علت ازدواج ام كلثوم با عمر
علت ازدواج ام كلثوم با عمرپرسش:با سلام ، آقاي محترم من يك شيعه زاده ام ولي مطالعاتم در قرآن چيز ديگري به من آموخته است ، مهم نيست كه امام علي نام فرزندانش را برچه اساس عمر و عثمان و ابوبكر گذاشته باشد، مهم اين است كه دختر عزيزدردانه خود را به عقد ازدواج عمر درآورده است، آيا كسي عزيز خود را به عقد قاتل همسرش مي دهد؟پايگاه حوزه، شماره 18200،پاسخ:در ابتدا بايد خدمتتان عرض نماييم كه اين امر يك رويداد تاريخي است و در قرآن هيچگونه اشاره اي به آن نشده است چرا كه فرموده بوديد كه مطالعاتتان در قرآن به شما چيز ديگري آموخته است در ادامه اضافه مي كنيم كه پاسخ: موضوع ازدواج ام كلثوم با عمر از دو ديدگاه قابل بحث و بررسي است*:
الف. از منظر منابع اهل سنّت؛
ب. از منظر منابع شيعه.
منابع اهل سنت
در بين اهل سنت، مشهور است كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام دختر خود امّ كلثوم را به ازدواج خليفه دوم، عمر بن خطاّب، در آوردند. آنها اين ازدواج را نشانگر دوستي و روابط حسنه ميان علي عليه السلام و خليفه دوم قلمداد مي كنند.
در نقد و بررسي اين موضوع به چند نكته اشاره مي شود:
1. مسئله ازدواج امّ كلثوم در هيچ يك از دو كتاب معتبر نزد اهل سنت، يعني صحيح بخاري و صحيح مسلم كه در نزد اهل سنت معتبرترين كتابها بعد از قرآن شمرده مي شوند ذكر نشده است.
هيچ يك از صحاح ششگانه اهل سنّت ازدواج امّ كلثوم را ذكر نكرده اند.
2. برخي از مسانيد معتبر نزد اهل سنت، مانند: مُسند احمد بن حنبل نيز اين رويداد را بيان ننموده اند.
3. برخي از منابع تاريخي و روايي اهل سنّت، مانند: «طبقات» ابن سعد و «المستدرك» حاكم نيشابوري، ازدواج ام كلثوم با خليفه دوم را مطرح نموده اند. در اين باره، دو نكته شايان ذكر است:
الف. براساس مباني رجالي اهل سنّت، تمام راويان اين روايت، متّهم به صفات «كذّاب»، «وضّاع»، و «ضعيف» و «مدلَّس» مي باشند؛ لذا براساس منابع اهل سنت، موضوع ازدواج امّ كلثوم با عمر بن خطّاب به لحاظ سندي فاقد اعتبار و ارزش مي باشد.
ب. صرف نظر از ضعف سندي، اين روايت به لحاظ دلالت و معني نيز دچار تعارض، چندگانگي و تشويش در نقل مي باشد؛ به گونه اي كه برخي از نقلها برخي ديگر را تكذيب مي نمايند. به عنوان مثال، در برخي نقلها اين گونه آمده است كه وقتي عمر به خواستگاري امّ كلثوم آمد، علي عليه السلام مسئله كوچكي سنّ ام كلثوم را مطرح نمودند و در برخي نقلها آمده است كه حضرت فرمودند: «من او را براي فرزندان برادرم جعفر بن ابي طالب نگه داشته ام.» در نقل ديگري بيان شده است كه علي عليه السلام بدون درنگ ام كلثوم را نزد عمر فرستاد تا او را نگاه كند.
ديدگاه شيعه
در مورد ازدواج امّ كلثوم با خليفه دوم، در ميان دانشمندان شيعه ديدگاه هاي متفاوتي مطرح است كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:
1. برخي از دانشمندان شيعه از جمله شيخ مفيد، اين تزويج را به شدّت انكار نموده و بر اين باورند كه چنين ازدواجي اساسا رخ نداده است.
2. ديدگاه ديگر اين است كه اُمّ كلثوم دختر واقعي علي عليه السلام نيست؛ بلكه ربيبه دختر خوانده علي عليه السلام بوده است. براساس اين ديدگاه، امّ كلثوم دختر واقعي ابوبكر بوده، مادرش أسماء بنت عميس است. پس از مرگ ابوبكر، اَسماء به همسري علي عليه السلام در آمد و امّ كلثوم همراه مادرش به خانه علي عليه السلام آمدند.
اين ديدگاه متعلّق به آيت اللّه العظمي مرعشي نجفي رحمه الله است. ايشان در اين باره مي فرمايند: «امّ كلثوم كه با عمر ازدواج كرد، ربيبه علي عليه السلام و دختر اسماء بنت عميس از ابوبكر بود. او كودك بود و با ازدواج اسماء با علي عليه السلام پس از مرگ ابوبكر به خانه علي عليه السلام آمد و بزرگ شد و با عمر ازدواج كرد. او را همه جا امّ كلثوم بنت علي عليه السلام مي گفتند. او با پسرش زيد بن عمر در زمان امام مجتبي عليه السلام فوت كردند. امام عليه السلام بر او و پسرش يك نماز ميّت خواند و همين دليل بر جواز نماز بر دو ميّت در يك نماز شد.
امّ كلثوم دختر فاطمه عليهاالسلام در كربلا با خواهرش زينب عليهاالسلام بود و در شب يازدهم تا صبح مواظب اطفال امام حسين عليه السلام بود كه خود دليل ديگري بر نفي ازدواج او با عمر است؛ زيرا اگر زن عمر بود و فرزندي داشت، در جريان كربلا منعكس مي شد، در اسارت كوفه و شام مطرح مي گشت. اصولاً براي او حرمتي قائل مي شدند.»
3. ديدگاه ديگر اين است كه اين ازدواج صورت گرفت؛ ولي از روي تهديد و اكراه و اجبار. در منابع حديثي شيعه رواياتي وجود دارد كه نشانگر وقوع اين ازدواج از روي تهديد و ارعاب مي باشد. در ذيل به نمونه اي اشاره مي شود:
محمد بن ابي عمير از هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه فرمود: «هنگامي كه عمر [از اُم كلثوم [نزد علي عليه السلام خواستگاري نمود، حضرت در پاسخ او فرمودند: او كم سنّ و سال است. عمر با عباس عموي علي عليه السلام ملاقات كرد و گفت: آيا در من عيبي هست؟»
عباس گفت: چه شده؟ عمر گفت: به خواستگاري دختر برادرزاده ات رفتم؛ [ولي او پاسخ منفي به من داد و [من را ردّ نمود. به خداوند سوگند! چاه زمزم را پُر مي كنم و هيچ نشانه بزرگي و كرامت براي شما نيست، مگر آنكه آن را از بين خواهم برد و هر آينه دو شاهد براي او اقامه كرده، به اتّهام سرقت دست راست او را قطع خواهم نمود. پس عباس نزد علي عليه السلام آمد و او را [از تهديدهاي عمر] آگاه ساخت و از ايشان درخواست نمود تا امر [اين ازدواج[ را به او واگذار نمايد. علي عليه السلام نيز مسئله ازدواج ام كلثوم را به عموي خود عباس سپرد.»[1]
در مورد اين روايت، چند نكته داراي اهميت مي باشد:
1. در وهله اوّل، علي عليه السلام به درخواست عمر پاسخ منفي دادند و فرمودند: امّ كلثوم هنوز به سنّ ازدواج نرسيده است. اين پاسخ، خود بيانگر ناخرسندي علي عليه السلام از اين پيوند بوده است.
2. عمر از تهديدهاي شديدي مانند نابود ساختن نشانه هاي بزرگي و كرامت اهل بيت عليهم السلام و اتّهام سرقت بهره برده است. اين تهديدها از يك سو، جان علي عليه السلام و خاندان و شيعيان ايشان را به مخاطره انداخت و از سوي ديگر، كيان دين و جامعه اسلامي را مورد تهديد و بي ثباتي قرار مي داد.
3. علي عليه السلام ، به منظور احترام گذاشتن به درخواست عموي خود، تصميم گيري نهايي در مورد اين ازدواج را بر عهده عباس گذاشتند.
با توجه به آنچه ذكر شد، چگونه اين پيوند مي تواند از روي رضايت و خشنودي علي عليه السلام صورت گرفته باشد؟ ازدواجي كه آغازش با انكار و مخالفت علي عليه السلام بود و منجرّ به تهديدهاي شديد از سوي خليفه دوم گرديد، چگونه مي تواند نشانگر دوستي و روابط حسنه ميان علي عليه السلام و خليفه دوم باشد؟
مخصوصا از اين جهت كه اصلِ اين ازدواج و اصل وجود فردي از فرزندان علي عليه السلام به نام امّ كلثوم كه با عمر ازدواج نمود، مورد نفي و انكار برخي از دانشمندان بزرگ شيعه است.
*برگرفته از مقاله مجله مبلغان :: بهمن 1386، شماره 100 مصطفي عزيزي علويجه
[1] الكافي ج : 5 ص : 346