كليدهاي فهم قرآن

800x600

قرآن كتاب زندگي :

 خداوند متعال قرآن را كتاب زندگي معرفي مي كند واز طرفي زندگي كتاب حادثه هاست. روي اين اصل از آنجا كه زندگي آبستن حوادث مي باشد .پس بايد چه كنيم تادر اين درياي متلاطم ومواج كه هر موج سهمگينش مي تواند زندگيمان را نا بود سازدبتوانيم به زندگي خود ادامه دهيم آنهم زندگي كه براي ما آرامش وخوشبختي وكمال را در پي داشته باشد.قرآن درجواب مي فرمايد اگر مي خواهيد زندگي ايده آلي داشته باشيد . كه در آن نگراني ، اضطراب ،و........ نباشد راههاي گوناگوني وجود دارد .يكي از اين راهها كمك گرفتن از نماز وصبر برآنچه بر شما مي رسد . وناراحت نشدن از آنچه از دستان مي رود وخوشحال نشدن از آنچه به دستان مي آيد چون هرچه از شما گرفته مي شود امانتي بيش نزد شما نيست . وآنچه هم به شما مي رسد . ابدي نخواهد بود . يك صندوقدار با نك را در نظر بگيريد ممكن است در يك روز صدها ميليون پول بدستش آيد وصد ها ميليون پول از دستش برود ولي هرگز خوشحال وناراحت نمي شود چون به اين حقيت رسيده آنها امانتي بيش نزدش بيشتر نبوده است. بلاهاومصيبتهايي كه به انسان مي رسد باعث انتقال او از لجنزار زندگي به حيات طيبه است . شما يك استخر را در نظر بگيريد كه آبش تبديل به لجن شده است .سعي بر اين است كه ماهيها را نجات دهند نه كرمها را حال حقيقت اين دنيا لجن است و انسان ماهي استخر اين دنيا ست واگر از اين لجنزار منتقل نشود خواه ناخواه خواهد مرد ونابود مي شود  پس مصيبتها هم نعمت است نه نغمت . واز طرفي هنگامي كه يك ميخ برروي پايه اي نصب شد ، هر چه چكش بر آن ضربه وارد كند ، ميخ بيشتر در پايه فرو مي رود ومحكم تر مي شود تا جايي كه وجودش كا ملا در پايه فاني ميشود وديگر ضربات چكش هيچ تاثيري در آن نمي كند . انسان همانند ميخي است كه در پايه حق فرورفته وبا طل به منزله همان چكش كه هرچه بر انسان فرود آيد . باعث مي شود تا انسان بيشتر در حق غرق شود . وآن زماني است كه ديگر ضربات اثري نخواهد داشت.پستان مادر را در نظر بگيريد اين پستان داراي شير است وتا طفل از آن ننوشد شير از آن تراوش نمي كند مكيدن فشاري است كه موجب جريان شير مي شود . حال در انسان علم ، استعدادوخلاقيت نهفته است ، اما بايد تحت فشار قرار بگيرد تا اين خلاقيت به جريان بيفتد . فشار همان مصائب است .


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۷
نظرات (0)
،

نثرها

800x600

نثرها

1-«موسي‌ عليه‌ السلام‌ قارون‌ را نصيحت‌ كرد كه‌:احسِن‌ كمااحسن‌ الله اليك‌«قصص‌ 77»،نشنيد،و عاقبتش‌ شنيدي‌»سعدي‌

2-«جان‌ در حمايت‌ يك‌ دم‌ است‌ و دنيا وجودي‌ ميان‌ دوعدم‌،دين‌به‌ دنيا فروشان‌ خرند،يوسف‌ فروشند تا چه‌ خرند:الم‌ اعهد اليكم‌ يابني‌ آدم‌ اَن‌ْ لا تعبدوا الشيطان‌» سعدي‌

3-«وما من‌ دابة‌ٍ في‌ الارض‌ الاّ علي‌ الله رزقها»

رزق‌ هر جنبنده‌اي‌ به‌ عهده‌ خداوند است‌.

«صياد بي‌ روزي‌ ماهي‌ در دجله‌ نگيرد و ماهي‌ بي‌ اجل‌ در خشكي‌نميرد»

4-«فقيهي‌ پدر را گفت‌ هيچ‌ از اين‌ سخنان‌ رنگين‌ دلاويز متكلّمان‌ درمن‌ اثر نمي‌كند به‌ حكم‌ آنكه‌ نمي‌بينم‌ مر ايشان‌ را فعلي‌ موافق‌گفتار...اتأمرون‌ الناس‌ بالبرّ و تنسون‌ انفسكم‌...»«بقره‌44»

5-«تسبّح‌ له‌ السموات‌ السبع‌ و الارض‌ و مَن‌ فيهن‌ّ و اِن‌ مِن‌شي‌ءالاّ يسبح‌ّ بحمده‌ ولكن‌ لاتفقهون‌ تسبيحهم‌»«اسراء 44»آسمانها وزمينها وهرچه‌ در آنهاست‌ تسبيح‌ الهي‌ را گويند ولكن‌ شمامتوجه‌ نمي‌شويد.

«ياددارم‌ كه‌ شبي‌ در كارواني‌ همه‌ شب‌ رفته‌ بودم‌ و سحر در كنار بيشه‌يي‌ خفته‌.شوريده‌اي‌ كه‌ در آن‌ سفر همراه‌ ما بود نعره‌اي‌ برآورد و راه‌بيابان‌ گرفت‌ و يك‌ نفس‌ آرام‌ نيافت‌.چون‌ روز شد گفتمش‌ آن‌ چه‌ حالت‌بود؟گفت‌:بلبلان‌ را ديدم‌ كه‌ به‌ نالش‌ در آمده‌ بودند از درخت‌،و كبكان‌ ازكوه‌،وغوكان‌ در آب‌ ،و بهايم‌ از بيشه‌،انديشه‌ كردم‌ كه‌ مروّت‌ نباشد همه‌در تسبيح‌ ومن‌ به‌ غفلت‌ خفته‌»اين‌ شمار خلق‌فتنه‌ است‌،...كدام‌ صد،كدام‌ پنجاه‌،كدام‌ شصت‌،قومي‌ بي‌ دست‌ وپا وبي‌ هوش‌ و بي‌ جان‌ چون‌ طلسم‌ و ژيوه‌ و سيماب‌ مي‌جنبند،اكنون‌ ايشان‌را شصت‌ و يا صد و يا هزار گوي‌ و اين‌ را يكي‌،بلكه‌ ايشان‌ هيچ‌ اند،و اين‌هزار و صدهزار و هزاران‌ هزار قليل‌ٌ اذا عدوّا و كثيرٌ اذا شدّوا»

