اختلال هويت جنسيتي

اختلال هويت جنسيتي ( TS )

قسمت چهاردهم از بررسي موضوعات اجتماعي و آسيب شناسي و نقد اون ها، اختلال هويت جنسيتي است كه در اين مقاله به بررسي اين مورد مي پردازم. پس اين شما و من و اختلال هويت جنسيتي... 

البته اين موضوع جزو مباحث آسيب شناسي رواني است، ولي اين موضوع را به صورتي كه دارد در جامعه و بين خانواده هايي كه با اين موضوع سروكار دارند ، آسيب شناسي مي كنم؛ پس قرار مي دهم به عنوان موضوع آسيب شناسي اجتماعي... 

اختلال هويت جنسي (TS) يك نوع بيماري روحي است كه شايد بسياري از خانواده ها با آن آشنايي ندارند و در زمان درگيري يكي از اعضا با اين اختلال نمي دانند چگونه به او كمك كنند كه اين ناآگاهي موجب بروز آسيب هاي بيشتر مي شود .

**آسيب هاي اجتماعي و طرد از خانواده اتفاقات رايج درخصوص تي اس ها
به طور كلي بيماران اختلال هويت جنسي از نظر روابط اجتماعي و رواني در محيط زندگي خود و جامعه دچار آسيب هستند و از محيط هاي آموزشي، گروه دوستان و خانواده طرد مي شوند .
اين نوع رفتار جامعه و خانواده زندگي تي اس ها را با چالش مواجه مي كند و به همين دليل برخي براي جبران اين كمبود به رفتارهاي جلب توجه گرايانه متوسل مي شوند و برخي نيز سكوت اختيار كردند و با اين اختلال زندگي مي كنند.
محققان با كالبدشكافي مغز 6 بيمار تي اس متوجه شدن غده هيپوتالاموس مغز آن هايي كه در برگيرنده خصوصيات جنسي انسان است ، شبيه جنس مخالف است.
در مجموع بخشي از اختلال هويت جنسي بر اثر روش هاي تربيتي است ولي حدود 80 درصد به دليل اختلال هاي ژنتيك رخ مي دهد .


***شيوع افسردگي بيماران تي اس

آيا با عمل جراحي مشكل آنها برطرف مي شود ؟
مساله اصلي مراجعان ابتلا اين اختلال به اين مركز اورژانس اجتماعي انجام عمل جراحي است . ولي برخي هم عموما رضايت ندارند و مشكل آنها با عمل جراحي هم حل نشده كه بعدها دچار افسردگي و بيماري هاي جسمي مي شوند و حتي امكان خودكشي در آن ها وجود دارد.
معمولا توصيه مي شود فرد تحت اقدامات روانشناسي قرار بگيرد و عمل جراحي  انجام ندهد چراكه تاكيد بر اين است با استفاده از خدمات مشاوره اي بخشي از مشكلات روحي خودشان را برطرف كنند.
نمونه هايي از بيماران تي اس بعد از عمل جراحي به دليل عدم رضايت از شرايط جديد خود همچنان دچار مشكلاتي هستند كه نشان مي دهد برخورد و تصميم گيري در رابطه با اين افراد تا چه اندازه حساس و كارشناسي است.
يكي از سخت ترين و مظلوم ترين گروه هاي هدف اورژانس اجتماعي بيماران اختلال هويت جنسي هستن كه برنامه درست و مشخصي براشون وجود ندارد.
معمولا افسردگي ميان بيماران تي اس به شدت شيوع دارد ؛ افكار خودكشي دارند و عواملي همچون طرد خانواده، عدم همكاري در راستاي درمانشان، نبود حمايت هاي جامعه از جمله در خصوص اشتغال به اين موارد دامن مي زند .

**فقدان كانون امن خانواده ، اولين آسيب بيماران تي اس
بيماران تي اس مشكلات چند وجهي دارند، در حاليكه بسياري از خانواده ها راضي نمي شوند فرزند معلول خودشان را به مراكز نگهداري تحويل بدهند اما اينگونه افراد فرزند تي اس خودشان را به راحتي از محيط خانواده طرد مي كنند . بيشتر خانواده ها اين مساله را تابو مي بينند و موجب طرد و منزوي شدن فرزند مي شوند كه مي تواند به منشا بسياري از آسيب هاي ديگه تبديل شود .
ديدگاه اطرافيان تاثير بالايي در نگرش خانواده ها دارد در حاليكه والدين بايد بدانند فرزندشان ناخواسته دچار اين وضعيت شده .
سازمان بهزيستي تلاش مي كند هم بيماران تي اس و هم خانواده آنان به باور درستي از وضعيت ايجاد شده برسند تا آسيب هاي ثانويه كمتر بشود اما به هر حال خانواده ها با بازخوردي كه از جامعه مي گيرند تحت فشار هستند و به بروز آسيب ها دامن مي زنند . پس چقدر خوب است كه با مراجعه به مراكز اوژانس اجتماعي و رجوع به يك روان شناس متخصص، از اين آسيب جلوگيري بشود . 
به لحاظ انساني و اخلاقي بايد بپذيريم اين افراد با اين شرايط به دنيا آمده اند و نه تنها در وظيفه حقوقي و مديريتي بلكه بايد در وظيفه انساني به اين چارچوب پرداخته شود.

