستي هستي...
دكتر الهي قمشه اي مي گويند:
ميلياردها انسان در
جهان متولد شده اند
ولي هيچ يك اثر انگشت مشابه
نداشته اند
اثر انگشت انسان، امضاي خداست
كه اتفاقي به دنيا نيومده
و دعوت شده
انسان منحصر به فرده
مشابه يا بدل نداره
انسان اصل اصل هستي و تكرار نشدني
وقتي انتخاب شده بودن
و منحصر به فرد بودنشو
ياد آوري كنه،
ديگه خودشو با هيچكس مقايسه نميكنه.
و احساس حقارت يا برتري
كه حاصل مقايسه كرده
از وجودش محو ميشه...
خانواده و انواع تعامل در خانواده [ نوجوانان و الگو ها ... ]
خانواده و انواع تعامل در خانواده [ نوجوانان و الگو ها ... ]
ابتدا تعريفي از نوجواني و سن اين دوره رو بگم بعد بريم سراغ اصل موضوع:
دوره از زندگي انسان كه با بلوغ آغاز ميشه و با تكامل و رشد و رسش جسمي تموم ميشه و وارد دوره ي جواني ميشه. در پسر ها سنين 13 تا 22 سالگي و در دختر ها 12 تا 21 سالگي....
حدود 50 درصد از ويژگي هاي فرزندان ژنتيكي و ارثي هست و بقيه اش تحت تأثير محيط و در درجه اول خانواده است.
طبق آمار ها، 75 درصد خانواده ها دو والدي و بقيه اش ساختار ديگري داره مثلاً تك والدين، زندگي با يكي از پدربزرگ ها و يا مادربزرگ ها و ... نمونه اش رو شايد ديده باشيم.
با توجه به تنوع خانواده ها از نظر ساختاري انتظارات نوجوانان از والدين رو ميتونيم خلاصه كنيم: 1 – با اونا گفت وگو كنن و اونا رو درك كنن.
2 – اعتماد داشته باشن و اونا رو راهنمايي كنن.
3 – فضايي شاد و همراه با شوخ طبعي فراهم كنن.
و مواردي هم كه والدين با نوجوانان در تعارض هستند، هم لازمه اشاره كنم:
1 – رفتار اخلاقي و معنوي و احترام به ارزش ها
2 – روابط با اعضاي خانواده خود
3 – امور تحصيلي اينكه بعضي خانواده ها ديده ميشه كه مامان به زور و با برخورد فيزيكي بچه رو وادار به درس خوندن ميكنه، يا بعضي خانواده ها خودمختار به وظايف خودشون عمل ميكنن. يك نوجوان خودش ميدونه كه تنها وظيفه اش درس خوندنه و به هيچ چيز نبايد فكر كنه و تمام فكر و ذهنش درس باشه.
4 – انجام مسئوليت ها اينكه يك نوجوان بايد بدونه دقيقا چي وظيفه اي برعهده داره تا بخوبي اونو انجام بده. در مورد سوم اشاره كوتاهي كردم.
5 – فعاليت هاي اجتماعي : شنيدين كلمه ي بچه هاي مسجدي، شنيدين كلمه ي بچه هيئتي، شنيدين كلمه ي بچه هاي بسيج، شنيدين كلمه ي بچه هاي فلان گروه اجتماعي. كه من خودم جزو اين گروه ها نبودم. فعاليت هاي اجتماعي نميگم بده، ولي خوبه به وظيفه اصلي كه درس خوندن باشه، لطمه نزنه.
6 – كار در خارج از خانه: مثلاً مامان ميگه بچه پاشو آشغالا رو بزار دم در، برو از سوپرماركت خريد كن، برو نون بخر، خريد هاي جزئي رو چقد خوبه نوجوانان پسر انجام بده كه يادبگيره.
دوجنبه اساسي كه در رفتار والدين با فرزندان كه به عنوان شاخص هاي جهاني ارتباط والدين و فرزندان مطرح ميشه : يكي پاسخگو بودن و ديگري توقع داشتنه.
پاسخگو بودن به رفتار اون دسته از خانواده ها اشاره ميكنه كه عشق و محبت به فرزند دلبرشون ارائه ميكنن و با درك درست موقعيتشون باعث اطمينان خاطرش ميشن و بيشتر از تشويق به جاي تنبيه استفاده مي كنن.
عدم پاسخويي شامل رفتار والديني هست كه احساس مسئوليتي نسبت به فرزندشون ندارن، حساسيتي نسبت به مسائلشون هم نشون نميدن و اونا رو مورد غفلت قرار ميدن.
