داستان كوتاه (18)

وفاداري


از شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي كه ديدي كه بود؟

او گفت: جواني كه هنوز ازدواج نكرده بود و هنوز نمي دانست همسرش كيست و چه شكل و قيافه اي خواهد داشت، اما با اين ­وجود هرگاه با دختري جوان برخورد مي­ كرد شرم و حيا پيشه مي­ كرد و خود را كنار مي­ كشيد.

او وفادارترين مردي بود كه در تمام عمرم ديده بودم.


جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۲:۴۹:۰۴
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]