يك سري بيماري هاي خاص در دنيا وجود دارد كه يكي شان ترنس سكشوال است ؛ ترنس ها را با دوجنسه ها اشتباه نگيريد .

دو جنسه ها يا هرمافروديت ها ، اختلال هاي جنسي و هورموني دارند كه از هورمون ها و اندام هاي هر دو جنس زن و مرد در بدنشان وجود دارد ولي ترنس ها هيچ اختلال هورموني و جنسيتي ندارند .

TS مخفف ترنس سكشوال يا اختلال هويت جنسيتي است ؛ به بيان ديگر فرد مبتلا به TS دچار اختلال نسبت به جنس خود مي شود ، يعني روح و روان فرد با ظاهر جسمي فرد در تعارض است ؛ مثلاً شايد فرد از لحاظ جسمي يك پسر باشد ولي از لحاظ روحي، رواني ، تمايلات و تفكرات، يك دختر محسوب شود ، يا بالعكس اين قضيه ، براي همين TS يك بيماري رواني است . 

ترنس سكشوال ها در طول حيات خود دائماً از جنسيت بيولوژيك خود ناراضي هستند و تمايل به اصرار تعلق به جنس مخالف خود را دارند و براي همين پيوسته درصدد كسب خصوصيات ظاهري جنس مخالف خود و رهايي از خصوصيات جنسي خود هستند . 

علائم افراد مبتلا به اختلال جنسي 

افرادي كه به اختلال هويت جنسي ( GID = Gender Identity Disorder ) مبتلا هستند ، آن گروه از بيمارانند كه در شناخت هويت جنسي خود دچار اختلال شده اند ... مشكل اين بيماران به هيچ وجه داشتن يا نداشتن رابطه جنسي نيست . آن ها در ذهن و روانشان خود را از جنسي ديگر مي بينند و مي گويند كه زنان يا مرداني هستند كه به اشتباه در قالب مرد يا زن متولد شده اند . آنان عاشق هويت نهان خود هستند . در عين حال هيچ علاقه اي به گذشته ي خود ندارند . مايلند فراموش كنند كه نام بدو تولدشان چه بوده و هيچ گاه به آلبوم عكسي رجوع نمي كنند. آن ها دختر يا پسري را كه در عكس مي بينند ، نمي شناسند و خود را با او بيگانه مي دانند . بدن اين بيماران از نظر فيزيكي دچار هيچ نقصي نيست و شايد به همين سبب در دوران بيماري تجربه هاي تلخي از جمله رفتن به سربازي ، تحصيل در كنار هم كلاسي هاي دختر يا پسر، ازدواج با جنس مخالف و ولو بارداري  زايمان را از سر گذرانده باشند . اين بيماران از زماني كه پي به بيماري خود مي برند يا ناآگاهانه علائم بيماري را در خود كشف مي كنند، مورد تمسخر و طعنه قرار مي گيرند ، زيرا رفتار آنان رفتار جنس مخالف است و گروه هم جنسان اين رفتار ها را بر نمي تابند . 

ترنس ها در ايران جمعيت شان به طور ميانگين 1000 نفر است كه طبق آمار جهاني، 40 درصد ترنس ها به خاطر اين عارضه ي روحي دست به خودكشي مي زنند. 

از نظر فقهي ترنس ها با مجوز دكتر، ولو جايز به تغيير جنسيت هم هستند و اين حكم را براي بار اول امام خميني-ره- صادر كردند. 

يك عده از اين سنخ، با مشاوره و درمان هاي پزشكي به جنسبت شان مشتاق مي شوند و از شر اين بيماري رواني راحت مي شوند ولي يك عده مجبور به تغيير جنسيت براي ادامه زندگي مي شوند .

همه ي اين حرف ها را گفتم تا بگويم با ديد كامل قضاوت كنيم . 

ترنس ها جزو مظلوم ترين هاي جامعه هستند كه بزرگ ترين مشكل شان خجالت از حضور در جمع است كه همين شرم گاهي آن ها را تا حدي زنداني كردن خوشان پيش مي برد . 

