عابريني كه به سوي مرگ ميروند...شهرداري بروجرد كي پاسخ مردم را ميدهد؟؟؟!!!
عابريني كه به سوي مرگ ميروند...
شهرداري بروجرد كي پاسخ مردم را ميدهد؟؟؟!!!
پوريا مهدوي مقدم - بروجرد:
چندي پيش يكي از دوستان خبرنگار سوژه اي را به من پيشنهاد كرد كه من از شنيدنش تعجب كردم. خوشبختانه ديروز مؤفق شدم از اين سوژه چند عكس و مطلب جمع كنم كه اين پست به دنبال آن است.
در چهار راه 9دي(نخي) ساختماني نيمه نصفه روبروي سنگكي تازه تأسيس وجود دارد كه چندين سال است بلا تكليف است؛ اما سوژه اين نيست. دقيقا جلوي اين ساختمان چاله اي تقريبا به عمق دو - سه متر و به عرض يك انسان ورزشكار بالغ بود كه من را بسيار متعجب كرد. جالب تر اين بود كه اين چاله ي بسيار خطرناك، دقيقا مقابل خط كشي عابر پياده بود كه عابرين را سر در گم ميكند كه آيا از روي آن بپرند يا درون اين گودال بيفتند؟!
شهرداري بروجرد به فكر مردم است؟؟؟!!!
بعيد ميدانم....
والا اين گودال چندين سال است كه در اين محل واقع است و حتي براي مردم عادي شده و توجهي نميكنند. اما اگر كودكي توجهش به اين گودال جمع شد چه؟؟؟ اگر افراد مسن حواسشان نباشد و درون آن بيفتند چه؟؟؟
آيا شهرداري پاسخگو هست؟؟؟ يا بنا را بر بي احتياطي خود عابرين ميگذارد؟؟؟
اينگونه كه شهرداري بروجرد ميگويد، تنها مردم مقصرند چون شهرداري در 81هكتاري ميدان زيبايي بنا نهاده.(81هكتاري جايي ست كه تنها ساكنين آنجا رفت و آمد دارند.)
شهرداري بروجرد 45متري شهرداري را با عجله و تا قبل از نيامدن وزير آسفالت كرد... اينها همه تلاش بي وقفه ي شهرداري ست.
اما مردم كه نميبينند...!
شهرداري محترم بروجرد، مردم پروژه ي عمراني را ميبينند كه بعيد است تا سه - چهار سال ديگر به اتمام برسد(پل روگذر رودكي). بله... مردم آسفالت نامرغوب و بسيار خراب مركز شهر را ميبينند. نه ميدان وليعصر 81هكتاري را.
طوري كار كنيد و طوري بودجه ها را خرج كنيد كه در انظار قابل ملاحظه باشد.
خدا قوت...!
تغيير رويه اين سايت تا انتهاي ماه صفر سايت امام حسيني شد...
تغيير رويه اين سايت تا انتهاي ماه صفر
سايت امام حسيني شد...
پوريا مهدوي مقدم - بروجرد:
با عرض سلام خدمت شما بينندگان عزيز اين سايت. از امروز به بعد، من در نظر دارم وبلاگم را به سوي حال و هواي محرم و صفر سوق دهم و به مسائل اجتماعي را كمتر بپردازم. البته بايد گفت كه اين سايت، سايتي خبري ميباشد و هيچگاه از موضع خود در بحث خبررساني و اطلاع رساني كوتاه نمي آيد.
اما با توجه به اينكه ماه محرم در دل شيعيان جايگاهي ويژه دارد و عزاداري براي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) اوج افتخار است، دوست دارم من هم به اردات و ممارست خود در پيشگاه حضرت بقيه الله الاعظم(عج) نسبت به ائمه اطهار(عليهم السلام) پايبند باشم و از حالا به ترويج درست حادثه عاشورا بپردازم.
از نظر من بهترين كار، مطالعه و تحقيق در بحث محرم است كه اصلا چرا عزاداري ميكنيم؟ و چرا سال هجري قمري با غم و اندوه شروع ميشود و مانند سالهاي هجري شمسي و ميلادي با شادي آغاز نميشود.
اينها نكاتي ست كه در اين مدت به آنها خواهم پرداخت تا بتوانم ذره اي به اطلاعات شما دوستان بيفزايم. چون برخي افراد به صورت گذرا از اين مسائل عبور ميكنند و نميدانند چرا شبهاي محرم هيئت ميروند و چرا عزاداري ميكنند.