8-«يكي‌ گفت‌ كه‌ اينجا چيزي‌ فراموش‌ كرده‌ام‌،خداوندگار فرمود كه‌در عالم‌ يك‌ چيز است‌ كه‌ آن‌ فراموش‌ كردني‌ نيست‌ اگر جمله‌ چيزها رافراموش‌ كني‌ و آن‌ را فراموش‌ نكني‌ باك‌ نيست‌،واگر جمله‌ را به‌ جاي‌آري‌ و ياد داري‌ و فراموش‌ نكني‌ و آن‌ را فراموش‌ كني‌ هيچ‌ نكرده‌باشي‌.همچنانكه‌ پادشاهي‌ تو را به‌ دِه‌ فرستاد براي‌ كاري‌ معيّن‌،تو رفتي‌ وصد كار ديگر گزاردي‌ چون‌ آن‌ كار را كه‌ براي‌ آن‌ كار رفته‌ بودي‌ نگزاردي‌چُنان‌ است‌ كه‌ هيچ‌ نگذاردي‌.پس‌ آدمي‌ در اين‌ عالَم‌ براي‌ كاري‌ آمده‌است‌ و مقصود آن‌ است‌ چون‌ آن‌ نمي‌گزارد پس‌ هيچ‌ نكرده‌ باشد.:انّاعرضناالامانة‌ علي‌ السموات‌ و الارض‌ و الجبال‌ فابين‌ اَن‌يحملنها و اشفقن‌ منها فحملها الانسان‌ انّه‌ كان‌ ظل‌.ما جهولا»«احزاب‌72»آن‌ امانت‌ را بر آسمانها عرض‌ داشتيم‌ نتوانست‌پذيرفتن‌،بنگر كه‌ از او چند كارها مي‌آيد كه‌ عقل‌ در او حيران‌مي‌شود:سنگ‌ها را لعل‌ و ياقوت‌ مي‌كند،كوه‌ها را كان‌ِ زر و نقره‌مي‌كند،نبات‌ِ را در جوش‌ مي‌آرَد و زنده‌ مي‌گرداند و بهشت‌ عدن‌مي‌كند،زمين‌ نيز دانه‌ها را مي‌پذيرد و بر مي‌دهد و عيب‌ها را مي‌پوشاندو صد عجايب‌ كه‌ در شرح‌ نيايد مي‌پذيرد و پيدا مي‌كند و جبال‌ نيزهمچنين‌ معدن‌هاي‌ گوناگون‌ مي‌دهد،اين‌ همه‌ مي‌كنند امّا از ايشان‌ آن‌يكي‌ كار بر نمي‌آيد،آن‌ يك‌ كار از آدمي‌ مي‌آيد«ولقد كرمّنا بني‌آدم‌»«اسراء70»نگفت‌ و لقد كرمّنا السماء و الارض‌ پس‌ از آدمي‌ آن‌ كارمي‌آيد نه‌ از آسمانها مي‌آيد ونه‌ از زمين‌ها مي‌آيد ونه‌ از كوهها.چون‌ آن‌كار بكند ظلومي‌ و جهولي‌ از او نفي‌ شود.اگر تو گويي‌ كه‌ اگر آن‌ كارنمي‌كنم‌ چندين‌ كار از من‌ مي‌آيد،امّا آدمي‌ را براي‌ آن‌ كارهاي‌ ديگرنيافريده‌اند همچنان‌ باشد كه‌ تو شمشير هندي‌ بي‌ قيمتي‌ كه‌ آن‌ درخزاين‌ ملوك‌ يابند ،آورده‌ باشي‌ وساطور گوشت‌ گنديده‌ كرده‌ كه‌ من‌ اين‌تيغ‌ را معطّل‌ نمي‌دارم‌،به‌ وي‌ چندين‌ مصلحت‌ بجاي‌ مي‌آرم‌،يا ديگ‌زرّين‌ را آورده‌اي‌ و در وي‌ شلغم‌ مي‌پزي‌...»


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۶
نظرات (0)
،

مَثَلهاي‌ قرآن‌

800x600

مَثَلهاي‌ قرآن‌:

قرآن‌ در بعضي‌ از موارد از مَثَلهائي‌ استفاده‌ كرده‌ است‌ كه‌ باعث‌ بهترفهميده‌ شدن‌ مقصود قرآن‌ در آن‌ مورد مثال‌ زده‌ شده‌ مي‌گردد.براي‌نمونه‌ به‌ 5مَثَل‌ اشاره‌ مي‌شود:

1-مثَل‌ منافقين‌ مثل‌ شخصي‌ است‌ كه‌ در شب‌ِ تار آتشي‌روشن‌ كند تا اطرافش‌ روشن‌ باشد ولي‌ خدا اين‌ نور را مي‌برد واو در تاريكي‌ گمراهي‌ خود باقي‌ مي‌ماند.«بقره‌17»

2-مَثَل‌ كفار مثل‌ چوپاني‌ است‌ كه‌ بر گوسفندان‌ خود نهيب‌مي‌زند و چيزهائي‌ مي‌گويد كه‌ گوسفندان‌ نمي‌فهمند و تنهاصدائي‌ از او مي‌شنوند.كر وكنگ‌ وكورند و فكر نمي‌كنند.«بقره‌171»

3-مَثل‌ انفاق‌ كنندگان‌ مَثَل‌ دانه‌اي‌ است‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌بروياند كه‌ در هر خوشه‌اي‌ صد دانه‌ باشد و خدا براي‌ هركه‌بخواهد دو برابر مي‌كند كه‌ خدا وسعت‌ بخش‌ ودانااست‌.«بقره‌261»

4-مَثل‌ منّت‌ گذاران‌ مَثل‌ سنگي‌ سفت‌ است‌ كه‌ خاكي‌ بر آن‌نشسته‌ و رگباري‌ ببارد و آن‌ خاك‌ را ببرد.كه‌ رياكاران‌ از آنچه‌كرده‌اند ثمري‌ نمي‌برند.«بقره‌264»

5-مَثل‌ خرج‌ كنندگان‌ در دنيا(كه‌ يهودي‌ مي‌باشند)مَثَل‌بادي‌ است‌ كه‌ در آن‌ سرماي‌ شديد باشد و به‌ زراعت‌ مردمي‌ كه‌بر خود ستم‌ كردند،برسد و آن‌ را نابود سازد همانطور كه‌ خدابه‌ آن‌ قوم‌ ستم‌ نكرده‌ است‌،به‌ اينان‌(يهود)نيز ستم‌ ننموده‌ است‌.بلكه‌ خودشان‌ به‌ خود ستم‌ نموده‌اند.«آل‌ عمران‌ 117»


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۶
نظرات (0)
،

تجلي قرآن در ادبيات

800x600

تجلي قرآن در ادبيات:

2-«لِمَن‌ المُلك‌ اليوم‌ لله الواحد القهّار»

امروز پادشاهي‌ مال‌ كيست‌؟براي‌ خداوند يگانه‌ وقدرتمند است‌.

آنچه‌ تغيّر نپذيرد تويي‌            وآنكه‌ نمرده‌ است‌ و نميرد تويي‌

ماهمه‌ فاني‌ّ و بقا بس‌ تورا        ملك‌ِ تعالي‌ و تقدّس‌ توراويا

كيست‌ در اين‌ دايرة‌ ديرپاي‌      كو«لِمَن‌ المُلك‌»زند جُز خداي‌؟

3-«تولج‌ الليل‌ في‌ النهار وتولج‌ النهار في‌ الليل‌»

شب‌ را در در روز فرو مي‌كني‌ وروز را در شب‌.