نمي خواهم از اين افراد دفاع كنم ، فقط خواستم بگويم اگر يك درصد احتمال ترنس بودن شان وجود داشته باشد، چه مي شود؟ داوري كنيد ولي پيشداوري نكنيد . 

اگر واقعاً اين بيماري را ندارند و با اين وضع به خيابان مي آيند واقعاً جاي افسوس و تأسف است براي تمدن ايراني اسلامي .

ولي اگر ترنس هستند ، خواستم بگويم كه ( شرمنده ايم از توهين ها ) اين رسم رو به رو شدن با يك بيمار روحي نيست .

ترنس ها فقط بيمار هستند ولي حق  زندگي در جامعه را دارند . 

براي آگاهي مردم از اين بيماري درد آور ، در انتشار اين نوشتار همكاري كنيد .

يك دنيا ممنون و ارادت . 

سيد سروش سيدي فرد . 

دانشجوي روان شناسي  


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۵۰
نظرات (0)
،

افراد فراري از منزل ( دختران و پسران فراري از منزل )

موضوع قسمت سيزدهم از آسيب شناسي اجتماعي، مبحث افراد فراري از منازل يعني دختران و پسران فراري از منزل هست. چقدر با تصوير دومي بالا آشنا هستين؟ يعني تا حالا ديدين؟ چقدر موضوع دختران فراري رو شنيدين؟ اطرافيانتون چي؟ ديدين؟ خب، همراه من باشين تا اين موضوع رو آسيب شناسي كنم.

فرار دختران و پسران از خانه پدري شان يكي از مشكلات نوجوانان است كه بيشتر پدر و مادرها نگران ان هستند. در اين مقاله به علت فرار دختران از خانه و راه هاي پيشگيري از ان پرداخته ايم.

چرا دختران و پسران از خانه فرار مي كنند؟

فرار از منزل، اتفاقي است كه تقريبا همه ما درباره آن زياد شنيده ايم و شايد در نزديكي خود نيز خانواده هايي را مشاهده كرده ايم كه با اين آسيب اجتماعي مواجه شده اند. به تازگي مديركل دفتر امور آسيب ‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي كشور درباره آمار دختران فراري تاكيد كرده است: «بين دو هزار و 500 تا سه هزار دختر فراري در كشور وجود دارند. همچنين ۱۰۰ پسر در شش ماه نخست سال ۹۶ از خانه فرار كرده‌اند كه نسبت به تعداد دختران ناچيز است.» البته كه اين پديده ابعاد زيادي دارد و نمي توان در يك نوشته، تمام آن ها را برشمرد اما تلاش مي شود در ادامه به بيان اصلي ترين دلايل بروز اين پديده بپردازيم و چند راهكار اوليه براي پيشگيري از اين اتفاق را بيان كنيم.

فرار پسران از خانه را هم بايد جدي گرفت

نكته مهم قبل از بيان هر چيزي، اين است كه فرار از منزل هم در دختران اتفاق مي افتد، هم در پسران. به عبارت ديگر بر خلاف باور عموم افراد كه تصور مي كنند فرار از خانه فقط در دختران اتفاق مي افتد، در بين پسران هم شاهد اين مسئله هستيم. منتها هم تعدادش كمتر است و هم پيامدهاي منفي اين اتفاق براي دختران بيشتر به نظر مي رسد. هرچند كه از پيامدهاي منفي اين مسئله براي پسران نيز نمي توان غافل شد.  با وجود اين، آمارها نشان مي دهد فرار از خانه در دختران بيشتر از پسران رخ مي دهد كه البته تفاوت فاحشي با يكديگر دارند. 

اصلي ترين دلايل فرار از خانه

مي توان گفت اصلي ترين دليل براي بروز اين پديده، رها شدن از يك محيط آزاردهنده و پناه بردن به يك محيط امن جايگزين است. به عبارت ديگر، نوجواني كه در محيط خانه انواع فشارها و استرس ها را تجربه مي كند، براي رها شدن از اين محيط، به دنبال موقعيتي مي گردد تا اين استرس ها را نداشته باشد. فارغ از اين كه تا چه اندازه تحليل ها و قضاوت هاي نوجوان از شرايط زندگي اش مي تواند صحيح باشد يا نباشد، بايد اين نكته را مدنظر داشت كه نوجوان (به ويژه يك نوجوان دختر) هر چه را در خانه پيدا نكند، در بيرون از خانه جست و جو مي كند؛ به خصوص اگر آن گمشده  مرتبط با نيازهاي عاطفي اش باشد. 