و حالا پيامد هاي پاسخگو بودن والدين:
1 – افزايش احساس عزت نفس در نوجوان
2 – توانايي ايجاد مناسبات سازنده و رضايت بخش با ديگران
3 – داشتن نگرش دقيق به جوانب مختلف مسائل
4 – احساس باكفايتي
و پيامد هاي عدم پاسخگويي والدين:
1 – مشكلات شناختي و تحصيلي
2 – روابط ناهنجار اجتماعي
3 – اختلالات عصبي
4 – آشفتگي هاي رواني – زيستي
5 – ارتكاب جرايم
معمولاً خانواده هاي پاسخگو ، خانواده هاي متوسط و مرفه اطلاق ميشه و خانواده هاي عدم پاسخگو ، خانواده هاي فقير و حاشيه نشين كه بيشتر درگير پول و فقر و فاقه ي خودشون هستن و وقتي براي تربيت بچه هاشون نميزارن.
شما ميتونين خانواده هايي كه پاسخگو هستند يا پاسخگو نيستند، اطرافتون اگه ديدين، چي ويژگي هايي ديگه اي دارن؟
شما خودتون احساس ميكنين از چه نوع خانواده هايي هستين و بزرگ شدين؟
در نظر داشته باشين كه توقع داشتن بيش از حد (رفتار سختگيرانه) باعث كاهش قدرت عملكرد، خلاقيت عزت نفس و پيشرفت نوجوان خواهد شد.
ابعاد مختلف پاسخگو بودن و توقع داشتن چهار الگوي تعاملي بين والدين و نوجوانان رو ايجاد ميكنه:
( 1 ) والدين قدرتمند و با ابهت [ پاسخگو و متوقع ] = ارتباط دو جانبه قوي
به فرزندانشون احترام ميزارن و اونا رو در تصميم گيري هاي خانواده شريك ميكنن.
سعي مي كنن انضباط دروني ، استقلال و مسئوليت پذيري و خلاقيت رو بهشون ياد بدن.
فرزندانشون هم بالاترين سطح شايستگي رواني و قدرت سازگاري رو دارن.
كمتر مرتكب جرم ميشن.
متكي به خود هستن و اضطراب و افسردگي هم در اونا كمتره، نميگم افسردگي كلاً نيست، بلكه كمتره چون همه مون در هر سني و شرايطي افسردگي رو تجربه كرديم و ميكنيم يا خواهيم كرد. هر كي بگه نه دروغ ميگه.
( 2 ) والدين مستبد و سخت گيري و با قدرت [ عدم پاسخگو و متوقع ]
معمولاً فاقد انعطاف پذيري هستن، اطاعات را حسن مي شمارند و طاقت پذيرش هيچ مخالفتي رو ندارن.
بحث و گفت وگوي آزاد براشون معنايي نداره و حرف خودشون رو حجت ميدونن.
فرزندانشون هم به سركشي هاي جدي و اختلالات عاطفي و حتي ارتكاب جرم دچار ميشن.
علت رفتار هاي مستبدانه ي والدين: فقدان شايستگي هاي اجتماعي پدر يا مادر / تمايل به كناره گيري به جاي ابتكار در موقعيت هاي اجتماعي / فقدان خود انگيختگي / اتكا به كنترل خارجي به جاي برخورد دروني با مسائل / جهت گيري اخلاقي با معيار هاي خارجي
( 3 ) والدين آسان گيري و بي بند وباري [ پاسخگو و عدم متوقع ] = انتظار نداشتن و لوس كردن
نقطه مقابل والدين مستبد هستن
اونا معمولا حمايتي از نوجوانان نميكنن بلكه اجازه ميدن كه اونا خواسته هاي والدين رو هم ناديده بگيرن
اين والدين از تعيين وظايف و جهت دادن به زندگي فرزندان خودشون طفره ميرن و به همين دليله كه فرزندانشون الگوهايي براي رفتار مسئولانه ندارن.
فرزندان والدين بي تفاوت از نظر پيشرفت تحصيلي، ارتباطات اجتماعي ، مشكلات رفتاري و افسردگي در وضع بدي قرار دارن.