منزل‌ شب‌ را تو دراز آوري‌               روزِ فرورفته‌ توباز آوري‌

4-«لااله‌ الاّهو يحيي‌ ويميت‌ فآمنوا باللهورسوله‌» «خلق‌السموات‌ والارض‌ بالحق‌ تعالي‌ عمّا يشركون‌» «سبحانه‌وتعالي‌ عمّا يصفون‌»انعام‌100 «فسبحان‌ الله رب‌ّ العرش‌ عمّايصفون‌»

شكر وسپاس‌ ومنّت‌ و عزّت‌ خداي‌ را   پروردگار خلق‌ و خداوند كبريا

دادارِ غيب‌ و نگهدار آسمان                        ‌رزّاق‌ بنده‌ پرور و خلّاق‌ رهنما...

سبحان‌َ مَن‌  يميت‌ و يحيي‌ ولااله‌الاّهو الذي‌ خلق‌ الارض‌ والسماء...

گرجمله‌ را عذاب‌ كني‌ و يا عطادهي‌كس‌ را      مجال‌ آن‌ نه‌ كه‌ آن‌ چون‌ و اين‌ چرا

در كمترين‌ صُنع‌ تو مدهوش‌ مانده‌ ايم‌                      ماخود كجا و وصف‌ خداوند آن‌ كجا

5-«ياايهاالرسول‌ بلّغ‌ ماانزل‌ اليك‌ من‌ ربّك‌»  «وان‌ تولّوافانّما عليك‌ البلاغ‌»  «فان‌ تولّيتم‌ فاعلموا انّما علي‌ رسولنا البلاغ‌المبين‌»  «الان‌ وقد عيت‌ من‌ قبل‌ و كنت‌َ من‌ المفسدين‌»«ويعلم‌ ماتخفون‌ و ماتعلنون‌» «يسبّح‌ له‌ فيها بالغدوّوالاصال‌»

توانگري‌ نه‌ به‌ مال‌ است‌ پيش‌ اهل‌ كمال‌ كه‌ مال‌ تا لب‌ گور است‌ وبعد از آن‌ اعمال‌

من‌ آنچه‌ شرط‌ بلاغ‌ است‌ با تو مي‌گويم‌ تو خواه‌ از سخنم‌ پندگير خواه‌ ملال‌

كنون‌ هواي‌ عمل‌ مي‌پزد كبوتر نفس‌               كه‌ دست‌ جور زمانش‌ نه‌ پر گذاشت‌ نه‌ بال‌...

بزرگوار خدايا به‌ حق‌ مرداني‌كه‌                    عارفان‌ جميل‌ اند و عاشقان‌ جمال‌

مبارزان‌ طريقت‌ كه‌ نفس‌ بشكستند                 به‌ زورِ بازوي‌ تقوي‌ و للحروب‌ رجال‌

يقدسّون‌ له‌ بالخفي‌ّ والاعلان‌يسبحّون‌ له‌ بالغدوّ والاصال‌...

من‌ آن‌ ظلوم‌ جهولم‌ كه‌ اولّم‌ گفتي‌چه‌ خواهي‌ از ضعفا اي‌ كريم‌ وزجهّال‌

6-«تعزّ من‌ تشاء وتُذل‌ّ من‌ تشاء بيدك‌ الخير انّك‌ علي‌ كل‌ّشي‌ءقدير»

يعني:هركه‌ را مي‌خواهي‌ عزيز مي‌كني‌ وهركه‌ مي‌خواهي‌ ذليل‌.خير بدست‌توست‌ وتو بر هر امري‌ قادري‌.

يكي‌ از بخت‌ كامران‌ بيني‌                  ديگري‌ تنگ‌ عيش‌ وكوته‌ دست‌

آن‌ در آن‌ چاه‌ خويشتن‌ نفتاد               وين‌ بر اين‌ تخت‌ خويشتن‌ ننشست‌

تاج‌ دولت‌ خداي‌ مي‌بخشد                هركه‌ را اين‌ مقام‌ و رُتبت‌ هست‌

7-«ثم‌ّ انشأناه‌ خلقا آخر فتبارك‌ الله احسن‌ُ الخالقين‌ »

سپس‌ خلقتي‌ پديد آورديم‌ پس‌ مبارك‌ باشد خدارا كه‌ او بهترين‌ خلق‌كنندگان‌ است‌.

پيرما گفت‌ خطا بر قلم‌ صُنع‌ نرفت‌        آفرين‌ بر نظر پاك‌ خطا پوشش‌ باد

8-«وما خلقنا السماء و الارض‌ ومابينهما باطلا»

ما آسمان‌ وزمين‌ وآنچه‌ بين‌ آن‌ دو است‌ را باطل‌ نيافريديم‌.

نيست‌ در دايره‌ يك‌ نقطه‌ خلاف‌ از كم‌ وبيش‌كه‌ من‌ اين‌ دايره‌ بي‌ چون‌ وچرا مي‌بينم‌

9-«و اذ اخذ ربك‌ من‌ بني‌ آدم‌ من‌ ظهورهم‌ ذريّتَهم‌ واشهدهم‌ علي‌ انفسهم‌ الست‌ُ بربّكم‌ قالوا بلي‌'»

هنگاميكه‌ خدا از پشت‌ فرزندان‌ آدم‌(ع‌)پيمان‌ گرفت‌ وفرمود آيا من‌خداي‌ شما نيستم‌؟همگي‌ گفتند آري‌ هستي‌.

مطلب‌ طاعت‌ و پيمان‌ و صلاح‌ از من‌ ِ مست‌كه‌ به‌ پيمانه‌ كِشي‌ شهره‌ شدم‌ روز الست‌

10-«ومن‌ نعمّره‌ ننكّسه‌ في‌ الخلق‌ افلا يعقلون‌»

هركه‌ جواني‌ وعمر داديم‌ عاقبت‌ در خلقتش‌ رو به‌ زوال‌ نموديم‌.

آن‌ رخي‌ كه‌ تاب‌ او بُدماهوارشد به‌ پيري‌ همچو پشت‌ سوسمار

و آن‌ سرو فرق‌ِ كش‌ِ شعشع‌ شده‌وقت‌ پيري‌  ناخوش‌ و اصلع‌ شده‌

و آن‌ قدِ رقصان‌ يازان‌ چون‌ سنان‌گشت‌ در پيري‌ دوتا همچو كمان‌!

رنگ‌ لاله‌ گشته‌ رنگ‌ زعفران‌زور شيرش‌ گشته‌ چون‌ زهرة‌ زنان‌!

