ولايت و هدايت

رابطه ولايت و هدايت در نهج البلاغه

تقسيم انسانها به دو گروه پيروان هدايت الهي و گمراهان پيرو شيطان، و به تعبير ديگر، اولياء الله و اولياء الشيطان در نهج البلاغه نيز صورت گرفته است. حضرت در خطبه نخست نهج البلاغه از شقاوت و عصيان شيطان و دشمني او با آدم و فرزندان او سخن مي گويد و در همان خطبه مي فرمايد: خداوند پيامبرانش را در زماني مي فرستاد كه:

«... واجتالتهم الشياطين عن معرفته، واقتطعتهم عن عبادته ...»

و شيطانها آنان را از شناخت خداوند، منحرف كرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوند بريده بودند.

اينكه شيطان مردم را از اطاعت و عبادت الهي باز مي دارد و مانع آنان از حركت در مسير هدايت الهي و پيروي از فرمان خداوند مي شود، براي اين است كه آنان را به «پيروي» از خويش وا دارد.

«واعلموا ان الشيطان انما يسنّي لكم طرقه لتتبعوا عقبه.»

بدانيد كه شيطان راه هاي خويش را پيش پاي شما مي گشايد، تا از پي او روانه شويد.

در نهج البلاغه و سخنان مولا در ديگر منابع حديث، همانند قرآن كريم، رابطه ولايت و اطاعت به روشني بيان شده است.

«ان ولي محمد من أطاع الله و ان بعدت لحمته، و إنّ عدوّ محمد من عصي الله و إن قربت قرابته.»

همانا ولي محمد كسي است كه از خدا اطاعت كند، اگر چه گوشت (خون و نسب) او دور باشد، و همانا دشمن محمد كسي است كه عصيان خدا كند، اگر چه از نزديك ترين نزديكان آن حضرت باشد.

اطاعت، هدايت و ولايت اين گونه در كلام مولا با تبعيت قرآن گره مي خورد، در طرف مقابل، يعني جبهه ولايت غير خدا نيز همين گونه است؛ پيروي و ولايت پذيري است كه سبب سلطه شيطان بر اولياء او مي شود:

«انّما بدء وقوع الفتن أهواء تتبع، و حكام تبتدع، يخالف فيها كتاب الله، و يتولي عليها رجال رجالاً علي غير دين الله. هنا لك يستولي الشيطان علي اوليائه، و ينجو الذين سبقت لهم من الله الحسني.»ه

همانا آغاز پديد آمدن فتنه ها،

پيروي از خواهشهاي نفساني است و بدعت در حكمهاي آسماني؛ آن گونه كه مايه مخالفت با كتاب الهي شود و گروهي از مردم، گروه ديگر را در طريق آن بدعتها به ولايت برگزينند. اينجاست كه شيطان بر اولياي خود چيره مي شود. و اما آن را كه لطف حق دريافته باشد، نجات يابد و راه حق به سر برد.

پيروان دو خط، دو جبهه روياروي يكديگر را تشكيل مي دهند، در يك جبهه پيروان معارف و فرمانهاي الهي، كه هدايت يافتگان هستند حضور دارند، و در جبهه ديگر پيروان شيطان كه گمراهان هستند جاي گرفته اند؛ اين دو جبهه، جبهه حق و جبهه باطل اند:

«الا و انه من لا ينفعه الحق يضرّه الباطل، و من لايستقيم به الهدي يجرّ به الضلال الي الردي.»

بدانيد آن كه حق او را سود ندهد، باطل به او زيان خواهد رسانيد، و آنكه هدايت نتواند او را در مسير درست قرار دهد، ضلالت هلاكش خواهد ساخت.

 

                          


جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۵:۲۳:۲۲
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]