داستان كوتاه (49)
براي ياد گرفتن فراموش كن
آفتي عجيب و ناشناخته به جان ذرتهاي دهكده شيوانا افتاده بود و محصولات تعداد زيادي از كشاورزان را از بين برده بود. شيوانا شاگردان مدرسه را فراخواند و گفت: دوست كشاورزي دارم در يكي از روستاهاي دوردست كه حتما روش دفع اين آفت را ميداند. ميخواستم يكي از شما را انتخاب كنم و همراه با نمونه محصولات آفتزده نزد او بفرستم تا روش پيشنهادي او براي درست كردن سم و دفع آفت از مزارع ذرت را ياد بگيرد. چه كسي پيشقدم ميشود؟
يكي از شاگردان شيوانا كه حافظهاي بسيار قوي داشت و در جمع شاگردان به زيركي و زرنگي معروف بود قدم پيش گذاشت و گفت: من آنقدر دانش و اطلاعات دارم كه به محض اينكه دوست شما اصول درست كردن سم را ياد بدهد سريع ياد ميگيرم، من ميروم.
شيوانا با تبسم موافقت كرد و گفت: اجازه بده يكي از شاگردان معمولي و تازهكار را هم همراه تو بفرستم تا تنها نباشي. فقط چون اين شاگرد خيلي ساده است از زرنگي و هشياريات عليه او استفاده نكن. همه به اين جمله خنديدند و آن دو نفر صبح روز بعد راهي دهكده دوردست شدند.
چند هفته بعد آنها برگشتند و همه با شوق و علاقه منتظر بودند تا روش دفع آفت را از زبان آنها بشنوند. شاگرد زرنگ با غرور گفت: چند ماده ساده را اگر با هم مخلوط كنيم ميتوانيم ضد آفت را بسازيم و در عرض يك هفته مرض را از محصولات ذرت دور سازيم. اصلا نيازي به اين مسافرت نبود. او به سرعت مواد مورد نظر خودش را مخلوط كرد و روي بعضي از مزارع آفتزده پاشيد. اما بعد از دو هفته هيچ تغييري حاصل نشد و اوضاع از قبل هم بدتر شد.
شيوانا شاگرد ساده و معمولي را احضار كرد و از او خواست هر چه را ياد گرفته براي بقيه نقل كند. آن شاگرد با جزيياتي وصفناپذير تكتك مراحل را از تميز كردن ظروف سم تا ميزان دقيق مواد تركيبي و نحوه استفاده از سم و آب ندادن مزارع قبل از سمپاشي به مدت مشخص و سپس مخلوط كردن آب و سم با هم و استفاده از آن را توضيح داد. وقتي طبق دستورات شاگرد معمولي سم ساخته و استفاده شد بلافاصله در عرض كمترين مدت قابل تصور آفتها از مزارع محو شدند و همه چيز درست شد.
شاگردان با تعجب نزد شيوانا رفتند و از او پرسيدند: آن شاگرد زرنگ اطلاعات بسيار زيادي داشت و هوش و حافظه او در بين جمع بينظير بود. در حالي كه اين همراه دوم يك شاگرد معمولي است. چگونه آن فرد زرنگ نتوانست جزييات دقيق را به خاطر بسپارد و ياد بگيرد و اين شاگرد معمولي توانست به اين خوبي همه چيز را ياد بگيرد.
شيوانا پاسخ داد: آن شاگرد زرنگ و باهوش فريب هوش و زرنگي خودش را خورد و به همين خاطر موقع ياد گرفتن درسها از استاد، حواسش به خودش و غرور خودش و دانش خودش بود. براي همين دانش او تبديل به پردهاي شد بين او و درسي كه ميگرفت و به همين خاطر به جاي حرفها و درسهاي استاد فقط صداي دانش خود را ميشنيد.
اما اين شاگرد ساده و معمولي با ذهني پاك و خالي و صاف و با فروتني و تواضع يك جوينده واقعي دانش، درسها را فرا گرفت و به همين خاطر همه جزييات را با دقتي وصفناپذير درك كرده بود. براي ياد گرفتن چيزهاي جديد اغلب لازم است انسان دانش قبلي خود را براي مدتي به طور موقت فراموش كند تا بتواند در فضاي يادگيري موضوع تازه قرار گيرد.
دوست زرنگ و باهوش شما با وجود زيركي و هوشمندي بالايي كه داشت اما هنر فراموش كردن خودش و كنار گذاشتن دانش قبلي و غرور دانستنش، موقع يادگيري دانش جديد را بلد نبود. اما اين دوست معمولي شما چون در مقابل درسي كه داده ميشد مثل يك فرد تازهكار و مشتاق ظاهر شد توانست همه چيز را جذب كند.
در حقيقت به همين دليل است كه در زندگي افراد معمولي بسياري اوقات بسيار بهتر و قدرتمندتر از افراد باهوش ظاهر ميشوند. يادگيري آنها در موضوع كاريشان عميق و دقيق و جامع است. به همين خاطر موثر و كارآمد هستند.