چشم‌ چون‌ نرگس‌ شده‌ پژمرده‌ يي‌گرمي‌ اعضا شده‌ افسرده‌ يي‌

آن‌ كه‌ مردي‌ در بغل‌ كردي‌ به‌ فن‌ّمي‌بگيرندش‌ بغل‌ وقت‌ شدن‌«راه‌ رفتن‌»

اين‌ خود آثار غم‌ و پژمردگي‌ است‌هر يكي‌ زين‌ها رسول‌ مردگي‌ است‌.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۵
نظرات (0)
،

رسا لت هاي قرآن

800x600

رسا لت هاي قرآن:

1-هدايت‌ انسانها«هدي‌ً للناس‌»فصلت‌42،«هدي‌ً للمتقين‌»بقره‌2

2-معرفت‌ الهي‌ «انّما يخشي‌ الله من‌ عباده‌ العلماء»فاطر28،«شهدالله انّه‌ لااله‌ الاّهو و الملائكة‌ و اولوالعلم‌ قائماً بالقسط‌ لا اله‌ الاّ هو اللهالعزيز الحكيم‌»آل‌ عمران‌18

3-نشان‌ دادن‌ آداب‌ معاشرت‌«انّما المؤمنون‌ اخوة‌»حجرات‌ 10،«خوبي‌ وبدي‌ باهم‌ مساوي‌ نيستند پس‌ آنچه‌ نكوتر است‌ را انجام‌ بده‌در اين‌ صورت‌ دشمني‌ به‌ دوستي‌ تبديل‌ مي‌شود»فصلت‌34،«ان‌ّاكرمكم‌ عندالله اتقيكم‌»حجرات‌13،«اي‌ اهل‌ ايمان‌ يكديگر رامسخره‌ نكنيد»حجرات‌11

4-آداب‌ زندگي‌«فرزندان‌ خود را از ترس‌ فقر نكشيد كه‌ ما هم‌ شماوهم‌ آنان‌ را روزي‌ مي‌دهيم‌.كشتن‌ آنها خطاء بزرگي‌ است‌.و به‌ زنا نزديك‌نشويد كه‌ فحشا وراه‌ بدي‌ است‌.وكسي‌ را بناحق‌ نكشيد و هركه‌ كشت‌شد ما به‌ ولي‌ او حق‌ قصاص‌ داده‌ايم‌.پس‌ در كشتن‌ قاتل‌ از حدنگذراند.به‌ مال‌ يتيم‌ تا زمان‌ بلوغش‌ هم‌ نزديك‌ نشويد مگر آنكه‌ بسوديتيم‌ باشد.وفاي‌ به‌ عهد كنيد كه‌ باز خواست‌ خواهيد شد.و پيمانه‌ راكامل‌ كنيد كه‌ براي‌ شما بهتر وخوش‌ عاقبت‌تر است‌.و از غير علم‌ پيروي‌نكنيد كه‌ گوش‌ و چشم‌ ودل‌ مورد بازخواست‌ واقع‌ مي‌گردند.وبا تكبر برروي‌ زمين‌ راه‌ نرو.»اسراء 31تا37يعني‌ مال‌ بسيار دوست‌ دارند.،«كلوا واشربوا ولاتسرفوا»اعراف‌31

5-آداب‌ سياست‌ «اي‌ مؤمنين‌!تقواي‌ الهي‌ داشته‌ وبه‌ خدا ورسول‌ايمان‌ بياوريد تا از رحمتش‌ متكفل‌ شما شده‌ وبه‌ شما نوري‌ دهد تا درآن‌ نور راه‌ رويد»حديد28،«خدا سرپرست‌ مؤمنان‌ است‌ كه‌ آنها را ازتاريكي‌ به‌ نور مي‌برد ولي‌ سرپرست‌ كفار ،طاغوت‌ها هستند كه‌ آنها را ازنور به‌ تاريكي‌ مي‌برند.»بقره‌254،«امروز(غدير)دين‌ را كامل‌ كردم‌ونعمت‌ را تمام‌ نمودم‌ واسلام‌ را براي‌ شما پسنديدم‌ »مائده‌3


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۴
نظرات (0)
،

اسامي بعضي از آيات

800x600

اسامي بعضي از آيات:

1-آيه‌ استرجاع‌:انّا لله وانّا اليه‌ راجعون‌«بقره‌156»

2-آيه‌ روزه‌:يا ايّها الذين‌ آمنوا كُتب‌ عليكم‌ الصيام‌ كما كتب‌ علي‌الذين‌ من‌ قبلكم‌ لعلّكم‌ تتّقون‌»«بقره‌ 180»

3-آية‌ الكرسي‌:الله لا اله‌ الاّهو الحي‌ّ القيّوم‌...«بقره‌156»

4-آية‌ دَين‌ بزرگترين‌ آيه‌:يا ايّها الذين‌ آمنوا اذا تداينتم‌ بدين‌ الي‌ اجل‌مسمّي‌...«بقره‌ 282»

5-آية‌ محكم‌ ومتشابه‌:هوا لذي‌ انزل‌ عليك‌ الكتاب‌ منه‌ آيات‌ٌمحكمات‌ٌ هن‌ّ اُم‌ّ الكتاب‌ و اُخر متشابهات‌«آل‌ عمران‌7»

6-آيه‌ مباهله‌:فمن‌ حاجّك‌ فيه‌ من‌ بعد ما جاءك‌ من‌ العلم‌ فقل‌ تعالواندع‌ُ ابناءنا و ابنائكم‌ ونسائنا ونسائكم‌ و انفسنا وانفسكم‌ ثم‌ّ نبتهل‌ فنجعل‌لعنة‌ لله علي‌ الكاذبين‌«آل‌ عمران‌6»

7-آيه‌ نفي‌ سبيل‌:ولن‌ يجعل‌ الله للكافرين‌ علي‌ المؤمنين‌سبيلا«نساء141»

8-آيه‌ اكمال‌ دين‌:اليوم‌ اكملت‌ُ لكم‌ دينكم‌ واتممت‌ عليكم‌ نعمتي‌ورضيت‌ لكم‌ الاسلام‌ ديناً«مائده‌3»

9-آيه‌ ولايت‌:انّما وليّكم‌ الله ورسولُه‌ و الذين‌ آمنوا الذين‌ يقيمون‌الصلاة‌ و يُؤتون‌ الزكاة‌ وهم‌ راكعون‌«مائده‌55»

10-آيه‌ تبليغ‌:يا ايّها الرسول‌ بلّغ‌ ما اُنزل‌ اليك‌ من‌ ربّك‌ و اِن‌ لم‌ تفعل‌فما بلّغت‌َ رسالته‌ والله يعصمك‌ من‌ الناس‌«مائده‌67»

11-آيه‌ ميثاق‌ وذر:الست‌ُ بربّكم‌ قالوا بلي‌'«اعراف‌172»

12-آيه‌ وواعدنا:وواعدنا موسي‌ ثلثين‌ ليلة‌ فاتممناها بعشر فتم‌َّميقاته‌ اربعين‌ ليلة‌ وقال‌ موسي‌ لاخيه‌ هارون‌ اخلفني‌ في‌ قومي‌ واصلح‌فلا تتبع‌ سبيل‌ المفسدين‌«اعراف‌142»

13-آيه‌ نفر وهجرت‌:وما كان‌ المؤمنون‌ لينفروا كافّة‌ فلولا نفَرَ مِن‌ كل‌ّطائفة‌ منهم‌ ليتفقهوا في‌ الدين‌ و لينذروا قومَهم‌ اذا رجعوا اليهم‌ لعلّهم‌يحذرون‌«توبه‌ 122»