باتشكر / پوريا مهدوي مقدم
چرا براي امام حسين (ع) گريه مي كنيم ؟
چرا براي امام حسين (ع) گريه مي كنيم ؟
مىگويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمىگيريم؟
چرا گريه مىكنيم؟ اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مىباشد يكى از دانشمندان غرب مىگويد: «انسانى كه هرگز نمىگريد و گريستن را نمىداند احساس انسانى را فاقد است».
مگر نه اشك زيباترين شعر و بىتابترين محبت و پر گدازترين ايمان و تب دار ترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيف ترين «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل به هم آميخته و ذوب شده و قطرهاى گرم شدهاند به نام اشك؟ مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مىگيرد و لذا اشك شبيه قلب است:
اى بسا قلبهاى سوزانى كه زبان راز آن نگويد باز
ليك آن ديدگان نورانى راز دلداده مىكند ابراز
گريه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است و مرگ عزيزى قلبش را مىسوازند، بايد گريه كند. وقتى كه دلش ياد از او مىكند و زبانش سخن از او مىگويد چشمش نيز با او همدردى مىكند مگر چشم از زبان صادقانهتر سخن نمىگويد؟!
اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمىشود تا اشك تأثر بريزد و نيز از حقيقت و جلوه زيبائى لذت نمىبرد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سليم و روح متعادل برخوردار نيست.
اميرمومنان على (عليه السلام) مىفرمايد:
«خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع قرآن تحت تأثير قرار نمىگيرند و از شنيدن آيات مربوط به قيامت تعجب نمىكنند، و خنده مىنمايند، مورد سرزنش قرار مىدهد و مىفرمايد : (تضحكون و لا تبكون) و نيز فرموده: (بكاء العيون و خشية القلوب من رحمة الله تعالى)(1)
چنانكه «جمود عين» و محروم بودن از اشك و گريه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «من علامات الشقاء: جمود العين، قسوة القلب...» (2)
در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصيرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف دارند در زبان قرآن كريم با جمله (يبكون و يزيدهم خشوعا) و (سجدّا و بكيّا) مورد ستايش قرار گرفتهاند . قهرا اين نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلوميت آنان هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مىكنند.
پي نوشت ها :
1- ارشاد القلوب: ص .128
2- بحار الانوار: ج 90 ص .336
بزرگداشت دكتر محمود بهزاد در بروجرد برگزار شد.
بزرگداشت دكتر محمود بهزاد در بروجرد برگزار شد.
پوريا مهدوي مقدم – بروجرد:
دكتر محمود بهزاد پدر زيست شناسي نوين در ايران است كه به پاس خدمات وي روز چهارشنبه 15مهر1394 مراسم يادبودي در سالن آمفي تئاتر شهيد بهشتي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بروجرد با حضور استادان و دانشجويان رشته ي زيست شناسي برگزار شد.
در اين جلسه، از شاخه هاي علم زيست شناسي و كاربرد آنها در زندگي آينده ي هر دانشجو سخن گفته شد و همچنين چند دانشجو، با اجراي آواز سنتي، شعرخواني طنز، اجراي شعبده بازي توسط كاميار گودرزي، صندلي داغ با يكي از استادان دانشگاه و چندين برنامه ي متنوع، فضاي جلسه را به فضايي شاد و دوستانه بين دانشجو و استاد بدل كردند.
در پايان نيز از تعدادي از دانشجويان برتر در مسابقات علمي توسط استادان آنها تجليل به عمل آمد.
لازم به ذكر است كه در ابتداي جلسه، ويدئويي تحت عنوان بيوگرافي(زندگي نامه) دكتر بهزاد، براي حضار پخش گرديد كه در اينجا به گوشه اي از زندگي گهربار آن دانشمند بزرگ اشاراتي ميكنيم:
پدرش جواهرساز بود. چون جواهرات را به سبك فرنگي ميساخت، او را مشهدي علي فرنگي ساز خطاب ميكردند. تحصيلات دوره ابتدايي و متوسطه را در رشت گذراند و جزء اولين ديپلمههاي گيلان بود. سپس به دانشسراي عالي راه يافت و در سال۱۳۱۴ در رشته علوم طبيعي و تربيتي فارغالتحصيل شد. پس از اتمام خدمت نظام وظيفه رهسپار كرمانشاه شد و به مدت ۵ سال در آن استان ماند و سپس به رشت مراجعت كرد. به دليل آشنايي كامل با زبان فرانسوي و مطالعات مداوم، كتاب «داروين چه ميگويد؟» را به سال ۱۳۲۲ تأليف و كتاب «راز وراثت» اثر ژان روستان را در سال ۱۳۲۳ ترجمه كرد.