به طور كلي، عواملي مانند خشونت والدين، مشكلات والدين با يكديگر، منع شدن از برخي خواسته هاي معقول، سوء استفاده هاي جسمي و جنسي، تحقير و طرد شدن و ايجاد يك شرايط تحميلي براي نوجوان مي تواند زمينه ساز فرار از خانه باشد.

با توجه به دلايل اصلي مطرح شده، نقش خانواده ها در كاهش اين آسيب بسيار پررنگ به نظر مي رسد. در ادامه توصيه هايي براي والدين داريم.

توصيه هايي به والدين براي پيشگيري

ارتباط خود با نوجوانتان را بهبود بخشيد

در تمامي متون روان شناسي خانواده و نظرات تربيتي بر اين موضوع تأكيد مي شود كه اصولا نحوه رفتار با فرزند نوجوان بايد كاملا متفاوت با يك كودك باشد. به عبارت ديگر، آن طور كه ما با يك كودك رفتار مي كنيم و محدوديت هايي را برايش اعمال مي كنيم، قاعدتاً براي يك نوجوان نمي توانيم چنين سياست هايي را داشته باشيم. اين به معناي دادن آزادي بيش از حد به نوجوان نيست بلكه بايد بدانيم كه يك نوجوان، چه خواسته هاي معقولي را به اقتضاي شرايط سني و رشدي خود دارد تا متناسب با شرايط فعلي براي برآورده كردن آن ها اقدام كنيم. كليد اين مهم، داشتن مهارت ارتباط مؤثر با فرزند نوجوان است. هر چه بتوانيد ارتباط خود با نوجوانتان را بهبود ببخشيد، مي توانيد بيشتر به او نزديك و از درونيات او آگاه تر شويد.

به وضعيت رواني فرزند خود دقت كنيد

از آن جا كه دوره نوجواني با طغيان شديد هيجانات و ميل به استقلال طلبي شناخته مي شود، بايد دقت كرد كه يك نوجوان، بسياري از تصميم هاي خود را بر مبناي شرايط رواني اش مي گيرد. اثبات شده بخش عمده اي از انگيزه فرار از خانه، مرتبط با شرايط فشار و استرس هايي است كه نوجوان در خانه تحمل مي كند و راهي براي آن پيدا نمي كند. متأسفانه برخي والدين شرايط روحي نوجوانشان را جدي نمي گيرند و حتي گاهي آن را به تمسخر مي گيرند و انكار مي كنند.

هرگونه تهديد مبني بر ترك خانه را جدي بگيريد

يك نوجوان زماني تهديد به ترك خانه مي كند كه به اين نتيجه مي رسد، تلاش هايش براي تغيير شرايط از مسير گفت و گوي دو طرفه با والدين نتيجه اي ندارد. اگرچه بخشي از فرارها با هدف كسب امتيازات نامعقول از والدين انجام مي شود اما بازهم جدي نگرفتن اين تهديدها، ممكن است عوارض بيشتري داشته باشد. با درنظر گرفتن آسيب هايي كه در نتيجه فرار از خانه در انتظار يك نوجوان (به خصوص يك دختر نوجوان) است، مانند سوءاستفاده، اعتياد، بزهكاري و مواردي از اين دست، مي توان نتيجه گرفت بررسي مستقيم و دوطرفه خواسته هاي نوجوان به مراتب كم هزينه تر از بي توجهي به تهديدها و در نهايت مواجه شدن با فرار فرزندمان از خانه است. منظور من اين نيست كه خواسته هاي نوجوانتان را به هر شكلي كه شده، برآورده كنيد بلكه اگر مي توانيد خودتان و اگر به مرحله اي رسيده ايد كه كاري از دست شما به عنوان والدين بر نمي آيد، با مراجعه به مراكز اورژانس اجتماعي و كمك گرفتن از يك روان شناس متخصص، ضمن شنيدن خواسته هاي فرزندتان، به او در تصميم گيري كمك كنيد.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۵۰
نظرات (0)
،

سلفيتيس چيست؟

اخيراً انجمن روانپزشكي امريكا، تمايل به عكس گرفتن از خود يا همان “عكس سلفي” را به عنوان اختلال رواني تاييد كرده است كه آن را با اصطلاح “سلفيتيس” يا selfitis ناميده‌اند.

تعريف “سلفيتيس”: “تمايل وسواسي ـ. اجباري براي گرفتن عكس از خود و فرستادن آن در شبكه‌هاي اجتماعي تا بتوانند كمبود عزت نفس و شكاف حاصل از فقدان صميميت را جبران كنند و در سه سطح رده‌بندي مي‌شود؛ لب مرزي، حاد و مزمن. ”

۱- اگر روزي سه عكس سلفي از خود مي‌گيريد، اما آن‌ها را در شبكه‌هاي اجتماعي به اشتراك نمي‌گذاريد، در رده سلفيتيس لب مرزي قرار مي‌گيريد.

