پرسش و پاسخ غدير

v:* {behavior:url(#default#VML);} o:* {behavior:url(#default#VML);} w:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} 800x600 اثبات امير المومنين(ع) براي امام اول بودن؟

الف) حديث غدير. يكي از احاديث مهم مسأله غدير است كه قضاياي مفصلي دارد. بخشي از آن اين است كه پيامبر (ص) دست حضرت علي (ع) را بالا گرفت و سه مرتبه فرمود: "من كنت مولاه فعلي مولاه." (الغدير ج 1 ص 11). اين واقعه از اهميت بالايي برخوردار بوده و جايگاه ويژه‏اي ر متون اسلامي اهل سنت و شيعه و نيز در ادبيات و اشعار عرب داراست يعني. 110 نفر از صحابه و 84 نفر از تابعين آن را نقل نموده و طبقات راوي آن به 360 نفر ميرسند. شعراي بسياري آن را به نظم آورده‏اند از جمله: 1- در قرن اول: اميرالمؤمنين (ع) حسان بن ثابت انصارييس بن سعد بن عباده انصاري عمروبن عاص بن واثل محمد بن عبدالله حميري.
2- در قرن دوم: كميت بن زياد سيد اسماعيل بن محمد حميري شعيان بن مصعب كوفي.
3- قرن سوم: ابوتمام حبيب بن اوس طايي دعبل بن علي بن رزين الخزاعي. و در قرون بعد ده‏ها نفر ديگر به گونه‏اي كه علامه اميني (ره) هفت جلد از كتاب ارزشمند "الغدير" را بدان اختصاص داده است.ب) حديث ليله الانذار: در شبي كه پيامبر مأمور به ابلاغ و دعوت از نزديكان شد فرمود: "چه كسي است اولين فردي كه در اين امر مرا تصديق و ياري نمايد تا وصي و خليفه و جانشين پس از من باشد؟" تنها كسي كه جواب مثبت داد حضرت علي (ع) بودند كه سني حدود ده سال داشتند.
ج) حديث منزلت: پيامبر به اميرالموءمنين (ع) فرمود: "انت مني بمنزله هارون من موسي الا انه لانبي بعدي".
د) حديث ثقلين: آخرين وصيت تاريخي پيامبر اين بود كه: "دو چيز گران بها در ميان شما ميگذارم: كتاب خدا و عترت خودم." روايات فوق و روايات متعدد ديگري همه به تواتر در منابع روايي و تاريخي اهل سنت نقل گرديده است. براي آگاهي بيشتر ر. ك: 1) رهبري امام علي (ع) در قرآن (ترجمه المراجعات) علامه سيد شرف الدين 2) معالم المدرستين علامه عسكري 3) آن گاه هدايت شدم (ثم اهتديت) تيجاني سماوي 4) فروغ ابديت جعفر سبحاني 5) بررسي مسايل كلي امامت ابراهيم اميني
البته همه آياتي كه درباره مؤمنان و تقوا پيشگان هست، نمونه اتم و اكمل و مصداق روشن آن حضرت علي (ع) ميباشد. اما بعضي از آيات بالخصوص در شأن آن بزرگوار نازل شده است و رواياتي از طريق شيعه و سني بر آن دلالت دارد بلكه بعضي از آنها به حد تواتر رسيده است مثل آي شريفه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللَّهُ.،(1). اين امر از نظر علماي شيعه روشن است اما در بين بزرگان اهل سنت هم برخي تصريح به اين مطلب كرده‏اند مانند ابوالقاسم حكاني در كتابي به نام "شواهد التنزيل"، 200 آيه يا بيشتر جمع كرده است كه درباره حضرت علي (ع) نازل و ياتفسير شده است.

 

ميزان اعتبار حديث غدير چقدر است و معناي ولايت در آن حديث چيست؟

در رابطه با مسأله حجة الوداع و غدير خم، عين واقعه را به نقل از ترجمه الغدير (ج 1، ص 29 - 37) تقديم ميداريم. لازم است بدانيد كه اين واقعه و خطبه پيامبر اكرم(ص) در آن، مورد اجماع و اتفاق جميع مسلمانان شيعه وسني است و جايگاه ويژه‏اي در نصوص ديني و ادبيات و اشعار مسلمانان - اعم از عرب و غير عرب - دارد. در متون اسلامي هيچ روايتي به اندازه اين واقعه به حد فوق تواتر نرسيده است و احدي را ياراي ترديد در آن نيست. در ميان صحابه پيامبر(ص) 110 نفر و از تابعين 89 نفر آن را نقل كرده‏اند و طبقات راوي آن، به 360 نفر رسيده است. شاعران بسياري نيز اين جريان را به نظم آورده‏اند؛ از جمله:
در قرن اول: اميرالمؤمنين(ع)، حسان بن ثابت انصاري، قيس بن سعد بن عباده انصاري، عمر و بن عاص بنوائل، محمد بن عبداللّه‏ حميري.
در قرن دوم: كميت بن زياد، سيد اسماعيل بن محمد حميري، شعيان بن مصعب كوفي.
در قرن سوم: ابو تمام حبيب بن اوس طايي، دعبل بن علي بن رزين الخزاعي و در قرون بعد ده‏ها نفرديگر.
از اهميت اين واقعه، همان بس كه علامه اميني يازده جلد كتاب ارزشمند «الغدير» را پيرامون اين حادثه به نگارشدرآورده است.
اكنون اين سؤال رخ مينمايد كه اگر اين واقعه در ميان همه مسلمين، اجماعي و مورد اتفاق است، پس اختلاف درچيست؟ اساس اختلاف بر سر همان ماهيت و دلالت اين واقعه است:
1ـ برادران اهل تسنن اظهار ميدارند كه اين حادثه عظيم تاريخي و سخنان و تأكيدات پيامبر اكرم(ص)، صرفا به معناي لزوم «محبت و دوستي» حضرت علي(ع) است، و هيچ دلالتي بر امامت و زمامداري و لزوم پيروي از ايشان ندارد. دليل آنان نيز آن است كه «ولايت» چند معنا دارد و يكي از معاني آن «دوستي» است. بنابراين تا زماني كه به اين معنا قابل حمل است، نميتوان به معاني ديگر آن تمسّك جست.
2ـ ديدگاه شيعه اين است كه ماهيت اين حادثه و سخنان پيامبر اكرم(ص)، نصي صريح و قاطع بر امامت و پيشوايي حضرت علي(ع) است و قراين و شواهد حالي، مقالي و مقامي به گونه‏اي است كه هرگز نميتوان آن را تنها به دوستي و محبت تفسير كرد. البته بايد توجه داشته باشيد كه شيعه ادله بيشمار ديگري از قرآن و عقل و سنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و اين مسأله يكي از آن ادله ميباشد، نه تنها دليل. در عين حال اين رخداد، حجتي قاطع وخلل ‏ناپذير است و به هيچ روي نميتوان از آن دست برداشت. دلايل و قرائني كه بر صحّت ديدگاه شيعه گواهيميدهد، عبارت است:
ـ معناي ولايت: لغت شناسان و كتاب‏هاي برجسته و ممتاز لغت، كلمه ولايت را به معناي سرپرستي، عهده‏داري امور، سلطه، استيلا،رهبري و زمامداري معنا كرده‏اند. در اين جا معناي اين كلمه را با برخي از مشتقاتش فقط از كتاب‏هاي لغت اهل سنت برايتان نقل ميكنيم:
- راغب اصفهاني مينويسد: «وِلايت؛ يعني، ياري كردن. و وَلايت؛ يعني، زمامداري و سرپرستي امور و گفته شده است كه ولايت و ولايت ماننددِلالت و دَلالت است و حقيقت آن «سرپرستي» است. ولي و مولي نيز در همين معنا به كار ميرود»، (المفردات الراغب، ص 570).
- ابن اثير مينويسد: «وليّ؛ يعني، ياور... و هر كس امري را بر عهده گيرد، «مولي و وليّ آن است». سپس خودش ميگويد: «و از همين قبيل است حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه»... و سخن عمر كه به علي(ع) گفت: «تو مولاي هر مؤمني شدي»؛ يعني، «ولي مؤمنان گشتي»، (النهاية، لابن اثير، ج 5، ص 227).
- صاحب صحاح اللغة مينويسد: «... هر كس سرپرستي امور كسي را به عهده گيرد ولي او است»، (الصحاح في لغة العرب، ج 6، ص2528).
- صاحب مقاييس مينويسد: «.. هر كس زمام امر ديگري را به عهده گيرد «وليّ او است»، (معجم مقاييس اللغة، ج 6، ص ص 141).
اكنون با اين گفته‏هاي مصرّح ارباب لغت، چگونه ميتوان «من كنت مولاه فعلي مولاه» را به «دوستي» صرف معنا كرد و سرپرستي اجتماعي وزمامداري را از آن جدا ساخت؟! مگر نه اين است كه «ابن اثير» لغت‏ شناس معروف عرب و سني، خودش تصريح ميكند كه كلمه «مولي» درروايت «من كنت مولاه فعليّ مولاه» از زبان پيامبر(ص) و در گفتار عمر در همين معنا به كار رفته است؟
ـ خطاب تند و قاطع الهي: آيا اگر حادثه غدير صرفا براي اعلام دوستي حضرت علي(ع) بود، آن قدر اهميت داشت كه خداوند به پيامبرش وحي كند، كه اگر آن را ابلاغ نكني، رسالت الهي را انجام نداده‏اي؟ خداوند ميفرمايد: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لن تفعل فما بلغت رسالته واللّه‏ يعصمك من الناس ان اللّه‏ لايهدي القوم الكافرين»، (مائده، آيه 70). آيا اين اخطار شديد اللحن به خوبي نشان نميدهد كه مسأله بالاتر از اين حرف‏ها است؟ البته محبت اميرالمؤمنين(ع) جايگاه بسيار بلندي دارد و يكي از نشانه‏هاي ايمان است؛ ليكن بحث در اين است كه اين خطبه بنا به دلايل ذكر شده، قطعا منحصر به «ولايت محبت» نيست.
ـ دلداري خدايي: در آيه ياد شده، خداوند پيامبر را دلداري داده، ميفرمايد: در راستاي اجراي اين مأموريت، خداوند تو را در مقابل توطئه‏هاي مردم محافظت ميكند «واللّه‏ يعصمك من الناس». آيا اين مسأله نشان نميدهد كه اين مأموريت، مسأله مهمي بوده است كه پيامبر(ص) بيم آن داشته كه برخي بر اثر هواهاي نفساني به مقابله برخاسته و توطئه كنند؟ آيا فقط با اعلام دوستي حضرت علي(ع) جاي چنين خوفي بود؟
ـ گزينش مكان: آيا اين كه پيامبر(ص) جحفه را - كه مكان جدا شدن و انشعاب مسافران است - انتخاب كردند، تا همگي قبل از انشعاب در سخنراني آن حضرت حضور داشته باشند و نيز اين كه پيامبر(ص) دستور دادند كساني كه از آن مكان گذشته بودند برگردند، و صبر نمودند تاكساني هم كه عقب مانده بودند، از راه برسند و... نشانه چيست؟
اين كه دستور دادند كه شاهدان به غايبان اطلاع دهند و اين «نبأ عظيم» را به گوش همگان برسانند، دلالت بر اين ندارد كه مسأله، براي امت اسلامي فوق‏العاده مهم و حياتي است؟ آيا عاقلانه است كه پيشواي بزرگ مسلمانان در آخرين سخنراني براي جمعيت باشكوه حج‏گزاران و در آن گرماي سوزان،ادامه دارد.....


جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۵:۲۲:۴۵
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]