فرزندان والدين آسون گير تركيبي از خصوصيات مثبت و منفي رو نشون ميده يعني از يك سو داراي اعتماد به خودي و پيشرفت نسبي تحصيلي هستن و از طرف ديگه سطح متوسطي از انحرافات رفتاري رو نشون ميدن. [ خلاف هاي رفتار در مدرسه استفاده از الكل و مواد مخدر ]
( 4 ) والدين رها و بي تفاوت [ آشفته ، عدم پاسخگو و عدم توقع ] = غفلت و كنار گذاشتن
گروه ديگري از والدين هم كه مشخصه ي اونا رفتار هاي متضاد هستش، ديدگاه ها و واكنش هاي اين گروه در مورد فرزندانشون متعارض با يكديگه هست. و همين مسئله باعث گيجي بچه ها ميشه و نميدونن حق با پدره يا مادر يا هيچكدوم. در اين خانواده ها معمولا پدر كنترل بيشتري روي پسر و مادر سلطه بيشتري روي دختر داره.
فرزندانشون هم معمولاً پرخاشگر و غيرقابل كنترل هستن و ممكن است زمينه هاي اسكيزوئيدي داشته باشن.
به ياد بيارين وقتي نوجوان بودين و يا هستين، والدين شما چه نوع والديني هستن؟ يا شما والدين محترم، از كدوم دسته والدين هستين؟
ميتونين كامنت بزارين.
يه دنيا ممنونم از وقت گران بهاتون در مطالعه ي اين مبحث....
تا موضوع و مبحث بعدي ديگه Good Bye .
مهاجرت
مهاجرت
[ روابط بين مهاجران و جوامع ميزبان ]
موضوع اين قسمت از وبلاگمون از بحث روان شناسي اجتماعي كاربردي، مهاجرته. كه البته من اين موضوع رو در آسيب شناسي اجتماعي جاي ميدم.
مهاجرت چيه؟ براي چي مردم يك جامعه كشورشون، فرهنگشون، خانوده شون رو رها ميكنن ميرن يه كشور، يه فرهنگ و كلا در يك جامعه بيگانه ساكن ميشن و سكونت ميكنن.
مهاجرت خوبه يا بده؟
چيكار بايد كرد كه مردم فكر مهاجرت به سرشون راه خطور نكنه؟
مهاجرت با مسافرت چي فرقي ميكنه؟
چرا روزبه روز به حاشيه نشين هاي شهر هاي بزرگ افزوده ميشه و فقر بيشتره تو اين قسمت ها؟
...
طبق آمار ها تقريباً 191 ميليون مهاجر بين المللي در سراسر دنيا زندگي ميكنن. اروپا معمولاً ميزبان بيشترين تعداد ( 64ميليون نفر ) مهاجر كه تقريباً 8درصد جمعيت رو تشكيل ميده. بعد از اون اقيانوسيه با 15درصد و آمريكاي شمالي 13درصد در مقايسه با جمعيت جهان صدر نشينه. اما چرا؟
شايد دلايل مختلفي داشته باشه كه قطعا همينه...
يا برگرديم ايران خودمون. حتما نبايد مهاجرت بين المللي باشه، همين تهران. چقد از شهر هاي سراسر ايران ، كُرد و بلوچ و لــُر و تركمن و خراساني و آذربايجاني و از اقوام مختلف ايران همه و همه ميان تهران و سكونت ميكنن و اين ميشه مهاجرت. بيشتر هم براي كار ميرن تهران. دليل هم ميتونه اين باشه كه تهران يك شهر پايتخت محسوب ميشه و از لحاظ كاري و درآمد فوق العاده هست.
اولين مفهوم مهاجرت بايد فرهنگ پذيري باشه. چرا كه انساني كه مهاجرت ميكنه به مكان ديگه، فرهنگ مادري، جامعه مادري خودش رو رها و به فرهنگ ديگه ميره و به ناچار بايد وفق با فرهنگ جديد اون جامعه جديد. پس فرهنگ پذيري يعني پذيرفتن فرهنگي مختلف و سازگاري با اون.
الگوهاي تك بعدي فرهنگ پذيري كه تغيير فرهنگي را فرايندي خطي در نظر ميگيره كه از فرهنگ موروثي به فرهنگ ميزبان تغيير ميكنه و الگو هاي چند بعدي فرهنگ پذيري در فرهنگ هاي خاستگاه و ميزبان را مستقل از يكديگه در نظر ميگيره.
به طور خلاصه ميگم،
الگوهاي تك بعدي فرهنگ پذيري، مهاجران ميان فرهنگ خاستگاه خودشون رو رها ميكنن و كم كم با قبول كردن هنجار ها ، ارزش ها، نگرش ها و رفتار هاي فرهنگي جامعه ميزبان به همانند سازي با فرهنگ كشور و جامعه ميزبان اقدام مي كنه.