۲- اگر روزي حداقل سه عكس از خودتان را به اين شبكه‌ها ارسال مي‌كنيد، دچار اختلال سلفيتيس حاد هستيد.

۳- اگر اشتياق غيرقابل كنترلي براي گرفتن روزانه شش عكس از خود و ارسال آن‌ها را تجربه مي‌كنيد، شما دچار اختلال سلفيتيس مزمن هستيد.

افرادي با مشخصه‌هاي «توجه‌طلب با اعتماد به‌نفس پايين»، «خودشيفته‌ها»، «افراد دوري‌گزين»، «افرادي كه به دنبال آخرين مد هستند»، «وابستگي ايجاد شده به دنبال انتشار عكس و دريافت لايك» بيشتر درگير اين حالت هستند.

 اين پديده مي‌تواند اختلال “خودشيفتگي ـ. ديجيتالي” به همراه داشته باشد.

منبع: مجله پزشكي


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۹
نظرات (0)
،

هفته ي سالمند، روز سالمند

 

سالمندي و پير شدن و با روزگار ضعف، هم‌آغوش گرديدن، يك جريان طبيعي و عمومي در نظام آفرينش است. انسان نيز خواه ناخواه، زندگي را از دوران كودكي و ناتواني آغاز كرده، مرحله جواني و قدرتمندي را پشت سر مي‌گذارد و به تدريج با سختي‌هاي روزگار پيري و سالمندي، دست به گريبان مي‌شود.

قرآن كريم، مراحل سه‌گانه حيات انسان را اين گونه بيان فرموده است: «اين خداي بزرگ است كه، شما را از نطفه ضعيف آفريد و در شرايط ضعف و ناتواني پرورش داد. بعد دوران قدرت و جواني به شما بخشيد و سپس روزگار ضعف و پيري را براي شما مقرر داشت.» بنابراين، دوران سالمندي، مانند دوران كودكي و جواني، يك سير طبيعي جهان خلقت انسان و در واقع، مرحله پندپذيري، عبرت آموزي و به‌كارگيري تجارب دوران‌هاي گذشته است.

موي سپيد سالمندان، كتاب پربهاي تجربه هاست و سينه ات مالامال از آلام زندگي. سالمندان از غصّه ها، قصّه هاي بسيار شنيده اند. سالمندان گنج رنج هاي روزگاري و تقويم نانوشته عبرت ها. گفته هاي سالمندان روشني بخش راه زيستنمان و چشمان كم سوي آن ها، ستاره هاي شبستانِ زندگي ماست. دست هاي پينه بسته آن ها جغرافياي دردهاي زمين است و چين هاي پيشاني آن ها تاريخ مرارت هاي روزگار.

پشت سالمندان را انبوه تجربه ها خميده است و پايشان از سنگيني عبرت ها مي لغزد. آن ها معلّم خانواده و الگوي جامعه اي. ما بر قامت به ركوع رفته سالمندان سجده احترام مي گزاريم و بر دستان پينه بسته شان، بوسه مهر مي زنيم و در كلاس آموزه هاي زندگي آن ها، زانوي ادب، بغل مي گيريم و خود را وامدار مهر و محبت و صفاي آن ها مي دانيم.

اي سالمند، موهاي سپيد و كمر خميده ات، حكايت از پيري وجودت دارد، ولي دلت زنده است و اميدوار از پيمودن موفقيت آميز راه هاي پرپيچ و خم زندگي، از داشتن فرزنداني با آينده درخشان، از اين كه مي تواني با اندوخته هاي ارزشمندت، جويندگان راه را از افتادن در بيراهه ها، نجات بخشي، و دلت شاداب است و خوشحال، از اين كه اميدبخش جوانان در زندگي هستي و مايه پشت گرمي و آرامش خاطر آنان. اي مهربان، روز و هفته ات مبارك 

هفته ي سالمند گرامي باد

ارادت و كوچولوي تك تك همه ي شما هستم/

سيد سروش سيدي فرد 

دانشجوي ترم 5 رشته ي روان شناسي 

10 مهر 1398 


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۸
نظرات (0)
،

اختلال شخصيتي خودشيفته

Selfish Disorder

اختلال شخصيت خودشيفته به عنوان يك الگوي فراگير از خودبزرگ بيني (در تخيلات يا در رفتار)، نياز به تحسين و تمجيد و فقدان هم حسي مشخص مي شه كه از اوايل بزرگسالي آغاز ميشه و در زمينه هاي مختلف و گوناگوني وجود داره. اين اختلال به وسيله ي حداقل 5 معيار از نه معياري كه نام برده ميشه، مشخص ميشه: 

- احساس خود بزرگ بيني يا خودمهم بودن 

- دل مشغولي بودن يا خيال پردازي هايي درباره ي موفقيت، درخشش، و زيبايي بي حد و نامحدود يا عشق آرماني 

- باور داره كه اون خاص و منحصربه فرده و فقط ميتونه به وسيله ي افراد خاص يا سطح بالا درك بشه يا با اونا مراوده داشته باشه. 