در سال ۱۳۲۴ با توجه به علاقهٔ زيادي كه به زيست شيمي داشت، به موازات تدريس در دبيرستان البرز تهران در دانشكدهٔ داروسازي ثبت نام كرد و در سال ۱۳۲۸ با اخذ مدرك دكتراي داروسازي، فعاليت خود را در تهيهٔ كتابهاي درسي و كمك درسي متمركز ساخت. استاد به سه زبان فرانسه، انگليسي و آلماني آشنايي دارد. در سال ۱۳۳۹ با ترجمهٔ كتاب «سرگذشت زمين» تأليف جورج گاموف وي برنده جايزه سلطنتي شد. ترجمهٔ كتاب «روانشناسي فيزيولوژيك» كه در سال ۱۳۴۸ انتشار يافت، موجب شد براي تدريس روانشناسي فيزيولوژيك به دانشگاه تهران دعوت شود. از آن پس در دانشگاه تهران، دانشسراي عالي و مدرسه عالي دختران به تدريس زيستشناسي و روانشناسي فيزيولوژيك پرداخت. وي از سال ۱۳۳۹ به مدت ۱۵ سال در دبيرستان رازي علوم طبيعي را به زبان فرانسوي تدريس كرد. او يكي از فعالترين مترجمان علمي ايران محسوب ميشود كه از مهمترين ترجمههايش ميتوان به ترجمه آثار چارلز داروين و ريچارد داوكينز و آثار غير داستاني ايزاك آسيموف اشاره كرد.
در سال ۱۳۴۱ مأمور تأسيس سازمان كتابهاي درسي شد و مدت دو سال رياست اين سازمان را به عهده داشت. خدمات درخشان او در سازمان كتابهاي درسي فراموش نشدني است؛ با تلاش او همهٔ كتابهاي درسي ايران (از دورهٔ ابتدايي تا پايان دورهٔ متوسطه) تدوين و تأليف شد و با رسمالخط واحدي به چاپ رسيد. در سال ۱۳۶۰ به زادگاه خود بازگشت و همكاري خود را با انجمن داروسازان گيلان آغاز كرد و با بيش از ۶۰ سال تدريس در زمينههاي مختلف زيستشناسي، فيزيولوژي و ژنتيك به عنوان «پدر زيستشناسي نوين ايران» معروف شد. استاد دكتر بهزاد پركارترين نويسنده و مترجم كتابهاي علمي در ايران است. تعداد تاليفها و ترجمههاي او به ۹۸ جلد كتاب ميرسد كه ۶۳ كتاب را به تنهايي و ۳۵ كتاب ديگر را به ياري همكاران دانشمند خود تأليف و ترجمه كرده است. آثار او عموماً مورد استقبال و توجه دانش پژوهان، دانشجويان و دانش آموزان قرار گرفته و برخي از تاليفها و ترجمههاي وي همانند «داروينيسم و تكامل» اكنون به چاپ دهم رسيده است. اغلب آثار استاد بهزاد توسط ناشران معتبر همانند بنگاه ترجمه و نشر كتاب، شركت سهامي كتابهاي جيبي، اميركبير، خوارزمي، نيل، كتاب فروشي مركزي و نيز انتشارات دانشگاهها چاپ و منتشر شده است. علاوه بر آثاري كه نام برده شد و نيز كتابهايي كه با همكاري ديگر استادان منتشر ساخته، صدها مقاله در زمينههاي مختلف از وي به چاپ رسيده است. تا روزهاي پاياني عمر نيز با همكاري انجمن داروسازان، مجلهٔ «حكمت» حاوي آخرين اطلاعات پزشكي و داروسازي را در رشت منتشر ميكرد.
بهزاد، ساعت ۴:۳۰ عصر روز پنجشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۶ در سن ۹۴ سالگي به دنبال بيماري سرطان معده در منزل شخصي خود در رشت درگذشت.