14-آيه‌ ذكر ومحافظت‌ از قرآن‌ :انّا نحن‌ نزلّنا الذكر وانّا له‌لحافظون‌«حجر9»

15-آيه‌  استعاذه‌:فاذا قرأت‌ القرآن‌ فاستعذ بالله من‌ الشيطان‌الرجيم‌«نحل‌ 98»

 16-آيه‌ تطهير:انّما يريد الله ليذهب‌  عنكم‌الرجس‌ اهل‌ البيت‌ويطهّركم‌ تطهيرا«احزاب‌32»

17-آيه‌ نبأ:يا ايّها الذين‌ آمنوا ان‌ جائكم‌ فاسق‌ بنبأ فتبينّوا اَن‌ تصيبواقوما بجهالة‌ فتصبحوا علي‌ ما فعلتم‌ نادمين‌«حجرات‌6»

18-آيه‌ ان‌ يكاد:و ان‌ يكاد الذين‌ كفروا ليزلقونك‌ بابصارهم‌ لمّاسمعوا الذكر ويقولون‌ انّه‌ لمجنون‌ وماهم‌ الاّذكر للعالمين‌«قلم‌51»

19-آيه‌ صلوات‌:ان‌ّ الله وملائكته‌ يصلّون‌ علي‌ النبي‌ يا ايّها الذين‌آمنوا صلّوا عليه‌ وسلّموا تسليما«احزاب‌56»

20-آيه‌ قصاص‌:ولكم‌ قصاص‌ حياة‌ٌ يا اولي‌ الالباب‌«بقره‌179»

21-آيه‌ شهيد:ولاتقولوا لمن‌ يقتل‌ في‌ سبيل‌ الله اموات‌ بل‌ احياءٌ ولكن‌ لاتشعرون‌«بقره‌154»

22-آيه‌ رمضان‌:شهر رمضان‌ الذي‌ انزل‌ فيه‌ الرآن‌ هدي‌ً للناس‌ وبينات‌من‌ الهدي‌' والقرآن‌«بقره‌185»

23-آيه‌ توشه‌:تزودّوا فان‌ّ خيرالزاد التقوي‌ واتقون‌ِ يا اولي‌الالباب‌«بقره‌197»

24-آيه‌ قرض‌ الحسنه‌:من‌ ذا الذي‌ يُقرض‌ الله قرضاًحسناً فيضاعفه‌ له‌اضعافاً كثيرة‌«بقره‌245»

25-آيه‌اسلام‌:و مَن‌ يبتغ‌ غير الاسلام‌ ديناً فلن‌ يقبل‌ منه‌ و هو في‌الاخرة‌ من‌ الخاسرين‌«آل‌ عمران‌ 85»

26-آيه‌ كعبه‌:ان‌ّ اول‌ بيت‌ وضع‌ للناس‌ لَلذي‌ ببكّة‌ مباركا وهدي‌ًللعالمين‌«آل‌ عمران‌96»

27-آيه‌وحدت‌:واعتصموا بحبل‌ الله جميعا ولاتفرقّوا«آل‌ عمران‌103»

28-آيه‌بدر:ولقد نصركم‌ الله ببدر وانتم‌ اذلة‌ فاتقواالله لعلّكم‌تشكرون‌«آل‌ عمران‌ 123»

29-آيه‌ اطاعت‌:اطيعوا الله و اطيعوا الرسول‌ واولي‌ الامر منكم‌ واولي‌الامرمنكم‌«نساء59»

30-آيه‌تعاون‌:«وتعاونوا علي‌ البرّ و التقوي‌ ولاتعاونوا علي‌ الاثم‌والعدوان‌«مائده‌2»

31-آيه‌ اسراف‌:يابني‌ آدم‌ خذوا زينتكم‌ عند كل‌ّ مسجد و كلوا وشربوا و لاتسرفوا انّه‌ لايحب‌ّ المسرفين‌«اعراف‌31»

32-آيه‌ گوش‌ سپاري‌ به‌ قرآن‌:واذا قري‌ء القرآن‌ فاستمعوا له‌ وانصتوالعلّكم‌ تُرحمون‌«اعراف‌204»

33-آيه‌آمادگي‌ دفاعي‌:واعدّوا لهم‌ ما استطعتم‌ من‌ قوّة‌ ومن‌ رباط‌الخيل‌ تُرهبون‌ به‌ عدوالله و عدوّكم‌«انفال‌60»

34-آية‌ نور::«الله نورالسموات‌والارض‌ مثله‌ كمشكاة‌ فيها المصباح‌ المصباح‌ في‌ زجاجة‌الزجاجة‌ كانّها كوكب‌ٌ دُري‌ٌ يوقد مِن‌ شجرة‌ٍ مباركه‌ زيتونة‌لاشرقية‌ ولاغربية‌ يكادُ زيتها يُضي‌ءُ ولميمسسه‌ نارٌ.نورٌ علي‌'نور يهدي‌ الله لِنوره‌ مَن‌ يشاء ويضرب‌ الله الامثال‌ للناس‌ واللهعليم‌ٌ حكيم‌ٌ.»

35-آيه آرامبخش‌:وبشّر الصابرين‌ الذين‌ اذا اصابتهم‌ مصيبة‌ٌ قالوا انّا لِلّه‌ وانّااليه‌ راجعون‌

36-آيه توكل : فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. (آل‏عمران (3) آيه 159)

 37- آيه صبر: وَاصْبِرْ عَلَى‏ مَآ أَصَابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ. (لقمان (31) آيه 17)

 38- آيه تزكيه وتعليم : (هوالّذي بعث في الامييّن رسولا منهم يتلوا عليهم آياته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتاب والحكمه وان كانوا من قبل لفي ضلال مبين)جمعه2

 39-آيه قسط وعدالت: -تأمين عدالت وآزادي:لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط)حديد21

40- آيه ايثار : (ويؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصه)حشر9 

41-آيه اطعام : (ويطعمون الطعام علي حبّه مسكينا ويتيما واسيرا)دهر

42-آيه‌ سرنوشت‌ هرقومي‌:ان‌ّ الله لايّغيّر ما بقوم‌ حتي‌ يغيّروا مابانفسهم‌«رعد11»        

43-آيه‌ شكر:لئن‌ شكرتم‌ لازيدنّكم‌ و لئن‌ كفرتم‌ ان‌ّ عذابي‌لشديد«ابراهيم‌ 7» 

44-آيه‌ احترام‌ والدين‌:وقضي‌ ربّك‌ اَلاّتعبدوا الاّاياّه‌ و بالوالدين‌احسانا«اسراء23»        

45-آيه‌ نمازشب‌: ومن‌ اليل‌ فتهجد به‌ نافلة‌ لك‌ عسي‌ ان‌ يبعثك‌ ربّك‌مقاما محموداً«اسراء 79»

46-آيه‌ شفاء قرآن‌:ونُنزل‌ّ من‌ القرآن‌ ماهو شفاء و رحمة‌ للمؤمنين‌ولايزيد الظالمين‌ الاّ خسارا«اسراء 82»        