مثلاً فرض كنين يه نفري از تهران بلند ميشه ميره مشهد كه اونجا سكونت كنه، خب اين نفر كه چند سال تهران بوده يهو بره مشهد سكونت كنه، زبان مشهدي ها براش سخته اولش بعد عادت ميكنه؛ مثلاً ميفهمه كه مشهدي ها به گنجشك چي ميگن؟ به كبوتر چي ميگن؟ به آب چي ميگن؟ غذاي معروف مشهدي ها در ماه محرم چيه؟
اما الگو هاي چند بعدي فرهنگ پذيري چيه؟ به طور خيلي خلاصه بيان ميكنم كه 4 راهبرد در اين مورد وجود داره :1- همبستگي 2- درون سازي 3- جداسازي 4- حاشيه نشيني
در مورد همبستگي يني حفظ هويت فرهنگي و برقراري روابطي مثبت با جامعه ميزبان .
در مورد درون سازي يني فقط برقراري روابط مثبت با جامعه ميزبان.
در مورد جداسازي فقط حفظ هويت فرهنگي.
در مورد حاشيه نشيني نه حفظ هويت فرهنگي و نه برقراري روابطي مثبت با جامعه ميزبان؛ يعني هيچ كدوم از اين پيامد ها.
مثلاً يه عده از روستا هاي اطراف شهر، از مناطق مختلف كشور، كه بيشتر از روستاهاي اطراف شهر هست، فك ميكنن زندگي شهري بسيار عالي هست، امكاناتي كه شهر در خدمتشون ميزاره بيشتره، با اين تفكر كليشه اي ميرن شهر سكونت ميكنن، بعد مثلاً ميبينن نميتونن يه منزل خوب و عالي در مركز شهر و بالاي شهر تهيه كنن، ميرن يه گوشه اي از حاشيه شهر منزل اجاره ميكنن و يا رهن مي كنن و يا نهايتاً تهيه ميكنن. و موضوع حاشيه نشيني در شهر هاي بزرگ وجود داره.
ميتونين چند دليل ديگه هم خودتون بگين؟ دلايل زيادي هست كه ميگم خودتون بگين.
مطالبي كه بايد عموم راجع به مهاجرت بدونين گفته شد و موند يك سري مطالب درباره نظريه ها از جمله مداخلات و روان شناسي اجتماعي كاربردي در مهاجرت كه ترجيح ميدم نگم. و سعي ميكنم موضوعاتي كه بررسي ميكنم، خلاصه و مفيد بيان كنم كه خسته نشين.
يه دنيا ممنونم كه وقت و انرژي گذاشتين و مطالعه كردين.
در پناه خداوند موفق باشيد...
كودك همسري
كودك همسري { ازدواج زود رس كودكان }
موضوع اين قسمتمون كودك همسري هست.
نگاه خودتون چيه درباره اين پديده اجتماعي؟
بسيار عالي پس مثل موضوعات قبلي ، با تعريف شروع ميكنم؛
كودك همسري يا ازدواج كودكان نوعي ازدواج رسمي يا غير رسميه كه فرد قبل از رسيدن به 18 سالگي وارد پيمان و عهدنامه يا مفاد زناشويي ميشه.
ميدونين كه سن ازدواج تعيين شده در قانون در بسياري از حوزه هاي قضايي 18 سال هست. خيلي خب، من زياد به بحث قضايي و حقوقي وارد نميشم؛ چون اصلا علاقه اي ندارم به اون بحث ها.
عموماً كودك همسري در مورد كودكان دختري به كار ميره كه با مردان بزرگسال به خاطر اجبار حاصل از سنت هاي قومي يا مشكلات اقتصادي خانواده ها، ازدواج ميكنن.
قوانين سن رضايت (يعني سني كه در اون صلاحيت فرد به طور معمول دختران به رضايت براي رابطه جنسي مورد قبول قانون باشه ) براي محافظت از كودكان در برابر قرار گرفتن در معرض بهره كشي جنسي و همچنين قاچاق كودكان هم وضع شده كه تا حدودي به ازدواج كودكان و كودك همسري هم مرتبطه. ازدواج در كودكي بر پسران و دختران تاثيرات منفي ميزاره. هر چند قريب به اتفاق اونايي كه صدمه مي بينن دختران هستن. بيشترشون هم موقعيت هاي اجتماعي ضعيفي دارن.
كودك همسري به زبان ساده تر يعني اينكه مثلا دختري كه 9 سال داره با مردي كه 40سالشه يا بيشتر، ازدواج كنه. شايع ترين كودك همسري ازدواج دختران كم سن با مردانيه كه به صورت غير متعارف از اونا بزرگترن. كه در جوامع سنتي رايج تره.