- به تحسين و تمجيد زياد از حد نياز دارن. 

- احساس استحقاق و محق بودن داشتن، يعني انتظاراتي غيرمعقول در مورد برخورد مساعد ويژه با او تسليم شدن ديگران در برابر انتظارات او. 

- بهره كش در روابط بين فردي، يعني از ديگران براي رسيدن به هدف هاي خود بهره برداري مي كنه. 

- فقدان هم حسي، يعني عدم تمايل به تشخيص يا همانند سازي با احساسات و نياز هاي ديگران

- اغلب به ديگران غبطه مي خورن و معتقد هستند كه ديگران بهش غبطه مي خورن.

- رفتار يا نگرش هاي خودبزرگ بينانه و پرنخوت. 

اما سبك شخصيتي اين گونه افراد: 

- اگر چه از لحاظ هيجاني در برابر ارزيابي ها و احساسات منفي ديگر آسيب پذيرند، اما مي تونن با اسلوب و متانت از عهده شون بربيان. 

- در برخورد با ديگران، زيرك هستن، از نقاط قوت و مزاياي ديگران براي رسيدن به اهداف خود سود مي برند.

- مي تونن فعالانه، خود، انديشه ها، و پروژه هاي خود را بقبولانند و بفروشند.

- رقابت كننده هاي توانايي هستند كه عاشق اين هستند كه در قله باشند و از بودنشون هم لذت مي برن. 

- مي تونن خودشون رو به عنوان بهترين و موفق ترين فرد در حوزه ي تخصصي خود مجسم كنن.

- به خودشون، توانايي هاشون و منحصربه فرد بودنشون باور دارن.

- خوشامدگويي، ستايش و تحسين رو با خوشحالي و به خود گرفتن، مي پذيرن. 

- آگاهي تيزبينانه اي از افكار و احساسات خودشون دارن و مقداري آگاهي هم از افكار و احساسات ديگران دارن. 

- انتظار دارن كه ديگران هميشه و در تمام موارد باهاشون خوب برخورد و رفتار كنند.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۷
نظرات (0)
،

Mindfulness

نكته اي درباره ي اجراي بي نظير جناب سعيد فتحي روشن در برنامه ي تلويزيوني عصر جديد

در روان شناسي چيزي به نام ذهن خواني يا Mentalism نداريم.

مايندفولنس ( mindfulness )

اصطلاحي در روان شناسي و خودشناسي است به معني توجه كردن عمدي و تمركزي پذيرا و بدون قضاوت، به رخدادن افكار، هيجانات و احساسات در زمان حال.

مراحل مايندفولنس

آگاهي ( Awareness )

اين جنبه اي از انسان بودن است كه باعث مي شود شما از تجربه هاي خود آگاه باشيد و از آن ها خبر داشته باشيد. بدون آگاهي، هيچ چيزي برايتان وجود نخواهد داشت.

توجه يا دقت ( Attention )

توجه عبارت است از آگاهي متمركز. يادگرفتن مايندفولنس، توانايي شما براي حفظ توجه را افزايش مي دهد و خواهيد توانست، هر جا و هر جوري كه اراده مي كنيد، توجه خود را متمركز نگه داريد.

به يادآوردن ( Remembering )

اين جنبه از مايندفولنس درباره ي اين موضوع است: چگونه مي توان هميشه به ياد بياوريد كه از لحظه اي به لحظه ي ديگر، به تجربه هاي خود توجه كنيد. افراد خيلي زود و آسان فراموش مي كنند كه مايندفولنس باشند. كلمه ي Remember از ريشه ي لاتين Re به معناي دوباره و memorial به معناي آگاه بودن از چيزي است. بنابراين Remembering به معناي دوباره آگاه شدن از چيزي است. به مايندفولنس حضور در لحظه، ذهن آگاهي يا مشاهده گري هم مي گويند.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۶
نظرات (0)
،

وابستگي

تا صبح كه بيدارم     دل دست كي دادم       خودش ميدونه من به اون ديوونه وابستگي دارم