تاليفات
بيولوژي براي همه
آيا به راستي انسان زاده ميمون است؟ (چاپ ۴)
بدن من (چاپ ۲)
علوم سال سوم دبستانهاي كشور
علوم سال چهارم دبستانهاي كشور
نكاتي چند دربارهٔ ژنتيك (چاپ ۲)
نكاتي چند دربارهٔ فيزيولوژي عمومي
نكاتي چند دربارهٔ فيزيولوژي اعصاب و غدد داخلي (چاپ ۲)
نكاتي چند دربارهٔ زيستشناسي (چاپ ۲)
نكاتي چند دربارهٔ روانشناسي فيزيولوژيك
داروينيسم و تكامل (چاپ ۹)
گياهشناسي براي سال ششم طبيعي
علم (چاپ ۴)
روانشناسي حيواني
تئوري تكامل و روانشناسي (چاپ ۲)
مغز آدمي از ديدگاه روانشناسي، جانورشناسي (در ۱۶ جلد)
قانون جنگل
ابعاد انساني نوع آدمي
بيوتكنولوژي
تاليفات با همكاري ديگران
علوم سال اول راهنمايي
علوم سال دوم راهنمايي
علوم سال سوم راهنمايي
دوره كامل علوم طبيعي براي دبيرستانها (۱۱ جلد)
ترجمه
راز وراثت (چاپ ۲)
قرن داروين (چاپ ۲)
اسرار مغز آدمي (چاپ ۲)
تن آدم (چاپ ۲)
علم وراثت
رمز تكوين
اسرار بدن زندگي ما به چه موادي بسته است
حيات و انرژي
بيوگرافي پيش از تولد (چاپ ۲)
فقط يك تريليون
روانشناسي فيزيولوژيك (چاپ ۲)
جهان از چه ساخته شده است
سرگذشت زمين (چاپ ۴)
جهان چگونه آغاز شد
شناخت حيات
زندگي گياهي - سرچشمهٔ زندگي (چاپ ۲)
سرگذشت زيستشناسي
زيستشناسي BSCS محدوديتهاي رشد (چاپ ۲)
زمين در خطر (چاپ ۳)
تكامل (سري طلايي)
گياهشناسي (سري طلايي)
كانيهاي جهان (سري طلايي)
وراثت و طبيعت آدمي
پاولف
آيا به راستي مردان برتر از زنان اند؟
جهان در سراشيبي سقوط
دانشنامهٔ عمومي (جهان جانداران)
شور هستي زندگي نامه داروين
راز تندرستي
آلرژي (زير چاپ)
آسم (زير چاپ)
درس نامه پزشكي پيشگيري و پزشكي اجتماعي ويرايش ۱۴ (ترجمه و ويرايش)
زمينه روانشناسي هيلگارد (ويرايش ۱۴)-آخرين كار ترجمهٔ دكتر بهزاد كه در ارديبهشت ۱۳۸۶ چاپ شد.
ساعت ساز نابينا (ترجمه دكتر محمود بهزاد و شهلا باقري)
بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا...
بر مشامم ميرسد هر لحظه بوي كربلا...
باز باران با محرم...
ميخورد بر بام قلبم
يادم آمد كربلا را
دشت پرشور و بلا را
گردش يك ظهر غمگين
گرم و خونين، لرزش طفلان نالان
زير تيغ ونيزه هارا
با صداي گريه هاي كودكانه
اندرآن صحراي سوزان
مي دودطفلي سه ساله
پر ز ناله
دل شكسته
پاي خسته
باز باران قطره قطره مي چكد از چوب محمل
خاكهاي چادر زينب كه كم كم ميشود گِل
بازباران با محرم....
چراغ هايي كه چشمك ميزنند...
چراغ هايي كه چشمك ميزنند...
پوريا مهدوي مقدم - بروجرد:
تا به حال دقت نكرده بودم به چراغ هاي راهنمايي سطح بروجرد.
تا به حال دقت كرده ايد كه اين چراغ هاي به اصطلاح راهنمايي و رانندگي اصلا راهنمايي نميكنند كه يك راننده چه كند؟ آيا بايستد يا برود؟؟؟!!!
آنچنان كه دقت كرده ام، اين چراغ ها در روز چشمك زن و در نيمه هاي شب فعال ميشوند.
خدا را شكر كه قانون مداري را حتي در شب رعايت ميكنيد... خداقوت...!
اما آنطور كه مشهود است، بعضي از چراغ هاي ميدان ها و چهارراه هاي سطح شهر، در اوج ترافيك و شلوغ ترين ساعات روز مخصوصا بين ساعت 12 ظهر الي 14 بعدازظهر كه رفت و آمد دانش آموزان فزوني ميگيرد، چشمك زنند و اصلا معلوم نيست بايد چه كرد.
اما در ساعت 24 به بعد، ثانيه شمار برخي چراغ ها، عددي بالاتر از 40ثانيه را نشان ميدهند.