راهكار مبارزه با اين نوع پديده، مبارزه با فقر هست.
كودك همسري در مناطق حاشيه نشين شهر در اثر معاملات مالي جزو مباحث فساد تلقي شده و بيشتر كودكان دختر با مردان بزرگتر خودشون صورت ميگيره.
يه دنيا ممنونم از وقت و حوصله ي شما در مطالعه اين مطالب
تا يك موضوع و مطلب بعدي ديگه Good Bye
سالمندي آزاري
سالمند آزاري
از بحث خشونت، همسر آزادي و كودك آزاري بررسي شدند و الان موضوع اين قسمتمون سالمند آزاري هست.
اول به من بگين چي ميدونين از سالمند آزاري؟ يعني با شنيدن اين كلمه چي چيزي به ذهن تون مياد.
ميپردازم اول به تعريف سالمند آزاري : آزار جسمي و رواني و سوء استفاده مالي و بي توجهي به سالمند.
بچه ها و فرزندان معمولاً همين كه والدين شون پا به سن سالمندي ميزارن، از بالاي پله ها به پايين هل ميدن، سرشون داد ميزنن، احساس قدرت بهشون دست ميده يا خونه رو وقتي كه والدين اونا در اون بودن به آتيش ميكشن و با چاقو يا اسلحه گرم به اونا حمله ور ميشن، مجروحشون مي كنن و حتي مي كشند و علت اونم استفاده از پول بيمه عمر والدين خودشون و يا انتقام گيري از كودك آزاري اونا اعلام كردن.
علل سالمند آزاري ...
بيشتر سالمند آزاري ها از نوع همسر آزاري هست؛ چرا؟؟؟
چون سالمندان بيش از اينكه توسط فرزندانشون و مراقبانشون آزار شوند، توسط همسران سالمند خود مورد آزار قرار ميگيرن. ديدين آيا؟؟؟
بيشتر سالمند آزاران هم به قربانيان خود وابستگي مالي دارن و يا از برخي ناتوانايي هاي جسمي يا عاطفي رنج مي برن و به همين دليله كه نمي تونن به طرز مناسبي از همسرانشون مراقبت كنن.
سالمند آزاري ريشه در مشكلاتي مثل فشار هاي روحي، مشكلات شديد شخصي و تنگناها و وابستگي هاي مالي دارن كه مراقبت كنندگان از سالمندان، با اون دست به گريبانند و به همين دليله كه براي مراقبان [ چه نزديكان و يا مراقبان غريبه ] هزينه هاي جسمي و عاطفي نگه داري از سالمندان بيش از درآمد هاي اوناست.
... و حرف پاياني
بياييم وقتي مامان باباهامون كه پا به سن سالمندي گذاشتن و ايشالا سالمنديشون رو نبينيم و هميشه سايه شون بالا سر ما بچه ها باشه. بياييم از مامان باباهاي سالمند مراقبت كنيم، چرا كه اونا هم يه موقعي ما بچه ها رو بزرگ كردن، تربيت كردن، چيزي كم نزاشتن، تمام تلاششون رو ميكنن تا فرزندان سالم و خوبي پرورش بدن كه ثمره و ميوه ي مامان بابا ها ما بچه ها باشيم براشون و هميشه قدردان زحمات و بودن دو فرشته ي الهي يعني مامان و بابا باشيم.
يه دنيا ممنون كه از وقتتون كه مطالعه كردين...
تا موضوع بعدي بدرود
خدا هميشه آنلاين است ؛ دل ما ويروس گرفته است .
خدا هميشه آنلاين است ؛
كافي است دلتان را به روز رساني كنيد ؛
آن موقع مي بينيد كه در تك تك لحظات كنارتان بوده و هست و خواهد بود ؛
اگر ديديد خط ها شلوغ است و حس مي كنيد جوابي نمي آيد ، از پسورد ( خدايا پناهم بده ) استفاده كنيد... خدا به اين پسورد حساس است و به سرعت نور جواب مي دهد ؛
گاهي كه حس مي كنيم ارتباط قطع شده ، مشكل از مخاطب نيست ؛
دل ما ويروس گرفته است .
خطرناك ترين نوع انسان
خطرناك ترين نوع بشر،
انساني است كه؛
اعتقادش زياد
و فهمش كم است.
آنتوان چخوف
حكايت دنيا چيزي نيست جز قطره عسل بزرگ
حكايت اين دنيا