وابستگي خوبه يا بد؟

وابستگي به نفع ماست يا به ضرر ماست؟

وابستگي به ما كمك مي كنه يا ما رو از اهدافمون باز ميداره؟ 

ميخام امروز بحث وابستگي رو براتون جوري توضيح بدم كه بگم تا الان وابستگي به نفع مون بوده يا به ضررمون؟ خوب بوده يا بد؟ 

آدم وابسته ، وقتي وابسته ميشه به يه چيزي ، اون چيز يا اون كس رو در واقع داره از خودش دورتر ميكنه. به همون نسبتي كه به كسي يا چيزي وابسته هستين، دارين اون كس يا اون چيز رو از خودتون دور مي كنين. يعني من هر چي وابسته تر باشم، از هدفم دورتر ميشم. مثلا وابسته به يك عروسكم، وابسته به يك وسيله ام، وابسته به يك ماشينم، وابسته به يك خونه ام . 

و وقتي وابستگي مون به نهايت اوج خودش برسه، شما اون رو از دست ميدين و از زندگي تون ميره بيرون. 

آدم هاي وابسته ، خودخواه ترين آدم هاي روي زمين هستن. چرا؟ چون آدم خودخواه اون كس، اون شيء و اون وسيله رو براي خودش ميخاد. آزادي رو از اون طرف ميگيره. من وقتي وابسته ي به يك شخصي بشم، در واقع دارم مدام بهش دستور ميدم كه مطابق ميل من رفتار كن. همونجوري كه من ميخام باش. كم كم آزاديش رو از چنگش در ميارم.

به عنوان مثال، يه دختر خانومي وابسته ميشه به يه آقا پسري، مدام چكش ميكنه، يا مثلا از دستش بده، مدام بهش گير ميده، مدام بهش ميگه چرا اينجوري رفتار ميكني. 

آدم هاي وابسته يه قانون كلي دارن ... 

قانونشون اينكه اگه تو باشي ، من حالم خوبه، آدم هاي وابسته حال خوبشون رو به ديگران گره مي زنن.

حالا من كه وابسته ميشم چي كار ميكنم؟ طاقت دوري طرف مقابلم رو ندارم. چرا؟ چون بايد باشه كه من حالم خوب بشه ديگه و وابستگي شديد يعني دارم اونو از خودم فراري ميدم. 

پس كساني كه ميگين من هر چي وابسته تر ميشم، هدفم از من دورتر ميشه، به خاطر همين قانون ساده است، چون شما شديدا وابسته اش ميشين، نا خودآگاه آزاديش رو ازش ميگيرين و اون هم از شما دور و دورتر ميشن. هر چي وابسته تر ، اون شخص هم از شما دورتر

وابستگي قراردادي هم داره كه شامل قرارداد هايي ميشه كه شخص وقتي كار معيني رو انجام ميده، در ازاي اون چيزي دريافت ميكنه. حالا بعضي از اين قرار داد ها ساده هستن و بعضي ديگه پيچيده. قرار داد هاي ساده رفتار هاي ساده رو شامل ميشن مثل معلمي كه به دانش آموزش ميگه اگه نمرت از اين درس تو امتحان پاياني 20 بشه ، نمره كلاسيت رو 20 ميدم. 

قرار دادهاي ديگه ميتونن مدت زمان هاي طولاني تري رو شامل بشن. مثل وقتي كسي مشكل چاقي داشته باشه و نتونه شخصا خودش مشكلش رو حل كنه، ممكنه از كسي ديگه اي بخاد براش شرايط رو جوري ترتيب بده كه براي كاهش وزن تقويت دريافت كنه. مثلا با كسي ديگه اي قرار بزاره كه در ازاي از دست دادن وزن، چيزي رو كه براش مهمه مثل پول، نوار موسيقي، كلكسيون تمبر يا لباس هاي دلخواش بهش بده. در مورد پول، وقتي كسي ميخاد وزن كم كنه ميتونه مثلاً 100 دلار به اون شخص بده و باهاش قرار بزاره كه هر يك هفته كه وزن 1كيلوگرم كم كرد، 10دلار از پولش رو بازپس بگيره ولي اگه وزن كم نكنه در طول يك هفته، 10دلار از پولش رو از دست ميده. همين قرار داد رو با هر چيزي كه براي شخص مهمه ميشه به كار برد و رفتار مورد نظر ميتونه هر رفتار ديگه اي مثل كم كردن وزن يا سيگار كشيدن باشه. 

