داستان كوتاه (78)
وفاداري
از شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي كه ديدي كه بود ؟
او گفت : جواني كه هنوز ازدواج نكرده بود و هنوز نمي دانست همسرش كيست و چه شكل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان برخورد مي كرد شرم و حيا پيشه مي كرد و خود را كنار مي كشيد . او وفادار ترين مردي بود كه در تمام عمرم ديده بودم