آيا بهتر نيست جاي اين دو امر عوض شود؟؟؟!!!
چون به نظر من چهارراه فاطمي در ساعت 1:30 نيمه شب نيازي به چراغ قرمز ندارد و بهتر است آن موقع چشمك زن باشد.
اما با اين اوصاف، بماند كه بسياري از راننده ها اينها برايشان فرقي نميكند و تنها پدال گاز و كلاچ را ميشناسند و ثانيه اي پشت چراغ نمي ايستند مگر مجبور باشند...!!!
لذا شما هم مراعات حال ديگر راننده هاي قانون مدار را كنيد تا بعضي راننده ها از چشمك زن بودن چراغ تعجب نكنند و باعث ترافيك شوند.
البته به شما خواننده ي گرامي ميگويم كه من در تمامي اين حالات و وقايع قرارداشته ام و ناظرشان بوده ام. لازم است شما هم قدري تصور كنيد و حرف هاي مرا درك كنيد.
اما بايد اينجا از پرسنل زحمت كش پليس راهور كل كشور تقدير و تشكر كرد كه اگر نبودند، شهر ها و جاده ها به ميدان مسابقه فرمول يك تبديل ميشدند و در هر پنجاه متر بايد بيمارستاني مجهز تعبيه ميشد.
نيروي زحمت كش نيروي انتظامي، خداقوت...
530 هيات مذهبي در بروجرد ساماندهي شد.
530 هيات مذهبي در بروجرد ساماندهي شد.
به گزارش وبلاگ پوريا مهدوي مقدم به نقل از ايرنا: حجت الاسلام محمد صادق جعفرپور روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: تمام 530 هيات مذهبي شهرستان بروجرد داراي پرونده و كد هستند و هيات هاي زيادي نيز در حال تكميل پرونده مي باشند.
وي گفت: ساماندهي مداحان اهل بيت(ع) از طريق كانون مداحان و اعزام 300 مبلغ و مبلغه به شهرستان بروجرد در دستور كار است.
رييس اداره تبليغات اسلامي بروجرد با تاكيد بر دوري هيات ها از خرافه اظهار داشت: فرهنگ غني عاشورا سرمايه اي است كه از فرهنگ متعالي اسلام تجلي يافته و از جهالت و خرافه پرستي به دور است.
وي افزود: عزاداري هاي محرم بازتاب هاي بسياري دارند و برخي از خرافه ها به سوژه دشمنان براي تبليغ منفي عليه اسلام تبديل مي شوند.
حجت الاسلام جعفرپور مجموع خانه هاي عالم شهرستان بروجرد را 28 خانه عنوان كرد و گفت: اميد است با توسعه خانه هاي عالم بتوان بيش از گذشته از وجود روحانيون مستقر بهره مند شد.
وي با بيان اينكه 383 گفتمان ديني در سطح شهرستان بروجرد برگزار مي شود، افزود: هم اكنون 70 مبلغ در مدارس و مساجد بروجرد به صورت مستمر فعاليت دارند ولي با توجه به وجود 336 مسجد و 100 امام جماعت، اين تعداد كافي نيست.
23 مهرماه مصادف با اول محرم است و آيين هاي سوگواري هيات هاي عزاداري شهرستان بروجرد در اين روز آغاز مي شوند.
روز مباهله گرامي باد.
روز مباهله گرامي باد.
شرح مختصر واقعه مباهله
مباهله پيامبر با (ص)مسيحيان نجران، در روز بيست وچهارم ذي الحجّه سال دهم هجري اتفاق افتاد. پيامبر (ص)طي نامه اي ساكنان مسيحي نجران را به آيين اسلام دعوت كرد. مردم نجران كه حاضر به پذيرفتن اسلام نبودند نمايندگان خود را به مدينه فرستادند و پيامبر (ص)آنان را به امر خدا به مباهله دعوت كرد.
وقتي هيئت نمايندگان نجران، وارستگي پيامبر (ص) را مشاهده كردند، از مباهله خودداري كردند. ايشان خواستند تا پيامبر (ص)اجازه دهد تحت حكومت اسلامي در آيين خود باقي بمانند.
موقعيت جغرافيايي
بخش با صفاي نجران، با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام اين نقطه، تنها نقطه مسيحي نشين حجاز بود كه مردم آن به عللي از بت پرستي دست كشيده و به آيين مسيح (ع) گرويده بودند.