47-آيه‌باقيات‌ صالحات‌:امال‌ والبنون‌ زينة‌ الحيوة‌ و الباقيات‌الصالحات‌ خيرٌ عند ربّك‌ ثواباً و خيرٌ املاً«كهف‌ 46»

48-آيه‌ يونسيه‌:وذاالنون‌ اذ ذهب‌ مغاضبا فظن‌ّ اَن‌ لن‌ نقدر عليه‌فنادي‌' في‌ الظلمات‌ اَن‌ لا اله‌ الاّانت‌ سبحانك‌ انّي‌ كنت‌ُ من‌الظالمين‌«انبياء87»

49- آيه امانت: انّ اللّه يأمركم ان تؤدوّا الامانات الهي اهلها)نساء58 

50- آيه برادري وصلح: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَاءَصْلِحُواْ بَيْنَ اءَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُواْاللّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ للّه(حجرات آيه 10

51- آيه برزخ:وَمِن‌ْ وَر'ائِهِم‌ْ بَرْزَخ‌ٌ اِلي‌ يَوْم‌ِ يُبْعَثُون‌َ آية‌ 100سورة‌مؤمنون‌،


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۳
نظرات (0)
،

شناخت قرآن

800x600

شناخت قرآن:

انسان‌ را به‌ بهترين‌ آئين‌ هدايت‌ مي‌كند:ان‌ّ هذا القرآن‌ يهدي‌للّتي‌ هي‌ اقوم‌ (اسراءآيه 9)با عث‌ بيداري‌ انسانها از غفلت‌ است‌:اِن‌ْ هو الاّ ذكرٌللعالمين‌.(ص آيه‌87)*پر از مَثَلها و اندرزها و اسرار خلقت‌ و نظام‌ آفرينش‌ است‌:ولقدضربنا للناس‌ في‌ هذا القرآن‌ مِن‌ْ كل‌ّ مَثَل‌ٍلعلّهم‌ يحذرون‌.(زمر 27)(*چون‌ خالي‌ از هرگونه‌ كجي‌ ونادرستي‌ است‌،با عث‌ تقواي‌ انسانهامي‌گردد:قرآناً عربياً غيرَذي‌ عوج‌ٍ لعلّهم‌ يتّقون‌.(زمر28) (*جدا كنندة‌ حق‌ از باطل‌ است‌:شهر رمضان‌ الذّي‌ اُنزل‌ فيه‌القرآن‌ هدي‌ً للناس‌ وبينّات‌ٍ مِن‌َ الهُدي‌' والفرقان‌.بقره‌ 184)(*نور است‌ و با نور خود،افراد را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كند:كتاب‌ٌانزلناه‌ اليك‌ لتخرج‌ الناس‌ من‌ الظلمات‌ الي‌ النور.(ابراهيم‌ 1)*براي‌ مؤمنين‌،شفا وهدايت‌ وبراي‌ ظالمين‌ وستمكاران‌،ضرروگمراهي‌ بيشتر است‌:ونُنّزل‌ُ القرآن‌ شفاءٌ ورحمة‌ٌ للمؤمنين‌ولايزيد الظالمين‌ الاّ خساراً.(اسراء82)خدا خود صفات‌ ونامهايي‌ را براي‌ قرآن‌ ذكر كرده‌ است‌ از جمله‌:نور،مبين‌،فرقان‌،هدي‌،كتاب‌،كريم‌،رحمت‌،مصدق‌،نذير،بينّة‌،حكم‌،عدل‌،بيان‌،روح‌،بشري‌،تبيان‌،مجيد،حكيم‌،عزيز،موعظة‌،تذكرة‌،كوثر،بلاغ‌،تنزيل‌،صدق‌،برهان‌،قيّم‌،حق‌،عجب‌،عربي‌،مهيمن‌،مرفوعة‌،مطهرة‌،نبأ،متشابه‌،بصائر،علي‌ّ،تفصيل‌،امر،احسن‌الحديث‌ و..

شناخت‌ قرآن‌ از زبان‌ معصومين‌(ع‌):

رسول‌ خدا(ص‌):«هركه‌ دركودكي‌ قرآن‌ بخواند،به‌ حكمت‌ دست‌ يافته‌ است‌.»

«كسيكه‌ در دلش‌ از قرآن‌ خالي‌ است‌،مثل‌ خانة‌ خراب‌ است‌»

«هرگاه‌ دوست‌ داريد با خدا حرف‌ بزنيد قرآن‌ بخو انيد.»

«قرآن‌ را خوانده‌ وآنرا ظاهر كنيد كه‌ خداوند دلي‌ را كه‌ از قرآن‌ پر شده‌عذاب‌ نكند.»

«هركه‌ قرآن‌ بخواند، نبوت‌در دلش‌ وارد شده‌ غير اينكه‌ به‌ او وحي‌نمي‌شود.»

«اگر دوست‌ داريد كه‌ مثل‌ افراد سعادتمندزندگي‌ كرده‌ ومانندشهيدان‌ بميريد ودر روز قيامت‌ نجات‌ يابيد ودر حرارت‌ قيامت‌ در سايه‌باشيد ودر روز گمراهي‌ كافران‌، هدايت‌ يافته‌ باشيد پس‌ با قرآن‌ اُنس‌بگيريد كه‌ كلام‌ خداوند رحمن‌ است‌ وپناهگاهي‌ در مقابل‌ شيطان‌وباعث‌ سنگيني‌ ميزان‌ است‌.»«

فرزند بر پدر حقوقي‌ دارد وپدر نيز بر فرزند حقوقي‌ دارد.امّا حق‌ پدربر فرزند آنستكه‌ در هر چيزي‌ بجز معصيت‌،مطيع‌ پدر باشد.وحقوق‌فرزند بر پدر آنستكه‌ براي‌ فرزندش‌ نام‌ نيكو بگذارد وادب‌ نيكو به‌ اوبياموزد وقرآن‌ را به‌ او تعليم‌ نمايد.»«

خانه‌ اي‌ كه‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ مي‌ شود وياد خدا در آن‌مي‌گردد،بركتش‌ زيادشده‌ وملائكه‌ درآن‌ حاضر مي‌ شوند وشياطين‌ از آن‌فرار مي‌ كنندوآن‌ خانه‌ براي‌ اهل‌ آسمان‌ مي‌ درخشد همانگونه‌ كه‌ستارگان‌ براي‌ اهل‌ زمين‌ مي‌ درخشند.»

