شرط مغفرت در قرآن
- مورد چهارم يك خبر خوب است به آنهايي كه مردم را ميبخشند. خدا به
آنها وعده مغفرت داده است. در آيه 22 سوره نور آمده است:
«وَلْيعْفُوا وَلْيصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ
يغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ / آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند. آيا دوست نميداريد خداوند شما را
ببخشد؟».
5- آنهايي كه قرضالحسنه ميدهند و به مردم از اين
طريق ياري ميرسانند هم مورد غفران الهي واقع ميشوند. در آيه 17 سوره تغابن آمده
است:
« إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ
قَرْضًا حَسَنًا يضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ/ اگر به خدا قرضالحسنه
دهيد، آن را براي شما مضاعف ميسازد و شما را ميبخشد».
6- دعا و استغفار ديگر شرط مغفرت الهي است: «اني ظلمت
نفسي فاغفر لي فغفر له انه هو الغفور الرحيم/ پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم؛
مرا ببخش. خداوند او را بخشيد».
اين آيهها نويد بزرگي است براي آنهايي كه به رحمت
الهي اميدوار هستند؛ خدايي كه اهل بخشش است و به مغفرت عادت دارد.
آيه، ضميمه همشهري جوان
آيات توحيدي در قرآن
آياتي كه به توحيد و يگانگي پرداخته و خداوند
متعال را از هر گونه شركي بدور ميداند در پارهاي از آيات قرآني علاوه بر تصريح
توحيد از ديگر ويژگيهايي كه لازمه يگانگي خدا ميباشد سخن به ميان آورده و در طي
آيات زير به معرفي خدا ميپردازد:
يگانگي و مالكيت حقيقي
در سوره بقره آيات 117 و 116 به يگانگي و مالكيت حقيقي وي در عالم هستي و ارادهاش
اشاره نموده خدا اينچنين را معرفي ميكند:
(يهود و مسيحيان و مشركان) گفتند خداوند براي خود
فرزند اتخاذ كرده او از اين نسبت منزه است، بلكه آنچه در آسمانها و زمين است از آن
اوست و همه در برابر او خاضعند، هستي بخش آسمانها و زمين است آنگاه كه به وجود
آمدن چيزي فرمان دهد، ميگويد: پديد آي! آنهم فورا پديد ميآيد."
صفات قيوميت و علم
و همچنين در آيه 163و 255 سوره بقره با اشاره به
صفات قيوميت و علم و آگاهي الهي، در معرفي خدا اينچنين
بياني دارد:
معبود شما خداوند يگانه است كه غير از او شايسته
پرستش نيست زيرا كه او بخشنده و مهربان است.
و درآيه 255 همين سوره اضافه ميفرمايد كه هيچ
معبودي جز خداوند يگانه نيست، او زنده و قائم به ذات خويش است و موجودات ديگر قائم
به او هستند- هيچگاه خواب سبك و سنگيني او را فرا نميگيرد، آنچه در آسمانها و
آنچه در زمين است از آن اوست.
توحيد درخالقيت خدا
و علاوه بر صفات فوق همچنين در آيات 5 و 6 سوره آلعمران به خالقيت خدا اشاره نموده، چنين ميفرمايد:
"نه در آسمانها و نه در زمين چيزي براي خدا مخفي نميماند او كسي است كه شما
را در رحم مادران آنچنان كه ميخواهد تصوير ميكند، بنابراين معبوي جز آن خداي
توانا و حكيم نيست.
و در سوره انعام آيات 102 و 103 چنين بيان مينمايد:و اين است خداوند و پرورگار شما
كه غير از او خدايي نيست و هر چه هست او آفريده است، پس او را بستاييد كه اوست بر
همه چيز مسلط و صاحب اختيار، ديدگان از درك او عاجز ولي او ديدگان را درك ميكند،
خدايي است غير قابل درك و در عين حال آگاه.
و در سوره يونس آيه 34 چنين ميفرمايد:
"بگو به آنان تنها خداست كه به جهان هستي، هستي ميبخشد،
سپس هستي را از آن باز ميستاند. پس شما به كجا رو ميگردانيد.
اراده الهي
و در سوره سوره رعد آيه 2 به تدبير و اراده اراده الهي در عالم خلقت توجه نموده،
ميفرمايد " همان خداست كه آسمان را بدون ستوني كه قابل ديدن باشد، برافراشت،
سپس به عرش پرداخت، ماه و خورشيد را مطيع و فرمانبردار خود ساخت كه همگان تا مدت
معيني در سير و جريانند و تدبير همه امور در دست اوست (خداوند) بدينگونه آيات خويش
را تفصيل و توضيح ميدهد تا شما به لقاي پروردگارتان يقين و باور كنيد".
اوست خداي يگانه كه جز او خدايي نيست و براي اوست
حمد و سپاس، ابدي از نخستين روز تا واپسين روز. حكم و فرمان نيز از آن اوست و
برگشت همگان هم به سوي او خواهد بود. (سوره قصص-70)
پادشاه مطلق
سوره حشر آيات 24-22 " او
همان خدايي است كه غير او خدايي نيست، اوست پادشاه مطلق، پاك و عاري از عيوب، او
پناهگاه ايمنيبخش، حافظ و نگهبان انسانها، غالب و مقتدر به تمام معنا، محيط و
مسلط به همه چيز است. بزرگوار، پاك و منزه است خداوند از آنچه به او شرك ميوزند،
اوست خداي آفريننده، ايجاد كننده، نقاش و صورتگر جهان، براي اوست اوصاف و نامهاي
نيك. آنچه در آسمانها و زمين است، بر او تسبيح ميگويد و اوست خداي توانا و حكيم".
نتيجه مطلب
اين بود برخي از آيات قرآني در مورد توحيد و
يگانگي خداوند متعال كه به صورت يك مسئله فلسفي و عقلي مورد اثبات قرار گرفته اما
جنبه اعجاز قرآن از باب معارف عقلي و فلسفي از اين بابت است كه آورنده اين مطالب
يك فرد امي و درس ناخوانده ميباشد و علاوه بر آن اين معارف در چنين سطح بالايي،
كاملا متضاد با فرهنگ عصر خودش ميباشد چرا كه در آن عصر، خدا را يگانه نميدانستند
و خدايان متعددي را عبادت ميكردند و براي خدا فرزند قائل بودند، و اصلا توحيد را
قبول نداشتند در حالي كه يك فرد بيسواد با چنين دليلهاي استوار و سستي ناپذير خط
بطلان بر اعتقادات تك تك عرب جاهلي كشيد.