دعوت به اسلام
پيامبر اكرم، حضرت محمد مصطفي (ص)براي گزاردن رسالت خويش و ابلاغ پيام الهي، به بسياري از ممالك و كشورها نامه نوشت يا نماينده فرستاد تا نداي حق پرستي و يكتاپرستي را به گوش جهانيان برساند. هم چنين نامه اي به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طي آن نامه ساكنان نجران را به آيين اسلام دعوت فرمود.
نامه حضرت محمد (ص)به اسقف نجران
مشروح نامه پيامبر (ص)به اسقف نجران چنين بود: «به نام خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب (ع). [اين نامه ايست] از محمد ((صلي الله عليه و آله وسلم))، پيامبر خدا، به اسقف نجران. خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب (ع) را ستايش مي كنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا مي خوانم. شما را دعوت مي كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند درآييد و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد بايد به حكومت اسلامي ماليات (جزيه) بپردازيد تا در برابر اين مبلغ، از جان و مال شما دفاع كند] و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود».
عكس العمل نجراني ها
نمايندگان پيامبر صلي الله عليه و آله و كه حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پيامبر (ص)بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نيز شورايي تشكيل داد و با آنان به مشورت پرداخت. يكي از آنان كه به عقل و درايت مشهور بود گفت: «ما بارها ازپيشوايان خودشنيده ايم كه روزي منصب نبوت ازنسل اسحاق (ع)به فرزندان اسماعيل(ع) انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست كه محمد صلي الله عليه و آله وسلم ـ كه از اولاد اسماعيل (ع) است ـ همان پيامبر موعود باشد». بنابراين شورا نظر داد كه گروهي به عنوان هيئت نمايندگان نجران به مدينه بروند تا از نزديك با محمد (ص)تماس گرفته، دلايل نبوت او را بررسي كنند.
گفتگوي پيامبر (ص)با هيئت نجراني
پيامبر اكرم (ص)در مذاكره اي كه با هيئت نجراني در مدينه به انجام رسانيد آنان را به پرستش خداي واحد دعوت كرد. امّا آنان بر ادعاي خود اصرار داشتند و دليل الوهيت مسيح را، تولد عيسي(ع) بدون واسطه پدر مي دانستند.
در اين هنگام فرشته وحي نازل شد و اين سخن خدا را بر قلب پيامبر (ص) جاري ساخت: «به درستي كه مَثَل عيسي نزد خداوند مانند آدم است كه خدا او را از خاك آفريد». در اين آيه، خداوند، با بيان شباهت تولد حضرت عيسي (ع) و حضرت آدم (ع)، يادآوري مي كند كه آدم(ع) را با قدرت بي پايان خود، بدون اين كه داراي پدر و مادري باشد، از خاك آفريد و اگر نداشتن پدر گواه اين باشد كه مسيح(ع) فرزند خداست، پس حضرت آدم(ع) براي اين منصب شايسته تر است؛ زيرا او نه پدر داشت و نه مادر.
اما با وجود گفتن اين دليل، آنان قانع نشدند و خداوند به پيامبر خود، دستور مباهله داد تا حقيقت آشكار و دروغ گو رسوا شود.
مباهله، آخرين حربه
خداوند پيش از نازل كردن آيه مباهله، در آياتي چند به چگونگي تولد عيسي (ع) مي پردازد و مسيحيان را با منطق عقل و استدلال روبرو مي كند و از آنان مي خواهد كه عاقلانه به موضوع بنگرند.
بنابراين پيامبر (ص)، در ابتدا سعي كرد با دلايل روشن و قاطع آنان را آگاه كند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستيز آنان مواجه گشت، به امر الهي به مباهله پرداخت.
خداوند در آيه 61 سوره آل عمران مي فرمايد: «هرگاه بعد از دانشي كه به تو رسيده، كساني با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو بياييد فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم».
ديدگاه بزرگان نجران درباره مباهله
در روايات اسلامي آمده است كه چون موضوع مباهله مطرح شد، نمايندگان مسيحي نجران از پيامبر(ص) مهلت خواستند تا در اين كار بينديشند و با بزرگان خود به شور بپردازند.
نتيجه مشاوره آنان كه از ملاحظه اي روان شناسانه سرچشمه مي گرفت اين بود كه به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده كرديد محمد (ص) با سر و صدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله كنيد و نترسيد؛ زيرا در آن صورت حقيقتي در كار او نيست كه متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسيار محدودي از نزديكان و فرزندان خردسالش به ميعادگاه آمد، بدانيد كه او پيامبر خداست و از مباهله با او بپرهيزيد كه خطرناك است.
در ميعادگاه چه گذشت؟
طبق توافق قبلي، پيامبر(ص)و نمايندگان نجران براي مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمايندگان نجران ديدند كه پيامبر (ص) فرزندش حسين (ع)را در آغوش دارد، دست حسن (ع) را در دست گرفته و علي و زهرا عليهما السلام همراه اويند و به آنها سفارش مي كند هرگاه من دعا كردم شما آمين بگوييد. مسيحيان، هنگامي كه اين صحنه را مشاهد كردند، سخت به وحشت افتادند و از اين كه پيامبر (ص)، عزيزترين و نزديك ترين كسانِ خود را به ميدان مباهله آورده بود، دريافتند كه او نسبت به ادعاي خود ايمان راسخ دارد؛ زيرا در غير اين صورت، عزيزان خود را در معرض خطر آسماني و الهي قرار نمي داد.
بنابراين از اقدام به مباهله خودداري كردند و حاضر به مصالحه شدند.
سخنان ابوحارثه درباره مصالحه
هنگامي كه هيئت نجراني پيامبر(ص)را در اجراي مباهله مصمّم ديدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه كه بزرگ ترين و داناترين آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد (ص) بر حق نمي بود چنين بر مباهله جرئت نمي كرد.
اگر با ما مباهله كند، پيش از آن كه سال بر ما بگذرد يك نصراني بر روي زمين باقي نخواهد ماند». و به روايت ديگر گفت: «من چهره هايي را مي بينم كه اگر از خدا درخواست كنند كه كوه ها را از جاي خود بكند، هر آينه خواهد كَند. پس مباهله نكنيد كه در آن صورت هلاك مي شويد و يك نصراني بر روي زمين نخواهد ماند».
سرانجام مباهله
ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «اي ابوالقاسم (ص)، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه كن بر چيزي كه قدرت بر اداي آن داشته باشيم».
پس حضرت با ايشان مصالحه نمود كه هرسال دوهزار حُلّه بدهند كه قيمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان كه اگر جنگي روي دهد، سي زره و سي نيزه و سي اسب به عاريه بدهند.
مباهله پيامبر (ص) با نصرانيان نجران، از دو جنبه نشان درستي و صداقت اوست. اوّلاً، محض پيشنهاد مباهله از جانب پيامبر اكرم (ص)خود گواه اين مدعاست؛ زيرا تا كسي به صداقت و حقانيّت خود ايمان راسخ نداشته باشد پا در اين ره نمي نهد.
نتيجه مباهله، بسيار سخت و هولناك است و چه بسا به از بين رفتن و نابودي دروغ گو بينجامد. از طرف ديگر، پيامبر (ص)كساني را با خود به ميدان مباهله آورد كه عزيزترين افراد و جگرگوشه هاي او بودند. اين خود، نشان عمق ايمان و اعتقاد پيامبر (ص)به درستي دعوتش مي باشد كه با جرأت تمام، نه تنها خود، بلكه خانواده اش را در معرض خطر قرار مي دهد.
مباهله، سند عظمت اهل بيت(ع)
مفسران و محدثان شيعه و اهل تسنّن تصريح كرده اند كه آيه مباهله در حق اهل بيت پيامبر (ع)نازل شده است و پيامبر (ص)تنها كساني را كه همراه خود به ميعادگاه برد فرزندانش حسن و حسين و دخترش فاطمه و دامادش علي (ع) بودند. بنابراين منظور از «اَبْنائَنا» در آيه منحصرا حسن و حسين (ع)هستند، همان طور كه منظور از «نِساءَنا» فاطمه (س) و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علي (ع) بوده است.
اين آيه هم چنين به اين نكته لطيف اشاره داردكه علي(ع)در منزلت جان و نفس پيامبر است.
نزول آيه تطهير در روز مباهله
روزي كه پيامبر خدا (ص)قصد مباهله كرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارك انداخت و حضرت اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين (ع)را در زير عباي مبارك جمع كرد و گفت: «پروردگارا، هر پيغمبري را اهل بيتي بوده است كه مخصوص ترينِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اينها اهل بيت منند. پس شك و گناه را از ايشان برطرف كن و ايشان را پاكِ پاك كن.»
در اين هنگام جبرئيل نازل شد و آيه تطهير را در شأن ايشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بيت پليدي را برطرف فرمايد و شما را پاكِ پاك كند.
اعمال روز مباهله
روز بيست و چهارم ذي الحجّه، روزمباهله پيامبر (ص) با مسيحيان نجران است كه در نزد مسلمانان، اهميت خاصّي دارد؛ چرا كه گواه حقانيت و درستي دعوت پيامبر و عظمت شأن اهل بيت مكرّم اوست.
در كتاب شريف مفاتيح الجنان، اعمال مخصوصي بدين شرح براي اين روز ذكر شده است:
اول: غسل، كه نشان پالايش ظاهر از هر آلودگي و آمادگي براي آرايش جان و صفاي باطن است؛
دوم: روزه، كه سبب شادابي درون است؛
سوم: دو ركعت نماز؛
چهارم: دعاي مخصوص اين روز كه به دعاي مباهله معروف است و شبيه دعاي سحر ماه رمضان مي باشد.
هم چنين در اين روز خواندن زيارت اميرالمؤمنين(ع) به ويژه زيارت جامعه روايت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّي از مولي الموحدين علي (ع) كه در ركوع نمازش به نيازمند احسان فرمود، سفارش شده است.
بي توجهي تا كي...؟؟؟!!! شهرداري بروجرد در كارهاي عمراني بسيار كند است...
بي توجهي تا كي...؟؟؟!!!
شهرداري بروجرد در كارهاي عمراني بسيار كند است...
پوريا مهدوي مقدم - بروجرد:
سال ها بود كه مردم چشم انتظار اتمام پروژه پل پيامبر اعظم(ص) بودند و تا حدود ده سال اين انتظار به طول انجاميد تا در آخر با تمام كم و كاستي ها، اين پل به بهره برداري رسيد. حيف كه حتي افتتاحش هم با عجله و تنها از سر رفع تكليف بود.
خدا خير دهد پل حاج فتحعلي را كه با فرو ريختنش حداقل باعث تسريع در احداث يك باند از جاده ي متصل كننده و ادامه دهنده پل به خيابان چهل و پنج متري شهرداري شد. اما حيف كه باند ديگرش اصلا معلوم نيست درست ميشود يا نه؟؟؟
خلاصه، مردم به خصوص شهرك انديشه كه حال با جمعيت نسبتا زيادش بزرگترين شهرك بروجرد است، بالاخره ميتوانند راه نيم ساعته تا مركز شهر را در ده دقيقه بپيمايند اما چگونه؟؟؟ با فراز و نشيب هايي كه پس از يكي - دو سال از بهره برداري پل در آسفالت آن همچون جاده ي روستاهاي دورافتاده جلوه نمايي ميكند.
حالا آسفالت پل به كنار... اصلا مهم نيست... مركز شهر هم همينطور است... پس اين عادي است...
مسئولين محترم شهرداري پرتوان و زحمت كش بروجرد، حداقل قدري آسفالت در ابتداي ورودي پل به سمت شهرك بريزيد كه الان با جاري شدن آب فاضلاب مردم روستاي كنار پل، چهره اي زشت و بويي بسيار وحشت ناك به آن داده و رد شدن از آن كار حضرت فيل است.
به فكر زمستان باشيد كه اگر يخ زد چه كنيم؟؟؟ واقعا فكر ميكنيد به اين مسئله كه هوا رو به سرما ميگذارد؟؟؟
حداقل در احداث فاز بعدي پل تسريع كنيد تا زمستان نشده و يك روز كارگران زحمت كش به خاطر سرما نيايند، يك روز به خاطر كمبود حقوق نيايند و يك روز به بهانه اي ديگر...
شهرداري بروجرد داراي پتانسيل و نيروي كاري فوق العاده عالي ست كه ميتوانند با اراده و دستور شما، يك خيابان را از شب تا صبح به كل عوض كنند.
شهرداري بروجرد ميتواند در كارهايش عجله به خرج دهد تا بتواند رفاه حال مردم را فراهم آورد.
تنها خواسته ي مردم از شهرداري سامان بخشيدن به مبلمان شهري ست نه چيز هاي ديگر...
شهرداري بروجرد ميتواند خبرساز شود... اما با چه خبري؟ آيا شهرداري بروجرد دوست دارد با ناكارآمدي خبرساز شود؟؟؟!!!
خير... طبيعي ست كه دوست ندارد. اما اخبار خوب زير سايه ي تلاش و كوشش شما شكل ميگيرند.
همانطور كه خداوند كريم ميفرمايد: از تو حركت... از من بركت...