اميرمؤمنان‌(ع‌):«اگر بخواهم‌ آن‌ قدر در تفسير«بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحيم‌»مي‌ گويم‌ كه‌ اگرازآن‌ كتابي‌ تشكيل‌ دهيد،بار هفتاد شتر مي‌ شود.وفرمود:از فتنه‌ ها از من‌بپرسيد وبدانيد كه‌ من‌ خبر دارم‌ در كجاي‌ زمين‌ چه‌ فتنه‌ اي‌ واقع‌ مي‌شودوچه‌ كسي‌ در كجاي‌ زمين‌ كشته‌ مي‌ شود ومي‌ ميرد!از راههاي‌ آسمان‌ ازمن‌ سؤال‌ كنيد كه‌ حقيقتاً من‌ به‌ راههاي‌ آسمان‌ از زمين‌ آشناترم‌!»«بدانيد كه‌ اين‌ قرآن‌ ،ناصحي‌ است‌ كه‌ كلك‌ نمي‌زند.وهدايتگري‌است‌ كه‌ گمراه‌ نمي‌نمايد وسخنگوئي‌ است‌ كه‌ دروغ‌ نمي‌گويد وهركه‌ باقرآن‌ همنيشني‌ كرد،هدايتش‌ زياد وگمراهيش‌ كم‌ شد.»«زيباترين‌ قصه‌ وبليغ‌ترين‌ موعظة‌ وسودمندترين‌ تذكر كتاب‌ الهي‌است‌.»«پنج‌ چيز نور چشم‌ را زيادمي‌كند:نگاه‌ به‌ كعبه‌،نگاه‌ به‌ خط‌ قرآن‌ ،نظربه‌ روي‌ والدين‌ ،نگاه‌ به‌ صورت‌ عالم‌ ونگاه‌ به‌ آب‌ جاري‌.»«

امام‌ علي‌(ع‌)خطاب‌ به‌ پسرش‌:علم‌ را با تعليم‌ قرآن‌ وتأويل‌ آن‌وتعليم‌ شرايع‌ اسلام‌ واحكام‌ قرآن‌ وحلال‌ وحرام‌ آن‌ شروع‌ كن‌ وسراغ‌علم‌ ديگري‌ نرو.»«قرآن‌ ظاهرش‌ زيبا و باطنش‌ عميق‌ است‌.»

امام‌ صادق‌(ع‌):«خواندن‌ قرآن‌ از روي‌ مصحف‌ باعث‌ تخفيف‌ عذاب‌پدر ومادر اگرچه‌ كافرباشند،مي‌شود»امام‌ عسگري‌(ع‌):«خطاب‌ به‌ شيعيان‌:شما را سفارش‌ مي‌كنم‌به‌:تقوا،ورع‌ در دين‌،تلاش‌ براي‌ خدا،سخن‌ راست‌،امانتداري‌خواه‌امانت‌ مال‌ فاجر باشد يا نيكوكار،سجده‌هاي‌ طولاني‌،خوب‌ همسايگي‌كردن‌،...تقوا پيشه‌ كنيد وزينت‌ ما باشيد نه‌ عيب‌ ما!زياد بياد خدا باشيد و مرگ‌ را ياد كنيد و قرآن‌ تلاوت‌ كرده‌وصلوات‌ بر محمد وآل‌ محمد بفرستيد كه‌ در صلوات‌ ده‌ حسنه‌ است‌.»«

امام‌ سجاد(ع‌):اگر همة‌ اهل‌ زمين‌ بميرند ومن‌ باشم‌ وقرآن‌.من‌ دچاروحشت‌ نمي‌شوم‌.»

آثار اُنس‌ با قرآن‌ :

1- شفاي‌ دلهاي‌ مؤمنين‌2-رحمت‌ براي‌ مؤمنين‌3-هدايت‌ براي‌ باتقوايان‌4-پناهگاه‌ درمقابل‌ شيطان‌5-باعث‌ سنگيني‌ ميزان‌ اعمال‌6-زيباترين‌ قصه‌7-بليغ‌ ترين‌ موعظة‌8-سودمندترين‌ نصيحت‌9-شفيع‌ روزجزا10-داراي‌ ثواب‌ زياد براي‌ قاري‌11-پاك‌ شدن‌ گناهان‌


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۷:۵۳
نظرات (0)
،

حماقت مداوم !

در طول زندگي چهل و هشت ساله ام تا به حال اينقدر بي سر و سامان نبوده ام. وقتي به پيشنهاد مادرم با سيمين ازدواج كردم، فكر مي كردم خوشبخت ترين مرد دنيا شده ام. تك دختر يك خانواده تحصيلكرده بود. ليسانس داشت و دريك مدرسه شيمي درس مي داد. پدرش مديركل اداره اي معتبر در استان بود و برادرانش هر ۲ پزشك بودند و مادرش نويسنده بود. اينقدر مفتون شرايط خانوادگيشان شده بودم كه اصلاً سيمين را فراموش كردم.

 خيلي زود با كمك پدرم آپارتماني گرفتيم و زندگي مشتركمان را آغاز كرديم. از اولش هم زندگيمان خوب نبود ولي اين قدر اين طرف و آن طرف سرمان گرم بود كه متوجه نمي شديم. مدتي گذشت و اولين اختلافاتمان به دعوا تبديل شد و دعواهايمان به سر سنگيني و قهر. بسيار خودخواه و از خود راضي بود. در خانه خودشان حرف حرف او بود، به هيچ كس جز خودش اهميت نمي داد. 

مادرم گفت: بچه دار كه بشويد پايبند زندگي مي شود، اما اينطور نشد. زندگي او مدرسه بود و خانواده اش. وقتي متين به دنيا آمد خيلي خوشحال بودم ولي او فقط گريه مي كرد كه گرفتار شده است و نمي تواند به علاقه مندي هاي شخصي اش برسد. ۸ سال همينطور زندگي كرديم تا اينكه تحمل من و نظراتم به قول خودش ديگر برايش امكان پذير نبود.

 خيلي زود خانواده اش طلاق او را گرفتند. من هم به خانه پدرم باز گشتم؛ سرخورده و شكست خورده و تحقير شده. خانواده اش با تكبري كه داشتند زندگي مرا نابود كردند.

 يك سال گذشت و من گاهي متين را مي ديدم. همراه يكي از اعضاي خانواده سيمين مي آمد و سر ساعت به دنبالش مي آمدند و مي رفت.

 در يكي از همين روزها با مينا آشنا شدم. معلم ابتدايي بود و در ازدواج اولش شكست خورده بود. ظرف ۳ هفته ازدواج كرديم . ما در خانه او مستقر شديم. وقتي سيمين فهميد پيغام داد كه تصميم دارد متين را به من بدهد. مينا پذيرفت اما دوباره سيمين اعتراض كرد و متين را پس گرفت.

 بعداز مدتي براي عذر خواهي با يك دسته گل به محل كارم آمد . ۶ روز تمام آمد و رفت تا من كوتاه آمدم و بدون اطلاع مينا دوباره عقدش كردم.

 هم مادر فرزندم بود و هم عذرخواهي كرده بود كه اين كار از سيمين بعيد بود. اما ظاهراً قرار نبود آرامش به زندگي ما برگردد. هفته بعد مينا با خوشحالي خبر بارداري اش را به من داد و من بهت زده نگاهش كردم.

 وقتي فهميد كه سيمين به زندگي من بازگشته است مرا به خانه اش راه نداد و وقتي سيمين فهميد مينا باردار است، باز قهر كرد وبه خانه پدرش رفت و مرا به طبقه اي از خانه شان كه در اختيار ما قرار گرفته بود راه نداد. و حالا من بي جا ومكان نه خانواده اي از خود دارم و نه زندگي. حالت كسي را دارم كه هويتش را از دست داده است و دربين نزديك ترين كسانش، غريب است.


ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۹:۵۲:۰۱
نظرات (0)
،

عشق بي فرجام

يك روز در يكي از شبكه هاي اينترنتي با سامان آشنا شدم. كم كم ارتباط مان صميمي تر شد. همه كارهايش را دوست داشتم بدون آنكه ذره اي روي رفتارهاي بدش فكر كنم. آدم تندخويي كه مسئوليت پذير نبود و هيچ وقت كار ثابتي در زندگي اش نداشت. 

يك روز پدرم متوجه ارتباط ما شد و از من درباره ارتباطم با سامان پرسيد. من كه چاره اي نداشتم گفتم او قرار است به خواستگاري ام بيايد و در مراحل آشنايي با هم هستيم. موضوع را با سامان هم درميان گذاشتم. او هم پذيرفت كه به خواستگاري بيايد. با اين كار سامان در ذهنم تبديل به يك قهرمان شد. دل توي دلم نبود.

 اما وقتي پدرم با او روبه رو شد او را اصلا آدم مناسبي براي زندگي با من نديد و به سامان گفت من را فراموش كند. او چند بار ديگر هم با پدرم صحبت كرد ولي در نهايت بازهم نتوانست رضايت پدرم را جلب كند. بازهم پنهان از خانواده ام به ارتباطم با سامان ادامه دادم.

 در چشم برهم زدني چند سال گذشت و سامان ديگر هيچ وقت حاضر نشد به خواستگاري ام بيايد. چند بار به او گفتم ديگر نمي خواهم با او ارتباطي داشته باشم اما بازهم اصرار مي كرد كه اشكالي ندارد تا زمان ازدواج من رابطه مان همين طور حفظ شود.

 يك روز با من تماس گرفت و گفت دوست دارد با من به مسافرت برود. من اول از حرفش جا خوردم و گفتم نمي توانم اين پيشنهاد را قبول كنم. ولي بازهم مثل قبل با شگرد مخصوص خودش طوري قانعم كرد كه هيچ اتفاق بدي نخواهد افتاد و ... مي دانستم اگر به پدرومادرم بگويم كه مي خواهم تنها به مسافرت بروم هرگز قبول نخواهند كرد پس منتظر شدم تا فرصت مناسبي به دست بياورم كه اين فرصت با مسافرت ناگهاني خانواده ام به شهرستان به دليل فوت يكي از اقوام مان به دست آمد.

 از اين كه بعد از مدتها كنار سامان بودم خيلي خوشحال بودم. اما اين خوشحالي ديري نپاييد.

 چون هنگام عبور از پليس راه يكباره پليس دستور ايست داد اما با كمال ناباوري ديدم كه سامان توقف نكرد و با سرعت زياد از آنجا عبور كرد. خيلي وحشت كرده بودم. اما پليس به ما رسيد و او مجبور به توقف شد. در بازرسي از ماشين سامان چند بطري مشروبات الكلي و مقداري مواد مخدر كشف شد.

 تازه آن زمان دليل فرار سامان را فهميدم. اين پايان كار نبود و تحقيقات پليس نشان داد سامان مجرمي سابقه دار است كه چند سال قبل با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده بود. روزهايي كه مجبور بودم با پدرم به مجتمع قضايي بعثت بروم را فراموش نمي كنم. با اينكه مدتي از آن روزهاي تلخ مي گذرد اما پاك آبرويم پيش خانواده ام رفت و ديگر نمي توانم در چشمان پدر و مادرم نگاه كنم.



ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۹:۵۲:۰۰
نظرات (0)
،

اعتماد بي جا

از ۱۸ سالگي با پارسا آشنا شدم، خيلي با هم صميمي بوديم، از همه نظر خوب و عالي بود فقط تنها مشكل او اين بود كه اهل كار نبود. چند باري صحبت ازدواج كرد و من در جواب گفتم: «تا وقتي به كار و درآمدت سر و سامان ندادي حتي حرفش را هم نزن» اما انگار نه انگار، حدود ۳ سال از اين صحبت گذشت اما هيچ وقت سعي نكرد كار مفيدي انجام بدهد!

چند ماه پيش برايم خواستگار آمد، خانواده خوبي داشت اهل كار و... بود ديگر چه مي خواستم؟! من هم جواب مثبت دادم حتي در همان شب قرار عقد و عروسي هم گذاشته شد.نمي دانم پارسا از كجا متوجه ماجرا شده بود؟! چون ما خيلي وقت پيش رابطه مان را تمام كرده بوديم.

 به هر حال با من تماس گرفت و درخواست يك قرار حضوري داشت و من هم براي اين كه آرامش كنم قبول كردم و رفتم. روز قرار با خودرو آمده بود، سوار شدم و بعد از احوال پرسي متوجه عصبانيت و بي قراري او شدم، آن لحظه خيلي ترسيدم! مرا به سمت منزلشان برد و از من خواست به داخل خانه بيايم. ابتدا مخالفت كردم ولي به خاطر اعتمادي كه به او داشتم به داخل خانه رفتم.

 وقتي وارد شدم ديدم دو نفر ديگر هم آنجا هستند! متاسفانه پارسا از اعتماد من سوءاستفاده كرد و با نقشه قبلي مرا به دست آنها سپرد و...!بعد از آن روز نحس، چند بار مرا تهديد كردند كه اگر به پليس چيزي بگويم تصاوير ماجرا را در فضاهاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي منتشر مي كنند و آبرويم را مي برند.

 خانواده ام هم اگر از اين ماجرا بويي مي بردند روزگارم را سياه مي كردند. نگراني و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود. جرأت طرح موضوع را با هيچ كس نداشتم تا اين كه به صورت تلفني موضوع را با مشاور خانواده پليس درميان گذاشتم.

 محمد ايرجي پور كارشناس ارشد روانشناسي و مشاور خانواده پليس خراسان رضوي در اين باره گفت: پيامد وجود هرگونه رابطه غيرمتعارف بين دختران و پسران شكل گيري و بروز آسيب هايي است كه متاسفانه حيثيت افراد را زير سوال مي برد و دستاويزي مي شود براي سوءاستفاده هاي بعدي و توجه به پيامد اين گونه ارتباطات با تفكر منطقي عامل مهمي در پيشگيري از آسيب هاي بعدي است.

 وي گفت: زماني كه فرد در گذشته رابطه اي را تجربه كرده باشد، قطعا پس از ازدواج با فرد ديگري، نگران آشكار شدن آن رابطه خواهد بود و همين موضوع دستاويزي براي فرد مطلع از رابطه براي سوءاستفاده هاي بعدي است. در اين ماجرا بهتر اين بود كه قبل ازپذيرش ملاقات، با تفكر انتقادي به تجزيه و تحليل موضوع و پيامدهاي آن مي پرداختيد تا چنين اتفاق تلخي روي نمي داد.



ادامه نوشته
جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۹:۵۱:۵۹
نظرات (0)
،
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ]