امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه قرآن

اعراف199

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم 
«خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلين»
(به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكيها دعوت نما، و از جاهلان روي بگردان (و با آنان ستيز مكن)
1- اشاره به يكي از مراتب امر به معروف و نهي از منكر دارد (روي برگرداندن از مراتب قلبي ) (مجمع البيان)
2- احتمال تأثير، شرط وجوب امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد. (مجمع البيان)
3- در امر و نهي نبايد مفسده و ضرري براي آمر و ناهي وجود داشته باشد. (مجمع البيان)
4- آمر به معروف بايد خود عامل به آن چيزي كه ديگران را به آن امر و نهي مي‌كند باشد. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
5- امر بايد به صورت سنتي و عرفي و سيره‌هاي جاري در جامعه باشد كه عقلاي جامعه آنرا مي‌شناسند؛ به خلاف آن اعمال نادر و غير مرسوم كه عقل اجتماعي آنرا انكار مي‌كند. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
6- آمر به معروف بايد به تمام معروفها و نيكيها امر كند. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
7- امر كردن بايد به نحو معروف باشد نه به نحو و روش ناپسند. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
8- در اين آيه به سه تا از وظايف پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) تصريح مي‌كند كه گوياي وظايف آمران و ناهيان هم مي‌باشد. چون پيامبر (صلي الله عليه وآله) خود آمر و ناهي بود. (جامع البيان)
9- «خذ العفو» را بايد بهترين طريقه براي به نتيجه رساندن امر به معروف و نهي از منكر برگزيده تا مثمر ثمر باشد. (جامع البيان)
10- «و امر بالعرف»، تنها با شناخت معروفها و منكرها مي‌توان مردم را به معروف و منكر امر كرد. (جامع البيان)
11- «و اعرض عن الجاهلين» اين قسمت از آيه هم به سختيها و مشكلات در راه امر به معروف و نهي از منكر اشاره دارد و هم به مرتبه‌اي از مراتب امر به معروف و نهي از منكر (رتبه قلبي)
12- احتمال ضرر بر آمر وناهي در انجام امر به معروف و نهي از منكر مانع از انجام اين فريضه نمي‌شود.(جامع البيان)
1- همواره بايد راه ميانه و اعتدال را در پيش گرفت.
2- تكليف بايد به اندازه طاقت افراد باشد نه بيشتر از آن (در صورتي كه عفو را به معناي حدّ وسط بگيريم)
3- خوب بودن تنها كفايت نمي‌كند، بلكه بايد امر به خوبي نيز (در جامعه) نمود
4- تنها منكرات را انجام ندادن پذيرفته نيست بلكه بايد نهي از منكر نيز نمود.
5- مخاطب آيه تنها پيامبر (صلي الله عليه وآله) نيست بلكه تمام مسلمانان و مصلحان جامعه مورد خطاب آيه مي‌باشد.
6- هم بايد امر به معروف كرد و هم شيوه‌ي امر به معروف بايد پسنديده معروف و نيكو باشد.
7- واژه «جاهل» در برابر «عاقل» است و جاهل در فرهنگ قرآني يعني نابخردان نه بي‌سوادان...
8- در شيوه‌ي عفو و اعراض و گذشت (در باب امر به معروف و نهي از منكر) بايد محكم و استوار بود.
9- امر به معروف در جامعه نبايد متروك شود و معروف، عرف و عارفه هر سه به معناي هر صفت نيكوئي است كه عقل انسان آنرا در مي‌يابد.
الكشف والبيان في تفسير القرآن ثعلبي 

انفال 24

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
«يايها الذين ءامنوا استجيبوا لله و للرُّسول إذا دعاكم لما يحييكم و اعلموا أن الله يحول بين المرء و قلبه و أنّه إليه تحشرون»
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامي كه شما را به سوي چيزي مي‌خواند كه شما را حيات مي‌بخشد. و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مي‌شود. و (همه شما در قيامت) نزد او گردآوري مي‌شويد. 

توبه 67

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
«المنفقون و المنفقت بعضهم من بعض يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا الله فنسيهم إنّ المنفقين هم الفسقون »
مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند آنها امر به منكر و نهي از معروف مي‌كنند؛ و دستهايشان را (از انفاق) مي‌بندند؛ خدا را فراموش كردند، و خدا (نيز) آنها را فراموش كرد (و رحمتش را از آنها قطع نمود) به يقين، منافقان همان فاسقانند.
1- امر به منكر و نهي از معروف جزء اوصاف منافقين به حساب مي‌آيد. (جامع البيان في تفسير القرآن)
2- با شناخت معروف و منكر مي‌توان راههاي مناسب امر و نهي كردن را برگزيد. (جامع البيان)
3- بر آمران و ناهيان لازم است كه معروفها و منكرها را خوب بشناسند تا بر اثر جهالت امر به منكر و نهي از معروف نكنند. (مجمع البيان)
4- امر به منكر كردن و نهي از معروف كردن سبب دوري از رحمت خدا مي‌شود. (ترجمه تفسير الميزان)
5- امر و نهي نكردن نوعي اعراض از ياد خداست. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
6- امر به معروف و نهي از منكر ذكر خداست. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
7- امر به منكر نشانه‌ي فسق و خروج از اعتدال است. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)

توبه 71

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
«و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أوليآء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يقيمون الصّلوه و يؤتون الزّكوه و يطيعون الله و رسوله أولئك سيرحمهم الله إن الله عزيز حكيم»
مردان و زنان با ايمان ولي (و يار و ياور) يكديگرند، امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند، نماز را بر پا مي‌دارند؛ و زكات را مي‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مي‌كنند؛ به زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي‌دهد؛ خداوند توانا و حكيم است.
1- امر به معروف و نهي از منكر جزء مقدمات و شرايط ايمان مي‌باشد. (جامع البيان)
2- مقدم شدن امر به معروف و نهي از منكر دليل بر اهميت اين فريضه مي‌باشد. (جامع البيان)
3- علت تقدم امر به معروف و نهي از منكر شايد به اين خاطر باشد كه بر پايي نماز، پرداخت زكات و اطاعت خداوند و رسول (صلي الله عليه و آله) با عملي شدن اين دو فريضه تحقق مي‌يابد. (جامع البيان)
4- زحمت آمران و ناهيان بي‌پاداش نخواهد بود و رحمت خداوند پاداش اين زحمات مي‌باشد. (جامع البيان، ترجمه‌ي تفسير الميزان)
5- دلالت بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر دارد. (مجمع البيان)
6- در تشخيص معروف و منكر يكي از دو وسيله شناخت (شرع و عقل) لازم و ضروري است. (مجمع البيان)
7- عاقبت كساني كه امر و نهي نمي كنند جهنم و خلود در جهنم است. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
8- يكي از نشانه‌هاي ايمان امر و نهي كردن است. (ترجمه‌ي تفيسر الميزان)
9- استمرار امر و نهي (يعني امر و نهي كردن بايد مستمر و مدام باشد.) (ترجمه‌ي تفسيرالميزان)
10- امر به معروف و نهي از منكر كردن مؤمنان، همديگر را به خاطر داشتن ولايت در امور يكديگر است آن هم ولايتي كه تا كوچكترين افراد اجتماع راه دارد. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
11- طاعت هم آن نيست كه بر مهر نهي پيشاني. لذا امر به معروف و نهي از منكر بر نماز مقدم شمرده شده است. (ترجمه‌ي تفسيرالميزان)
12- امر و نهي نكردن نشانه‌ي بي‌ايماني است. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)

توبه 112

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم 
«التّئبون العبدون الحمدون السئحون الركعون السجدون الآمرون بالمعروف و النّاهون عن المنكر و الحفظون لحدود الله و بشّر المؤمنين»
توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران آمران به معروف، نهي‌كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاي) الهي، (مومنان حقيقي‌اند). و بشارت ده به (اينچنين) مومنان
1- ذكر امر به معروف و نهي از منكر در كنار توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاس گويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان نشانه‌ي اهميت اين مسئله است. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
2- آمرين به معروف و ناهين از منكر حافظان حدود و مرزهاي الهي هستند. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
3- امر به معروف و نهي از منكر كردن نشانه ايمان است و بشارت پروردگار را به همراه دارد. (ترجمه‌ي تفسير الميزان)
4- اين آيه تهديدي است براي افرادي كه منكري را مي‌بينند و نسبت به آن ساكتند و هيچ واكنشي نشان نمي‌دهند. (تفسير عياشي)
5- امر به معروف و نهي از منكر وظيفه‌اي عمومي و اجتماعي است. (جامع البيان)
6- ثمرات امر به معروف و نهي از منكر گاهي در افراد ظاهر مي‌شود و گاهي در اجتماع. (جامع البيان)
7- قوام و پايداري يك جامعه در گرو برپايي امر به معروف و نهي از منكر است. (جامع البيان)
8- هدايت يافتن و عمل نتيجه‌ي محقق شدن امر به معروف و نهي از منكر مي‌باشد. (جامع البيان)
9- آگاهي يافتن آمران به معروف و ناهيان از منكر نسبت به محدوده‌وظايفشان. (جامع البيان)
10- اگر بخواهيم امر و نهي ما مثمر ثمر باشد بايد بين قول و عمل خود هماهنگي به وجود آوريم. (جامع البيان)

هود 88

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
«قال يقوم أرءيتم إن كنت علي بينه من ربي و رزقني منه رزقاً حسناً و مآ أريد أن أخالفكم إلي مآ أنهاكم عنه إن أريد إلاّ الإصلح ما استطعت و ما توفيقي إلاّ بالله عليه توكّلت و إليه أنيب»
گفت: اي قوم! به من بگوييد هرگاه من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبي به من داده باشد (آيا مي‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم) من هرگز نمي‌خواهم چيزي كه شما را از آن باز مي‌دادم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا كه توانايي دارم ـ نمي‌خواهم! و توفيق من جز به خدا نيست بر او توكل كردم! و به سوي او باز مي‌گردم.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۲۰
نظرات (0)
،
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۸
نظرات (0)
،

مطالب با بيشترين آمار بازديد

مطالب با بيشترين آمار بازديد

براي دريافت مطلب روي آن كليك نماييد

الف:    مطالب مربوط به ادبيات و ژورناليزم (خبرنگاري)

1-     اهميت وسايل ارتباط جمعي

2-     انواع ژورناليسم

3-     چرا ويرايش كتاب و آثار لازم است؟

4-     تلويزيون هاي افغانستان و سريال ها

5-     نكاتي براي ترجمان ها

6-     كمپيوتر و راه هاي جديد براي آموزش

7-     مطبوعات افغانستان در ايام پادشاهي امان الله خان

8-     انواع خبر از لحاظ حجم

9-     تاريخچه راديو

10-                        راديو و آموزش

11-سياست و ژورناليزم در شعر

12-مفهوم اطلاع  

۱۳-خبر نگاري 

۱۴- استاندرد هاي حرفوي در ژورناليسم  

۱۵-تلفن چگونه اختراع شد 

۱۶- تاريخچه ترجمه در افغانستان 

17- سينما 

18- نقش كارگردان در تلويزيون 

19- گروه توليد در تلويزيون 

20- برنامه زنده يا ضبط شده 

21- نماي تصوير در تلويزيون 

22- نگاهي بر چگونگي استديو 

23- تلويزيون امروز

ب:      مطالب مربوط به روانشناسي

1-     رشته هاي روانشناسي

2-     هپنوتيزيم چيست؟

3-     ضمير ناخود آگاه و خودآگاه انسان

4-     سيستم هوشمند فرا رواني

5-     راه هاي روانشناسي براي ميليونر شدن  

۶- روانشناسي بر اساس گروه خوني 

ج:       مطالب مربوط به جامعه شناسي

1-     معني و هدف جامعه شناسي

2-     تاسيسات دولتي

3-     جنون و خودكشي

4-     جامعه شناسي تعليم تربيت

5-     شخصيت چيست؟ 

۶- سفارت

د:        مطالب مربوط به اقتصاد

1-     اقتصاد

2-     بيكاري و انواع

3-     تاريخچه بورس در جهان

4-     دوره بي ثباتي مالي جهان

5-     رابطه بين جامعه شناسي و اقتصاد 

6- رابطه اقتصاد با تاريخ 

7- كالا و اقسام آن

8-  موضوع علم اقتصاد

9 - توليد و عوامل توليد

10 - سير تكامل اقتصاد 

هـ:      مطالب مربوط به حقوق

1-     حقوق بشر

2-     5 تعريف از سياست

3-     خواستگاري و نامزدي

4-     تعريف اوصاف و اهداف ازدواج

5-     قانون چيست؟ 

۶- امنيت

و:       گفته هاي بزرگان

1-     اندرز ها و انديشه ها

2-     چند شعر از مولاناي بزرگ بلخ

3-     انسان داراي دو وجه است(استاد بديع الزمان سعيد نورسي)

4-     ارزش هاي انسان

5-     عشق در ديد بزرگان

6-     دوست داشتن از ديد بزرگان

7-     رنج از ديد بزرگان

8-     زندگي در نگاه بزرگان

9-     اميد در نگاه بزرگان

10-زن در نگاه انديشمندان

11-تجربه از ديد بزرگان 

۱۲-اندرز هاي از مخزن الاسرار 

۱۳- اديسون قهرمان مخترعين

ز:       موضوعات جالب

1-     جن

2-     جالب و خواندني

3-     ماه عسل چگونه به وجود آمد

4-     حلقه ازدواج 

۵- سفيد بودن لباس عروس 

۶- بيايد لحظه شادباشيم 

۷- ۶۰ ضرب المثل در رابطه به ازدواج 

۸- طروق و راه هاي جذب ديگران 

۹- قديمي ترين رد باي انسان 


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۸
نظرات (0)
،

10 اختراع مسلمانان كه جهان را متحول كرد

10 اختراع مسلمانان كه جهان را متحول كرد

آيا ميدانستيد كه 10 اختراع مسلمانان كه جهان را متحول كرد

پروفسور سليم الحسني» رئيس بنياد علوم، فناوري و تمدن مي گويد: حفره اي در دانش بشر به وجود آمده است زيرا ما از تاريخ رنسانس به تاريخ يونانيان پريده ايم و بخشي را ناديده گرفته ايم. برخي ابتكارات مسلمانان اكنون در موزه علوم لندن به صورت نمايشگاهي درآمده و« الحسني» اميدوار است اين نمايشگاه بتواند مشاركت فرهنگ هاي غير غربي از جمله فرهنگ هاي اسلامي را كه زماني در كشورهايي مانند اسپانيا و پرتغال، جنوب ايتاليا و بخش هايي از چين حكمفرما بوده اند، آشكار سازد.

در ميان برترين ابداعاتي كه توسط مسلمانان در جهان صورت گرفته و به گونه اي پايه ابداعات جديدتر و پيشرفته تر را فراهم آورده، .«پروفسور سليم الحسني» رئيس بنياد علوم، فناوري و تمدن 10

ابتكار برتر را به اين ترتيب انتخاب كرده است:

جراحي: پزشك مشهور "الزهراوي" يك كتاب مرجع هزار و 500 صفحه اي مصور را از جراحي ارائه كرده كه مدت 500 سال به عنوان مرجع در كشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. يكي از ابداعات مشهور وي كشف امكان استفاده از روده گربه براي بخيه‌زدن جراحت ها بوده است. هم‌چنين اولين جراحي سزارين و ابداع اولين انبرك جراحي نيز به وي منصوب شده است.

ماشين پرواز: "عباس ابن فرناس" اولين فردي به شمار مي رود كه اولين تلاش هاي واقعي را براي ساخت ماشين پرنده در جهان انجام داده است. در قرن 9 وي دستگاه بالداري را ابداع كرد و طي آزمايش مشهور خود در كوردوبا در اسپانيا با كمك اين ماشين براي چند لحظه به پرواز پرداخت و سپس به زمين سقوط كرد كه بر اثر اين سقوط كمرش شكست. ابداع وي به طور قطع الهام بخش هنرمند و طراح مشهور ايتاليايي لئوناردو داوينچي بوده است.

دانشگاه: در سال 859 پرنسسي جوان به نام «فاطيما‌الفرهي»اولين دانشگاه اهدا كننده مدرك را در «موروكو » بنيان گذاري كرد. خواهر وي«ميريام» مسجدي را در جوار اين دانشگاه بنا كرد كه در كنار يكديگر مجتمع"الكاراوين" را شكل داد كه اين مجتمع با گذشت هزار و 200 سال هم‌چنان پابرجاست.

جبر: كلمه جبر از نام رساله مشهور خوارزمي رياضي دان پارسي قرن 9 به نام كتاب جبر و مقابله برگرفته شده است. در اين كتاب كه بر اساس سيستم هاي هندو و يوناني نگاشته شده است ترتيب جبري جديد سيستم هاي اعداد گويا، گنگ و مقياس هاي هندسي يكپارچه شده است. خوارزمي همچنين اولين رياضي‌داني است كه ايده استفاده از توان را مطرح كرد. 

نور: بسياري از پيشرفت هاي به دست آمده در مطالعات مرتبط با نور از جهان اسلام سرچشمه مي گيرد.« ابن هيثم» دانشمند سرشناس ايراني يكي از دانشمنداني است كه ثابت كرد چشم انسان اجسام را به دليل بازتاب نور روي سطح آن ها مشاهده مي كند و با اين كشف خود نظريه هاي اقليدس و بطلميوس را مبني بر اين كه نور از چشم انسان تابش داده مي شود، رد كرد. اين دانشمند بزرگ همچنين كاشف اوليه پديده اتاق تاريك عكاسي به شمار مي‌رود.

موسيقي: موسيقي‌دانان مسلمان تاثير غير قابل انكاري روي اروپا داشته اند. در زمان فرمانروايي «شارلماني» يا «كارل بزرگ» وي تلاش بسياري براي رقابت با موسيقي ايران و كورودوبا در اسپانيا داشته است. از جمله سازهايي كه از خاورميانه به اروپا راه يافته اند مي توان به عود و رهاب كه در واقع از اجداد ويولون به شمار مي رود، اشاره كرد.

مسواك: پيامبر مسلمانان حضرت محمد(ص) باعث رواج مسواك شده اند و استفاده از اولين مسواك نيز توسط ايشان بوده است. در آن زمان ايشان با استفاده از شاخه‌اي از درختي به نام مسواك (Meswak) دندان هاي خويش را تميز مي كرده اند. موادي مشابه آن چه در شاخه درخت مسواك موجود بوده است اكنون در ساختار خميردندان ها استفاده مي شود.


بيمارستان: بيمارستان هايي كه اكنون مي شناسيم در واقع از قرن 9 و از كشور مصر سرچشمه مي گيرند. اولين مركز پزشكي در جهان بيمارستان احمد ابن تولون بوده كه در سال 872 در قاهره تاسيس شده است. اين بيمارستان بر اساس سنت مسلمانان كه از بيماران نيازمند حمايت مي كند به افراد نيازمند به صورت رايگان كمك هاي بهداشتي و پزشكي عرضه مي كرده است.

ميل لنگ: فناوري استفاده از اين ابزار براي اولين بار توسط الجزري در قرن 12 ابداع شد كه به تدريج در سراسر جهان گسترش يافت و در ابداعاتي مانند دوچرخه و موتورهاي احتراقي داخلي مورد استفاده قرار گرفت.

قهوه: اين نوشيدني كه اكنون به اصلي ترين نوشيدني در غرب تبديل شده، براي اولين بار حدود قرن 9 در يمن آماده نوشيدن شده است، سپس توسط گروهي از دانشجويان به قاهره منتقل شد و در قرن 13 به تركيه رسيد اما تا قرن 16استفاده از آن در اروپا رواج پيدا نكرد. 


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۷
نظرات (0)
،

دانستنيها ي قرآن

سجده هاي قرآن
در قرآن مجيد پانزده آيه سجده دار وجود دارد كه بعد از شنيدن يا خواندن چهار آيه آن سجده واجب مي گردد، و بر يازده آيه ديگر سجده مستحبي است .


سجده هاي واجب
1- آيه 15 سوره سجده (الجُرُزْ و يا اَلْمَضاجِعْ)
2- آيه 37 سوره سجده (فصلت)
3- آخرين آيه سوره نَجم
4- آخرين آيه سوره عَلَقْ.


سجده هاي مستحب
1- آخري آيه سوره اَعْراف 2- آيه 48 سوره نَحْل 3- آيه 58 سوره مَرْيم 4- آيه 77 سوره حَجْ 5- آيه 25 سوره نَمْل 6- ايه 21 سوره اِنْشقاقْ 7- آيه 15 سوره رَعْد 8- آيه 107 سوره اَسري 9- آيه 18 سوره حَجْ 10- آيه 60 سوره فُرقان 11- آيه 24 سوره (ص)

گردآوري و نگارش قرآن در زمان حيات پيامبر(ص)
پيامبر اسلام (ص) ــ به منظور صيانت نصوص قرآني ــ علاوه براستمداد از نيروي حـافظه مـردم دستـور داد قرآن را بنويسند، وآنا نكه دست اندركار نگارش قرآن بودند به "كتـّاب وحـي" نا مبردار بوده اند.
شمار اين نويسندگان وحي به چهل و سه و يا چهل و پنج نفر بالغ مي گردد كه در زمان پيامبر اسلام (ص) به كتابت وحي اشتغال داشته اند.
لازم به ذكر ست كه پنج نفر از كاتبان وحي كه عبارت بودند از:
علي بن ابيطالب و زيد بن ثابت و عبد‎‎الله بن مسعود و معاذ بن جبل و ا‏‏ُبّي بن كعب بيشتر افتخار حضور پيامبر را داشته اند و حضرت علي (ع) سرپرست و ناظر آنان بوده است.

گرد آوران قرآن
كساني كه به گرد آوري قرآن در زمان رسول اكرم (ص) اقدام كرده اند عبارتند از:
علي بن ابيطالب (ع)
معاذ بن جبل
زيد بن ثابت
اُبَّي بن كعب
ابوزيد ثابت بن زيد بن نعمان

اولين گردآورنده قرآن
دراينكه چه كسي پس از وفات رسول خدا (ص) به جمع وتدوين قرآن وترتيب سُوَرآن قيام كرد ــ ازنظر محققان اهل سنت ــ اختلاف نظر وجود دارد. ولي آنچه علماء شيعه و اهل سنت اظهار كرده اند، و مي توان ضمن آن به قدر متيقّن (به طور يقين) و جامعي دست يافت، اين است كه اميرالمؤمنين علي (ع) آغازگر تدوين قرآن بر حسب وصيت و سفارش پيغمبراكرم (ص) پس از رحلت آن حضرت بوده است.
سيوطي مي نوسيد: "از طريق ابن سيرين نقل شده است كه گفت: علي (ع) هنگامي كه پيامبر(ص) رحلت نمود، فرمود: سوگند ياد كردم كه رداء برنگيرم جز براي نمازجمعه تا آنگاه كه قرآن را جمع آوري نمايم، و درنتيجه موفق به جمع قرآن شده ام."
سپس سيوطي پس از نقل اين روايت، اضافه مي كند:"پس از بيعت مردم با ابي بكر، علي (ع) در خانه خود نشست. به ابي بكرگفتند: علي (ع) نمي خواهد با تو بيعت نمايد. ابي بكر، شخصي را نزد آن حضرت فرستاد، و به اوگفت: آيا بيعت با مرا مكروه مي داري؟ علي (ع) فرمود: من ديدم كه در كتاب خداوند (يعني قرآن) چيزها يي افزوده مي شود. پس با خود گفتم كه جز براي نماز، ردا برنگيرم تا قرآن را جمع آوري كنم. ابي بكرگفت: كار شايسته اي را انجام داده اي."
نظر عدهاي ازمحدثان و محققان برآنست كه مصحف علي (ع) به عنوان سپرده امامت به فرزندش امام حسن مجتبي (ع) رسيد و به تدريج به همان عنوان "ميراث امامت" از امامي به امام ديگرمنتقل گشت، كه سرانجام در اختيار آخرين و دوازدهمين امام شيعه قرار گرفت كه پس از ظهورخود، آن را به مردم ارائه خواهند نمود.

جمع آوري قرآن درزمان خلفا
پس از رحلت پيامبر اسلام (ع) چون عده زيادي از قاريان و حافظان قرآن در جنگ يمامه (از نواحي شرق حجاز) كه با مُسلميه كذّاب صورت گرفت، به شهادت رسيدند، ابوبكر به زيد بن ثابت سفارش جمع آوري قرآن را داد و در زمان عثمان به لحاظ اينكه قاريان بيشتر متكي به حافظه خود بودند و به دليل فتح سرزمينهاي جديد و مسلمان شدن مردم آن سرزمينها كه زبان غيرعربي داشتند.اختلاف در قرائت به وجود آمد و چـون قرآن بدون نقطه و حركات و با خط كـوفي نوشته مي شد، قرائـت آن براي همه ميسّر نبود، در سال30 هجري عثمان دستور داد، شورائي مركب از 12 نفر از قريش و انصار با نظارت زيد بن ثابت تشكيل شود و با مراجعه به نسخه هاي قرآن موجود در شهرهاي مختلف و تطبيق آنها با قرآني كه عثمان از حفصه همسر پيامبر گرفته بود، مجدداً قرآن را با كمال دقت با خط كوفي بنويسند. و بدين ترتيب عثمان مسلمين را بر يك قرائت وادار نمود و قرآنهاي موجود امروز همان است كه از روي نسخه عثمان گرفته اند. و يك نسخه از قرآن نامبرده در كتابخانه ملي پاريس مـوجود است. درنتيجه مي توان گرد آوري قرآن را به سه دوره مشخص تقسيم كرد:
1- زمان پيامبر اكرم (ص)
2- دوره ابوبكر
3- دوره عثمان

نوشت ابزاري كه معمولاً درابتدا آيات قرآن را برآن مي نوشته اند
1- اَقْتاب: درآن زمـان معـمولاً چوبهايي مي ساختند كه تقـريباً پهن و صاف باشد، و آن را جهت سـوار شدن بر پشت شتران مي گـذاشتند. اين چوبها به جهت قسمت صاف و مناسبي كـه داشت، گاهـي جهت نوشتن مطالب گوناگون از جمله بعضي از آيات قـرآن بـه كـار مي رفته است كه اينگونه چـوبها را اَقتـاب مي گفته ا ند.
2- اَكْتاف: جمع "كِتْف" به معناي استخوان شانه است در آن ادوار نيز گاهي اين استخوانها را به گونه اي قرار مي دادند كه پس از خشك شدن آماده براي نوشتن باشد.
3- حَريرْ: نـوعي پارچه بوده است كه به جهت دوامي كه داشته، آيـات قـرآن را روي آن مي گذاشتند.
4- رَق: نوعي برگ سفيد يا پوست نازك و لطيفي بوده كه از آن جهت كتابت قرآن استفاده مي كرده اند.
5- سِجِلْ: اين كلمه به معني عهدنامه وكتيبه است كه قضات صورت دعاوي و احكام شرعيه را برآن مي نوشتند.
6- صُحُف: اين هم يك نوع برگ نازك بوده كه جهت نگاشتن و نويسندگي مفيد و روي آن كتابت ميكرده اند.
7- عَسَبْ : اين لغت به معناي چوب درخت خرما ست،كه داراي برگهاي پهن و مناسبي بوده است و جهت كتابت آيات و موارد ديگر از آن استفاده مي كرده اند.
8- قِرطاسْ: اين واژه به معناي كاغذ است در آن ايام لوحه هايي ازكاغذ وجود داشته كه در نگارش آيات خدا از آنها استفاده مي كرده اند اين لغت در قرآن نيز آمده است.
9 - قَـلَمْ: اين كلمه در چهار آيه از سُوَر قرآن بيان گشته و از آنجا كه وسيله مهمي درآموزش و آموختن علوم و شناساندن هستي و جهان آفرينش است، خداوند تبارك و تعالي آن را با اهميت شمرده و حتي به آن سوگند خورده است و سوره اي از سور قرآن را نيز به آن اختصاص داده است.
10- مِداد: اين لغت نيز بيانگر نوعي نوشت ابزار است به معني مركـّب كه در قـرآن نيز ذكـر شده است.

نامهاي قرآن
بعضي از دانشمندان بيش از 90 نام براي قرآن ذكركرده اند.
سيوطي به نقل از كتاب "البرهان" زركشي مي نويسد: قاضي شيذله پنجاه و پنج نام براي قرآن ياد كرده است كه عبارتند از:
كِتابْ، مُبينْ، قُرآن، كَرِيمْ، نُور، هُدي، رَحْمَةْ، فـُرْقانْ، شِفاءْ، مَوْعِظَة، ذِكْر، مُبارَك، مَرفُوعَة،عَلـِّيٍ، حِكْمه، حَكيمْ، حَبْل، مُطَهَّرة، صِراط، مُستَقيم، قَيّم، قَوْل، فَصْل، نَبَأ، اَحْسَنَ الْحَديثْ، مَثاني، مُتَشابِه، تَنْزيلْ، رُوح، وَحي، عَرَبّي، بَصائِر، صُحُف،بَيانْ، عِلم، حَقّ، مُكـَرَّمَة، هادي، عَجَب، تَذْكِرَة، عُروَةُ الْوُثـْقي، صدقْ، عَدْل، اَمْر، مُنادي، بشْري، مَجيد، زَبُور، بَشير، نَذيْر، عَزيز، بَلاغْ، قـِصَص، كـَلامْ و مُهَيْمِنْ.

قرآن دركلام معصومين (ع)
1- عظمت قرآن:
قالَ رَسُولُ الله (ص): "فَضْلُ الْقُرآنِ عَلي سائِرِ الْكَلامِ كَفَضْلِ اللهِ عَلي خَلْقِهِ"
رسول خدا (ص) فرمود: برتري قرآن بر ساير سخنان، مانند برتري خداوند است بر بندگانش.
2- تعليم و تعلّم قرآن:
قالَ رَسُولُ الله (ص): "خِيارُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرآنَ وَ عَلَّمَهُ"
رسول خدا (ص) فرمود: بهترين شما كساني هستند كه قرآن آموخته و به ديگران تعليم مي دهند.
3- نگاه كردن به كلمات قرآن:
قالَ رَسُولُ الله (ص): "اَلنَّظَرُ فِي الْمُصْحَفِ مِنْ غَيْرِ قِراءَةٍ عِبادَةٍ"
رسول خدا (ص) فرمود: نگاه كردن به صفحات قرآن (حتي بدون خواندن آن) عبادت است.
4- قرآن خواندن جوان:
قالَ الصّادق عَلَيْهِ السَّلامْ: "مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤْمِنٌ، اِخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ"
امام صادق (ع) فرمود: كسي كه قرائت قرآن كند در حالي كه جوان با ايمان باشد قرآن با گوشت و خونش آميخته مي شود.
5- تأثير قرآن خواندن:
قالَ رَسُولُ الله (ص): "اِنَّ الْقُلُوبُ تَصْدَءُ كَما يَصْدَءُ الْحَديدُ فَقيلَ يا رَسولُ اللهِ ما جَلاءُها، قالَ: تَلاوةُ الْقُرْآنَ وَ ذِكْرُ الْمُوْتِ"
پيامبر (ص) فرمود: به درستي كه دلها زنگ مي گيرد، آنچنان كه آهن زنگ مي گيرد، عرض شد يا رسول الله (ص) جلاي آن با چيست؟
فرمودند: تلاوت قرآن و ياد كردن مرگ است.
6- عمل به دستورات قرآن:
قالَ رَسُولُ الله (ص): "ما امَنَ بِالْقُرآنِ مَنْ اِسْتَحَلَّ مَحارِمَهُ"
پيامبر (ص) فرمودند: ايمان نياروده است به قرآن كسي كه حلال بداند چيزهاي را كه قرآن حرام كرده است.
7- تلاوت قرآن در خانه:
قالَ النَّبُي (ص): "نَوِّرُوا بُيُوتِكُمْ بِتِلاوَةِ الْقُرآنَ وَ لا تَتَّخِذُوها قُبُوراً كَما فَعَلَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصاري، صَلُّو فِي الْكَنائِسِ وَ الْبِيَعِ وَ عَطَّلُوا بُيُوتَهُمْ فَاِنَّ الْبَيْتَ اِذا كَثُرَ فيهِ تَلاوَتُ القُرْآنِ كَثُرَ خَيْرَهُ وَ التِّسَعَ اَهْلُهُ وَ اَضاءَ لِاَهْلِ السَّماءِ"
پيامبر گرامي (ص) فرمود: نوراني كنيد خانه هاي خودتان را با تلاوت قرآن و آن را قبرستان قرار ندهيد كما اينكه يهود و نصار كردند، نماز در كليساها و (كنيسه ها) خواندند و خانه هاي خود را معطل گذاشتند، پس به درستي كه اگر زياد شود تلاوت قرآن در خانه اي خير و وسعت براي اهل آن زياد مي شود و مي درخشد و به اهل آسمان نور مي دهد، آنچنان كه ستاره هاي آسمان به اهل زمين نور مي دهد و مي درخشد.
8- فهم و درك قرآن:
قالَ عَليٌ (ع): "مَنْ فَهِمَ الْقرآنَ فَسَّرَ جُمَلَ الْعِلْمْ"
علي (ع) فرمود: هر كس قرآن را بفهمد تمام علوم را تفسير مي كند. (در قرآن به تمام علوم اشاره شده است).
9- احترام قرآن:
قال رَسولُ الله (ص): "مَنْ وَقَّرَ الْقُرآنَ فَقَدْ وَقَّرَاللهَ وَ مَنْ لَمْ يُوقَّرَ الْقُرآنَ فَقَدْ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ اللهِ، حُرْمَةُ الْقُرْآن عَلَي اللهِ كَحُرْمَةِ الوالِدِ عَلَي الْوَلَدْ"
رسول خدا (ص) فرمود: كسي كه از قرآن تجليل كند، از خدا تجليل كرده و كسي كه قرآن را تجليل نكند به حريم خدا اهانت كرده، حرمت و قدر قرآن نزد خدا مانند برتري پدر بر فرزند است.
10- كساني كه قرآن را به زحمت ياد مي گيرند:
قالَ الصّادق (ع): "اِنَّ الَّذي يُعالِجُ الْقُرآنَ وَ يَحْفَظَه بَمِشّقةٍ مِنْهُ (قِلَّة حِفْظٍ) لَهُ اَجْرانْ"
امام صادق (ع) فرمود: كسي كه كشش حافظه اش كم است و با مشقت قرآن را فرا مي گيرد دو اجر دارد.
11- قرآن و عترت:
قالَ رَسولُ اللهِ (ص): "اِنّي تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ: كتِابَ اللهِ وَ عِتْرَتي اَهْلَ بَيْتي لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الْحَوضْ"
رسول خدا (ص) فرمود: من در ميان شما دو چيز سنگين و (گرانبها) به يادگار مي گذارم: كتاب خدا و اهل بيت من از هم جدا نمي شوند، تا با من نزد حوض كوثر ملاقات كنند.
 


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۵
نظرات (0)
،

ظرفيت علمي بي نظيرانسان

ارزش هاي انسان

انسان نه تنها از نظر ساختمان ظاهري (احسن مخلوقات ) است بكه ارزشهاي ويژه و به خصوص در انسان وجود دارد كه آنها در ساير موجودات عالم نميتوان سراغ كرد:

1- خلافت انسان در روي زمين (انسان خليفۀ خدا در زمين است)

2- ظرفيت علمي انسان: ظرفيت علمي انسان بزرگترين ظرفيت هاست كه يك مخلوق ممكن است داشته باشد خداوند با آموختن (اسما) او را به همه حقايق آشنا ساخت.

3- انسان خدا را ملجا و مبدا ميداند: به خداي خويش در عمق وجدان خويش آگاهي دارد، همۀ انكار ها و ترديد ها ، بيماريها و انحراف هايي است سرشت انسان.

4- انسان داراي عناصر ملكوتي است: در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادي كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد، عنصر ملكوتي و الهي وجود دارد ، انسان تركيبي است از طبيعت و ماوراء الطبيعت ، از ماده و معني، از جسم و جان.

5- آفرينش انسان ، آفرينش حساب شده است: آفرينش انسان ، آفرينش تصادفي نيست، انسان موجوديست كه خداوند او را برگزيد و او را هدايت كرد.

6- او شخصيت مستقل و آزاد دارد، امانتدار خداست، رسالت و مسووليت دارد، از او خواسته شده است، با كار و ابتكار خود زمين را آباد سازد و با انتخاب خود يكي از دو راه سعادت و شقاوت را اختيار كند.

7-انسان از يك كرامت ذاتي و شرافت ذاتي برخوردار است:

خداوند او را از بسياري مخلوقات خويش برتري داده است. او آنگاه خويشتن واقعي خود را درك و احساس ميكند كه اين كرامت و شرافت را در خود درك كند و خود را برتر از پستي ها، دنائتها و اسارت ها و شهوتراني ها بشمارد.

8- انسان دراك است: انسان از وجدان اخلاقي برخوردار است، به حكم الهامي فطري ، زشت و زيبا را درك ميكند.

9- او جز با ياد خدا با چيز ديگر آرام نميگيرد:

خواستهاي او بي نهايت است، به هر چيز برسد از آن سير و دل زده ميشود ، مگر آنكه به ذات بي حد و نهايت (خداوند ج) بپيوندد.

10- نعمت هاي زمين براي انسان آفريده شده است.

11- انسان موجوديست كه براي پرستيدن خداي خويش آفريده شده است.

12- انسان تنها براي مسايل مادي كار نميكند.

13- انسان موجود زيبايي پسند است.

14-انسان داراي روح تقديس و پرستش است.

15- انسان موجود تواناست

16- انسان موجود آگاهست.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۵
نظرات (0)
،

خدا شناسي از خود شناسي

شناخت انسان از ابعاد شخصيتي اش، منجر به كسب اطلاع از اموري مي شود كه به نحوي خارج ازوجود او در عين حال مرتبط با او است. براي انسان (در خودشناسي)، سه وضعيّت متصوّر است:
1ـ سرآغاز و اين كه از كجا آمده است.
2ـ وضعيت كنوني و اين كه چه بايد بكند.
3ـ سرانجام و اين كه به كجا خواهد رفت.(1)
منظور از اين كه انسان بايد خود را بشناسد،‌ اين است كه: بايد وضعيّت هاي حاكم بر وجودش را بررسي كند. البته وضعيت هاي مذكور خارج از وجود انسان و در مقابل آن نيست، بلكه در واقع سير رو به تحول وجود خود انسان است. اگر بخواهد و موضع وجودي خويش را در اين عالم مشخّص كند، ناچار است ابتدا تا انتهاي سير وجود خويش را بشناسد. شناخت مراحل سه گانة حاكم بر سير و جودي انسان دو فايده دارد:
1ـ شناخت كلّ‌ وجود خويش.
2- تأثير هريك از مراحل در شناخت مراحل ديگر.
در ديدگاه و آموزه هاي ديني،‌ شناخت مراحل تكويني بُعد مادي انسان، ديدگاه او را نسبت به خود متحوّل مي كند. تعابيري كه قرآن مجيد براي بيان جنبة مادّي انسان به كار برده است، عبارتند از: خاك،(2) گل،(3) گل چسبنده،(4) لجن متعفّن،(5) نطفه،(6) آب جهنده(7) و لخته خون.(8)

پي نوشتها
1- علي(ع) فرمود: "رحم الله امرءً عرف من أين و في أين و إلي أين؛ خدا رحمت كسي را كه بداند از كجا آمده و در كجا قرار گرفته است و به سوي كجا مي رود".ر.ك: درآمدي بر تعليم و تربيت، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، ص 110، چاپ تهران.
2- حج (22) آية 5.
3- انعام(6) آية 2.
4- صافات (37) آية 11.
5- حجر (15) آية 26.
6- فاطر(35) آية 11.
7- طارق (86) آية‌ 5 و 6.
8- علقه (96) آية 1 و 2.


آگاهي انسان از وضعيت ابتدايي اش او را واقع بين و ديدگاه او را معقول مي كند و وي را از غرور و تكبّر و خود بزرگ بيني باز مي دارد. از نظر قرآن يكي از عوامل كفر، شرك و انحراف، بي اطّلاعي از سر آغاز خلقت و قدرت خداوند در آفرينش موجودات است.(1)
به اين جهت قرآن ما را به تفكر در وضعيت آفرينش انسان ترغيب مي كند.(2) تا خود را بشناسيم و براي انجام تكاليف محوّل در دنيا آماده شويم.
با توجه به اين كه بعضي آيات دلالت بر عظمت انسان دارد و او را برگزيده و خليفه خداوند و مسجود فرشتگان بر مي شمرد، اما آياتي ديگر آدمي را ضعيف، عجول و حريص توصيف مي كند، آگاهي و شناخت انسان از چگونگي خلقت و جايگاه خويش كه هم استعداد ترقي و رشد در او وجود دارد و هم امكان انحراف و طغيان، باعث مي شود دست به انتخاب صحيح بزند. اين خودشناسي، شناخت استعداد و توانايي يا خودشناسي خلقتي است. خودشناسي خلقتي مقدّم بر خداشناسي و خداشناسي مقدّم بر خودسازي است.
پس از آگاهي از سرآغاز و مرحله اوليه سير وجودي خود مي توانيم به معرفت آفريننده خود دست يابيم، زيرا انسان وقتي خود را موجودي ضعيف و حقير دانست و وابستگي خويش را به قدرتي لايزال احساس كرد، راهي به سوي معرفت خدا فراروي او باز مي شود. بنابراين خودشناسي از اين جهت (از جنبة ارتباط با مبدأ و شناخت آن)، مقدمه در زمينه اي براي خداشناسي است. اين دو پشتوانه اطلاعاتي (شناخت خود و خدا)، توشه راه انسان در وضعيّت كنوني است و او را براي خودسازي آماده مي كند. بنابراين خودسازي به طور مستقيم بر شناخت وضعيّت موجود و اطلاع از انگيزه ها، حالات و رفتار انسان در اين وضعيّت موقوف است. اما زماني خودشناسي ضامن خودسازي خواهد بود كه با شناخت مرحلة سوم سير وجودي يعني معاد و سرانجام زندگي، كامل شود.
در اين صورت، هيچ نقطه ابهام و ضعفي در فراهم كردن زمينه براي خودسازي و بناي شخصيت معنوي وجود نخواهد داشت و چنانچه ضعفي وجود داشته باشد، از ناحيه گرايش ها و دل بستگي ها است، نه از ناحية شناخت ها.(3)
نتيجه:
1ـ خود شناسي صرفاً در بُعد اخلاقي مطرح نمي شود، بلكه شامل تمام ابعاد وجودي (اعم از مادي و معنوي) است، اگر چه نتيجه آن صرفاً اخلاقي و معنوي است، چرا كه انسان براي گزينش مناسب در بُعد روح و روان، ناچار است خود را به طور كامل بشناسد.
2- خودشناسي امري دروني نيست، بلكه كسب اطلاعاتي براي شناخت هر چه بيشتر خود مي باشد كه داراي سه مرحله است:
الف) خودشناسي خلقتي،‌يعني شناخت استعدادهاي به كار رفته در آفرينش انسان و كيفيّت تكوين او.
ب) خودشناسي دنيوي، يعني شناخت موقعيّت و جايگاه خود در دنيا.
ج) خودشناسي اخروي يعني شناخت سرانجام حيات خود.
3- خودشناسي خلقتي مقدّم بر خداشناسي و خداشناسي مقدّم بر خود سازي است.
4- ثمرة خودشناسي و خداشناسي در خود سازي و تربيت خويش ظاهر مي شود. بنابراين بدون شناخت انسان به موضوع هاي تربيتي،‌ امكان گذشتن از وضعيّت موجود (در انسان) و رسيدن به وضعيت مطلوب امكان نخواهد داشت.
نكته: انسان ها در وجدان ناخودآگاه خويش، از اين معرفت (خودشناسي) كم و بيش بي بهره نيستند، چنان كه آية سي ام سورة روم به آن اشاره شده است، ولي اكثر مردم در وجدان خود آگاه خويش از آن غافل اند. به عبارتي: بيشتر مردم، آگاهي به وجدان و احساس فطري خويش ندارند و به اصطلاح علم به علم ندارند.
يكي از موضوعاتي كه در خودشناسي و شناخت انسان مهم است، كمال خواهي است چرا كه انسان طالب كمال است و عامل فطرت نيز او را به سوي كمال دعوت مي‌كند، چرا كه تا انسان كمال خويش را نشناسد، از تهذيب نفس و خودسازي باز مي‌ماند.
يكي ديگر از موضوعات مهمي كه در خودشناسي و ارتباط و تقرّب به خداوند نقش دارد، جاودانگي است، يعني انسان دوست دارد كه به حيات جاودان برسد، چرا كه انسان از مرگ ترس دارد، زيرا خيال مي كند كه با مرگ، زندگي اش به پايان مي رسد. براي او زندگي از هر چيزي عزيزتر است و بالاتر از اين آرزوي رسيدن به حيات ابدي است و اين مهمّ در اطاعت خداوند (و با خودشناسي و خداشناسي – خودسازي) رقم مي خورد.
موانعي را مي توان بر سر راه خودشناسي،‌ در درون خويش يافت و آنها را برطرف كرد، چرا كه نخستين گام براي درمان بيماري هاي روحي و جسمي، شناخت بيماري ها است. مرحوم فيض كاشاني براي پي بردن به عيوب خويش چهار راه ذكر مي كند:‌
اوّل اين كه انسان به سراغ استادي برود كه آگاه به عيوب نفس و خفايا و آفات اخلاقي باشد.
دوم: دوست راستگويي را پيدا نموده و او را مراقب خويش كند تا احوال و افعال او را مورد بررسي دقيق قرار دهد.
سوم: انسان عيوب خويش را از زبان دشمنانش بشنود، چرا كه دشمنان با دقّت مراقب عيوب و لغزش هاي انسان هستند.
چهارم: انسان با مردم معاشرت نموده و صفات نكوهيده اي را كه مي بيند، در مورد خودش نيز بررسي كند و ببيند كه آيا اين صفات نكوهيده در او هست؟(4)

پي نوشت ها 
1- انفطار (82) آيه 6 و 7.
2- يس (36) آيه 77.
3- دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، اهداف تربيت از ديدگاه اسلام، ص 139 – 110، با اقتباس و تخليص.
4- محجه البيضاء، ج 5، ص 112 – 114


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۴
نظرات (0)
،

اهميت خودشناسي از نظر قرآن كريم

قرآن كريم براي خودشناسي حساب جداگانه اي باز كرده است، به اين معني كه در قرآن – و فقط در قرآن – سراسر عالم خلقت، آيت و درس است براي خداشناسي؛ يعني اختصاص به انسان ندارد كه انسان فقط خودش را بايد بشناسد تا خداوند را بشناسد.
از نظر قرآن تمام جريانهاي خلقت، تمام واحدهاي آفرينش اعم از آسماني و زميني، هر چه در عالم هست آياتند، يعني علامتها و نشانه هاي وجود مقدس پروردگارند: «ان في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لآيات لاولي الالباب»؛ همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد و شب وروز نشانه هايي است براي صاحبان عقل. (سوره آل عمران: 190)
اينگونه آيات در قرآن زياد است. ولي قرآن در عين حال كه سراسر عالم را كتاب حق تعالي مي داند كه هر سطري از سطرهاي اين كتاب بر علم و حكمت و دانايي مؤلف آن دلالت مي كند، براي نفس انسان حساب جداگانه اي باز كرده؛ يعني از نظر قرآن اين فصل از فصول كتاب آفرينش كه نامش انسان است، براي انسان آموزندگيهايي دارد بالاتر و بيشتر از آنچه كه مثلا درختان دارند.
و بايد توجه داشت كه نفس يا خود انسان – كه از هر چيزي به انسان نزديكتر است - آموزشهايي دارد كه غير او ندارد. اين آموزشها كه از مختصات نفس انسان و براي انسان است چيست؟

البته انسان هم داراي تشكيلاتي است كه در هر طبيعتي هست و از جنبه وظايف الاعضايي، فيزيولوژي و تشريحي، همين طور كه برگ درختان بر معرفت كردگار دلالت مي كند، انگشت يا ناخن انسان هم دلالت مي كند؛ بلكه در هر مويي از مويهاي بدن انسان يا در هر رگ از رگهاي بدن انسان يك دلالتي است. از اين جهت انسان شبيه اشياء ديگر است. اما آموزشهايي است كه مختصات نفس انسان است كه گفتيم قرآن هم براي نفس انسان از نظر شناخت خدا حساب جداگانه اي باز كرده است. اينكه مي گوئيم حساب جداگانه براي اين است كه مثلا مي گويد: «و في الارض ايات للموقنين»؛ در زمين نشانه هاست براي اهل يقين، (كسانيكه بخواهند به مقام يقين برسند. بديهي است انسان هم در زمين است و بيرون از زمين نيست)
ولي راجع به انسان مي فرمايد: «و في انفسكم»؛ و در خود شما. (ذاريات: 21و20)
و يا در آيه ديگر مي فرمايد: «سنريهم اياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق»؛ ما نشانه هاي خود را در جهان و در نفسهايشان به آن ها مي نمايانيم تا بر آنان روشن گردد كه او حق است. (فصلت:53)
حساب آفاق (عالم بيرون) را يك حساب جداگانه ذكر مي كند. مي توانست انسان را هم جزء آفاق ذكر كند ولي براي خود انسان حساب جدا باز كرده: و في انفسهم.

لزوم خودشناسيبراي چه گفته اند خود را بشناس؟ از خودشناسي به كجا مي رسي؟ به عبارت ديگر خودشناسي مقدمه چيست؟ اين را براي دو منظور گفته اند. يكي منظور همين است كه اگر خود را بشناسي، به مهمترين مسئله اي كه براي بشر مطرح است و راز اصلي جهان مي باشد (يعني خدا) پي مي بري. دوم اينكه خود را بشناس تا بداني در زندگي و در جهان چه بايد بكني و چگونه بايد رفتار كني. يعني اخلاق و عمل. اگر خود را نشناسي نخواهي دانست كه رفتار و اخلاقت در جهان چگونه بايد باشد، يعني خودت چگونه بايد باشي، چون اخلاق از آن نظر كه يك سلسله ملكات است برمي گردد به چگونه بودن و اينكه خودت چگونه باشي و چگونه رفتار كني. پس براي پي بردن به بزرگترين رازهاي جهان و مهمترين مسئله اي كه در فكر بشر مطرح است (يعني خدا) خود را بشناس و براي مهمترين مسئله از نظر ابتلاي عملي بشر كه من چگونه بايد باشم و چگونه بايد رفتار كنم (يعني اخلاق) نيز خودت را بشناس.

ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۳
نظرات (0)
،

مقصود از خود شناسي چيست؟

سوال: مقصود از خود شناسي چيست؟

پاسخ :
 
  در پاسخ به اين پرسش، ابتدا به چند نكته به عنوان مقدمه، اشاره مي كنيم و سپس مقصود از خود شناسي را بيان خواهيم نمود. 

1- شناخت حصولي و حضوري:
     
در يك تقسيم بندي كلي انسان شناسي به شناخت حصولي و حضوري انسان تقسيم مي شود. مراد از شناخت حصولي انسان، شناخت باواسطه و غيرمستقيم آدمي است، اين شناخت معمولا به واسطه مطالعه، تحصيل، تحقيقات علمي، تفكرات عقلاني و تامل و تدبر در متون ديني حاصل مي شود. محصول اين تلاش علمي، دست يابي به مفاهيم و نتايج علمي اي است كه بوسيله آنها مي توان تا حدود زيادي چهره واقعي انسان را مشاهده نمود. 
     شناخت حضوري انسان، ادراك و شعور بي واسطه حقيقت انساني است. اين گونه شناخت كه نور چشم عارفان و آرزوي مؤمنان راستين است در سايه رياضت نفس، تهذيب درون، مراقبت دل، و نوعي درون نگري حاصل مي شود و البته بهترين راهي است كه پرده از راز حقيقت انسان برمي دارد و واقعيت او را آنگونه كه هست، برخويشتن مي نماياند. شناخت حضوري خاص عارفان و سالكان است و معمولا براي عده كمي از انسان ها اين توفيق دست مي دهد.

2- معرفت نفس:
     
در تعاليم ديني و همچنين آموزه هاي عرفان و فلسفه اسلامي و حتي غيراسلامي بر لزوم تلاش براي معرفت نفس تأكيد شده است و حتي در برخي روايات، معرفت نفس به عنوان برترين معرفت و دريچه اي به سوي درك مبدأ ربوبي، معرفي شده است؛ مانند اين دو روايت از علي(ع) كه در آن فرموده است: ( معرفه النفس انفع المعارف) معرفت نفس سودمندترين شناخت ها است (نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفه النفس) كسي كه موفق به معرفت نفس شود، به بزرگترين رستگاري نايل شده است. (غررالحكم ج 6 ص 172- انتشارات دانشگاه تهران.)
     در اين زمينه بعضي خود شناسي را مرادف با مضمون اين روايات مي شمارند و حال آنكه معرفت نفس، به معنايي كه مورد نظر اين روايات و كلمات عرفا و حكما است، شناخت حضوري حقيقت نفس مجرد انساني است نه شناخت حصولي آن. (شناخت انسان از نظر قرآن، ص ،7 حجه الاسلام واعظي)

3- انسان شناسي:
    
هر فرد از افراد انساني، تركيبى از ويژگيهاى نوعى و فردى است. ويژگي هاي نوعي، خصوصياتي است كه در تمام افراد انساني به صورت مشترك وجود دارد، مانند غريزه، فطرت، توانايي ها و نيازهاي مشترك و ويژگي هاي فردي خصوصياتي است كه هر فرد را از ساير افراد انساني ممتاز مي كند. مقصود از انسان شناسي علمي است كه با استفاده از روش هاي علم حصولي؛ مانند كلام، فلسفه و عرفان مي كوشد تا ابعاد وجودي مشترك، توانايي ها و نيازهاي فطري و غريزي انسان را بررسي نمايد. يكي از مباحث مهم اين شناخت بيان مقام و جايگاه انسان در هستي و ارزش فوق العاده او در ميان پديده هاي عالم است. 

4- خود شناسي:
     
خود شناسي نيز دو گونه تصور مي شود، يكي خودشناسي به معناي معرفت نفس كه راه تحصيل آن علم حضوري و روش عرفاني است و ديگري به معناي انسان شناسي است كه عمدتا از طريق علم حصولي بدست مي آيد.
     شناخت حضوري نفس اساسا از محور بحث هاي ما خارج است، زيرا چنين شناختي يك تجربه فردي به حساب مي آيد و نمي تواند به صورت يك علم جمعي كه با تعليم و آموزش، قابل انتقال به ديگران باشد استفاده كرد. عبادت، ذكر، توجه، مراقبت از نفس و درون نگري اسبابي هستند كه فرد را به چنين شناختي نايل مي كنند، نه پژوهش و تحقيق و استدلال و آزمون.

مقصود ازخود شناسي:
     
در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه مقصود از خودشناسي چيست؟ آيا خودشناسى به معناى شناخت نوع انسان است؟ يا به معناى شناخت هر فرد از خويشتن است، خويشتنى كه مركب از ويژگيهاى مشترك با ديگران و ويژگيهاى اختصاصى هر فرد است؟ اگر خودشناسى به معناى شناخت جنبه‏هاى اشتراكي افراد نوع انسان باشد، خودشناسي همان انسان‌شناسي است. و اگر مقصود از خودشناسى شناخت هر فرد از خويشتن باشد، خودشناسى بخشي از انسان‏شناسى خواهد بود. 
     انسان‏شناسى به روش صد در صد شهودى و درون نگرانه امكان‏پذير نيست، زيرا شناخت هر فرد از خويشتن اگر با روش درون نگرى و از طريق علم حضورى صورت گيرد، نتيجه آن شناخت مجموع ويژگيهاى نوعى و شخصى خواهد بود و تمييز ويژگى‏هاى نوعى و شخصى از يكديگر فقط با مشاهده خصوصيات ديگران ممكن خواهد شد. بنابراين اگر پس از درون نگرى بگوييم خودشناسى (به معناى خاص) كرده‏ايم. سخن درستى گفته‏ايم، ولى اگر بگوييم انسان‏شناسى كرده‏ايم، سخن ما نادرست است؛ زيرا براى تبديل خودشناسى به انسان‏شناسى بايد به مشاهده ويژگى‏هاى ديگران بپردازيم و با مقايسه خود و ديگران اوصاف مشترك و مختص خود را از هم باز شناسيم. البته در صورتى كه اين مرحله تكميلى را انجام دهيم، انسان‏شناسى كرده‏ايم و انسان‏شناسى ما باز هم علمى حصولى را نتيجه داده است. 
     بنابراين مقصود از خودشناسي در مباحث حاضر كه جنبه آموزشي دارد، انسان شناسي يعني شناخت ويژگي هاي نوعي و همچنين ويژگي هاي فردي از طريق علم حصولي است، منتهي تمام شاخه هاي علم حصولي راجع به انسان نيز در اين بحث بررسي نمي شود. در خودشناسي اخلاقي، معرفت به آن دسته آموزه ها راجع به خود انساني بررسي مي شود كه زمينه ورود انسان به مرحله خودسازي و سلوك الي الله و رسيدن به كمال و سعادت را فراهم مي آورد. (شناخت انسان از نظر اسلام، ص8)
     بنيادي ترين حوزه هاي بحث در خودشناسي اخلاقي يكي راجع به هويت انسان است. دراين بخش ابعاد، ساختار، سرشت، استعدادها و نيازهاي انسان مورد بررسي قرار گيرد و ديگري مباحث ارزشي درباره انسان است كه به بحث و بررسي ارزش وجودي انسان و كمال و سعادت او اختصاص مي يابد و بخش سوم درباره زندگي انسان پژوهش مي كند و به معناي زندگي و هدف آفرينش انسان خواهد پرداخت.

براي مطالعه بيشتر رجوع شود به:
شناخت انسان از نظر قرآن، حجه الاسلام واعظي.



ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۳
نظرات (0)
،

خود شناسي

ضرورت انسان شناسي از ديدگاه هاي مختلف :

 ديدگاه فلاسفه و متفكران : سقراط مي گويد : خودت را بشناس . سقراط اولين فيلسوفي (در تاريخ فلسفه غرب) است كه به موضوع خود شناسي پرداخته است ، مايه شناخت همه چيز، شناخت انسان است .

گاندي اصل و اساس شناخت هستي را خود شناسي مي داند : كسي كه خود را نمي شناسد هيچ چيز را نشناخته است .

ديدگاه شعرا : مولوي مي گويد : روزها فكر من اين است ، همه شب اين سخنم كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم .

ازكجا آمده ام آمدنم بهر چه بود       ************      به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم

پاسخ به اين سؤال ، انسان شناسي است .

قرآن كريم مي فرمايد :

يأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُو عَلَيكُم أَنفُسَكُم لَا يضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إذَا اهتَدَيتُم إِلَي اللَّهِ مَرجِعُكُم جَمِيعاً فَينَبِئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلوُنَ  ( سوره مائده آيه 105)

اي كساني كه ايمان آورده ايد بر شما باد خودتان ( خودتان را خيلي مراقبت كنيد )  هرگاه شما هدايت يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زياني نمي رساند بازگشت همه به سوي خداست .

حضرت علي :

  •  لا معرفه كمعرفتك بنفسك . هيچ معرفتي ارزشمند تر از معرفت تو نسبت به خودت نيست .
  • قال الفوز الا كبر من ظفر بمعرفه النفس . هر كس خود را بشناسد به سعادت بزرگي رسيده است .
  •  من عرف نفسه فقد انتهي فايه كل علم و معرفه
تعريف انسان شناسي :

انسان شناسي عنوان واحدي در مجموعه هستي در گستره تاريخ است ؛ يعني تحول انسان در طول تاريخ بشري بحثي فراتر از تاريخ بشري است ،لذا : از اولين پيدايش به قبل از شكل گيري جوامع بشري برمي گردد . انسان شناسي گستره اي در اين دامنه    مي باشد .

 انسان شناسي از مناظر گوناگون

انسان شناسي را از ديدگاه هاي مختلفي مورد بررسي قرار مي دهند .

مناظري كه ما به لحاظ شناخت انسان داريم سه منظره يا پرسپكتيو متمايز است .

انواع انسان شناسي :
  •  انسان شناسي ديني
  • انسان شناسي فلسفي
  •  انسان شناسي تجربي
  •  انسان شناسي عرفاني

 انسان شناسي ديني : روش اديان مبتني بر وحي است . در مورد انسان نيز مطالبي را مطرح كرده اند . پس انسان شناسي ديني ، تصوير انسان را از بطن دين خارج مي كند .

 انسان شناسي فلسفي : از طريق استدلال ، براهين عقلي اين كار انجام مي شود . هنگامي كه فلاسفه مي خواهند بناي فلسفي را ايجاد بكنند ابتدا تمام باور هاي مردم را كنار مي زنند و در آنها شك مي كنند و دوباره از موضوعي كه قابل شك نيست شروع مي كنند .مثلاً دكارت در مورد همه چيز شك مي كند و در نهايت مي گويد: من در مورد همه چيز شك كردم ولي در مورد شك نمي توانم شك كنم ، شك وجود دارد . در حقيقت اين امر حركت به سوي رسيدن به يك زير بناي محكم مي باشد ، پس يك بناي فلسفي است .

انسان شناسي تجربي : مطالعاتي در ميدان تجربه انجام مي دهيم و به اطلاعاتي دست مي يابيم . فلسفه مي تواند به مسائل انسان شناسي پاسخ معقول و مثبتي بدهد . بخشي از فلسفه به موضوع انسان مي پردازد ؛ اينكه انسان چيست ، كيست ، داراي روح است يا نه و اصالت با كدام است .هيچ يك از شاخه هاي معرفتي طور كامل نمي توانند به سؤالات مطرح شده در مورد انسان پاسخ بدهند .اگر انسان پاسخ خود را از يك شاخه دريافت مي كرد از شاخه ها ي ديگر مستغني بود . بنابراين به اين مجموعه ، انسان شناسي عرفاني نيز افزوده مي شود .

 انسان شناسي عرفاني : عرفا با شيوه شهودي دنبال شناخت انسان هستند . مانند كتاب  مثنوي مولوي كه در مورد انسان صحبت ارزنده اي كرده است . در اين كتاب ، شيوه شهودي مطرح است اما بر گرفته از دين نيز هست .

ماكس ...

در عرصه تاريخ هيچگاه مثل امروز ، انسان به اين اندازه براي خود مسأله نبوده است. امروزه انسان شناسي علمي ، فلسفي و انسان شناسي متكي به الهيات ، نسبت به يكديگر يكسره بي اعتنا هستند و علوم تخصصي بيشتر پنهانگر ذات انسان هستند تا روشنگر آن ؛يعني دانش ما نسبت به انسان موجب پنهان ماندن انسان شده است .

انسان شناسي تجربي به چند دسته تقسيم مي شود. ( anthro plogy  )

  • فرهنگي cultural
  • فيزيكي physical
  •  اجتماعيsocial

در هركدام از اينها انسان شناسان با رفتن به دامن تجربه عيني ، قبايل  و زندگي اوليه انسان را مطالعه مي كنند و براين اساس اين سه مقوله را مي سازند هر چند انسان شناسي تجربي ارتباطاتي نيز با ساير علوم  دارد .


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۱۲
نظرات (0)
،
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ]
خرید بک لینک behtarinbacklink.com - پسورد نود 32 - اوکلی لایسنس رایگان نود 32 -
سایت enfejar
بهترین سایت پیش بینی فوتبال
سایت betball90
انفجار آنلاین
جت بت ۹۰
betorward
وان ایکس بت
جت بت
betforward
river poker
emperor poker
بکس بت
بت تایم 90 وی آی پی
وان ایکس بت
همیار نود 32 - بهترین سئو