آيا شما تا حالا به كسي يا چيزي وابسته شدين؟ براتون خوب بوده يا بد؟ 

شما رو به هدفتون رسونده يا نه؟ 


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۵
نظرات (0)
،

نكته اي درباره ي سحر خداياري مشهور به دختر آبي

سحر مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تهران خودكشي كرد و موجي از ابراز همدردي رو بين مردم و شبكه هاي اجتماعي به خصوص اينستاگرام و تلگرام همراه داشت.

سحر به خاطر حمايت زنان از حضور در استاديوم فوتبال به خصوص استاديوم آزادي براي تماشاي بازي فوتبال، خودسوزي كرد.

از نظر آسيب شناسي اجتماعي، خودكشي سحر، بر اساس، تقسيم بندي دوركيم، از نوع خودكشي ديگرخواهانه تلقي مي شود. از نشانه هاي روان شناختي اين نوع خودكشي، احساس وظيفه، شرمندگي و گناه است. در اين نوع خودكشي، خوداجتماعي اينقدر قوي بوده، كه سحر دست به اين خود كشي زده است. اما ريشه ي احتمالي اين نوع خودكشي چي بوده؟

سحر به زندگي خودش پايان داد و اين امكان هم وجود داره كه خودكشي سحر سابقه قبلي داشته؛ يعني بر اساس فرايند خودكشي، سحر قبلاً تهديد كرده ولي شايد تهديدش رو بازگو نميكرده و فقط براي محقق شدن خواسته اش باخودش ميگفت ميخوام خودكشي كنم ولي وقتي ديد خواسته اش محقق نميشه اقدام به خودكشي ميكنه ولي به موقع نجات داده نشده، مشكل عمده سحر، افسردگي بوده؛ چون احتمالاً نمي تونسته افسردگي خودش رو به بقيه منتقل كنه كه نشون بده افسرده هست.

وقتي سحر اقدام ميكنه به خودكشي، واضح اعلام ميكنه كه ميخاد خودكشي كنه ولي چون اين اعلامش مبهمه، چندان مهم و جدي تلقي نميشه و به زندگيش پايان ميده، اقدام كنندگان به خودكشي از روش هايي مثل خود را از بلندي و ارتفاع انداختن، قطع رگ، مسموم كردن، سوزاندن خود كه ديديم كه سحر خودش رو سوزوند و به زندگي خودش پايان داد. به قول پدرش هم كه ميگفت سحر مشكل روحي-رواني داشته.

ضرب المثل معروف

« چرا آدم عاقل كند كاري باز آيد پشيماني ؟ »

 به گفته گزارش منوتو ، سحر اينقدر از خودش شخصيت نشون داده بود كه اشتباه خودش رو بپذيره؛ اينكه با مأمورين برخورد بدي داشت. حالا چي جوريه كه كسايي كه ادعاهايي در جامعه دارند، اشتباهات خودشون رو نميپذيرن و نسبت به جبرانشون اقدام نمي كنند؟؟؟؟


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۴
نظرات (0)
،

اغاز سال تحصيلي

هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون (زمر ۹)
به نام آنكه جان را فكرت آموخت/چراغ دل به نور جان بر افروخت
به نام خداوندي كه قلم را آفريد و آن را شايسته سوگند خويش قرار داد. به نام يگانه آفريدگاري كه انسان را به زيور «انديشه» و «تفكر» آراست و او را امانتدار اين وديعه الهي قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فكر و فرهنگ و پيشتازان علم و معرفت،
بار ديگر فصل روشن «مهر» از راه مي رسد و صحيفه نوراني معرفت با سرانگشت تكاپو ورق مي خورد و دروازه هاي آسماني بينش و دانايي به روي صدها هزار دانش پژوه آغوش مي گشايند.
همان گونه كه فروردين نويد بخش حيات مجدد طبيعت است، مهر ماه يادآور شور و شعف و جوشش و كوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بينش است.
آغاز سال تحصيلي جديد رو تبريك ميگم.
با اميد به اينكه با اكسير دانايي و توانايي مرزهاي جديد علم و دانش را درنورديم و با پيوند علم و ايمان، قله هاي رفيع بهروزي و پيروزي و كاميابي را فتح نماييم و با گام هاي مصمم و استوار،  ايران جاويدان را سرافراز و سربلند سازيم.

يه دنيا ارادت مندم/ سيد سروش سيدي فرد

دانشجوي ترم 5 روان شناسي 
۱ مهر ۱۳۹۸ 
۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۴
نظرات (0)
،

ديالوگي زيبا درباره ريشه درخت

ديالوگي زيبا از سريال ستايش ۳ درباره ريشه درخت 

((درختي كه ريشه ي سخت و محكمي داشته باشه،... هيچ تبري حريفش نميشه...))


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۲:۴۳
نظرات (0)
،
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ]