داستان كوتاه (32)
عالم فروتن
اين كاسه گندم من هستم ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمي از آن برداشت و گفت : و اين دانه گندم هم فلان عالم است . و شروع كرد به تعريف از خود .
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسيد . فرمود به او بگوئيد : آن يك دانه گندم هم خودش است . من هيچ نيستم...