براي رهائي از ترسيدن از مرگ

براي رهائي از ترسيدن از مرگپرسش:سلام....از مرگ خيلي مي ترسم...از نماز هايي كه بچه بودم و قضا شد.از غيبت هايي كه كردم....چه كار كنم؟

پايگاه حوزه، شماره 18178،پاسخ:

قبل از بررسي مشكلتان بايد به شما تبريك گفت كه در بهترين دوران عمرتان توانسته‏ايد در مسير زندگي خود چرخشي آگاهانه و انتخاب گرانه داشته باشيد و پرده‏هاي غفلت در گذشته را دريده و روبه سوي خدا نماييد. چهبسيارند كساني كه عمري را در غفلت و بي‏خبري به سر برده و آن گاه بيدار مي‏شوند كه همه فرصت‏هاي طلايي از كف رفته و جز خسران ابدي براي خود ذخيره‏اي نمي‏يابند. بنابراين قدر اين نعمت بزرگ الهي را بدانيد و به آستان كبريايي‏اش شكر و سپاس به جاي آوريد و از او ثبات قدم در راه دينش را طلب كنيد و نگذاريد كه شيطان بار ديگر بر سر راهتان كمين كرده و شما را از اين مسير منحرف سازد. خداوند توبه‏ كاران بويژه جوانان تائب را بسيار دوستدارد و آغوش رحمت بي‏انتهايش را به سوي آنان گشوده و پياپي رحمتش را بر آنان فرو مي‏بارد. او وعده داده است كه همه گناهانشان را مي‏آمرزد و اگر بر مسير درست استقامت ورزند بهشت نيكو در انتظار آنان است. بنابراين وعده‏هاي الهي بشارت بزرگي براي امثال شماست؛ چنين رحمتي را غنيمت شماريد و از چشمه فيض ربوبي عطش دروني خود را سيراب سازيد. اما مشكلات:

1- ترس و وحشت از مرگ. در رابطه با اين مسأله ابتدا بايد علل و عوامل آن را شناخت تا بتوان با آنها مبارزه كرد.

اين عوامل عبارتند از :

الف) فقدان درك صحيحي از ماهيت مرگ، به عبارت ديگر نداشتن فلسفه جامع حيات،

ب) حب دنيا،

ج) گناه. زيرا انسان گناهكار مرگ را اولين منزل عقوبت و عذاب‏هاي خويش مي‏بيند

د) مصروف داشتن تلاش و فعاليت هاي خود براي آبادسازي زندگي دنيوي و فرو نهادن تلاش براي سراي جاويد آخرت.

از امام مجتبي (ع) سوءال شد:چرااز مرگ هراسناكيم؟ فرمودند:«براي اين كه دنياي خويش را آباد و آخرت را ويران ساختيد از اين رو گذر از آبادانگاه به سوي ويرانكده برايتان مخوف و دهشت انگيز مي‏نمايد.» اكنون چه بايد كرد وچگونه مي‏توان با اين عوامل مبارزه نمود و مرگ را مطبوع و دلپذير دانست؟ البته ترس از مرگ براي ما طبيعي است اما دليل بر يأس و نااميدي نمي باشد بلكه در اين رابطه راه هاي متعددي وجود دارد و شايد خود شما هم برخي از آنها را بدانيد؛ ولي دانستن كافي نيست و اگر جدا خواستار فايق آمدن بر اين مشكل هستيد بايد با عزمي قاطع و اراده‏اي استوار در دو بعد علم و عمل پيشه سازيد و ميزان موفقيت شما بستگي به ميزان اهتمام در به كار بستن رهنمودهاي زير دارد:

(1) درك و بينش خود را با مطالعات عميق و ژرف پيرامون ماهيت گذران و مقدماتي دنيا و اهميت سراي جاويد آخرت دگرگون سازيد و در خود انقلاب فكري متناسب با فرهنگ قرآني پديد آوريد. البته اين انقلاب تا زماني كه درذهن محصور بماند و به ژرفاي ضمير راه نيابد و به يقين قلبي تبديل نشود كافي نيست. بنابراين بايد آنچه را كه با علم حصولي كسب مي‏كنيد به شهود قلبي و علم حضوري مبدل سازيد. از ديدگاه قرآن حيات واقعي سراي آخرت است(ان الدار الاخره لهي الحيوان) و كسي كه قلبا چنين چيزي را باور داشته باشد اندكي از مرگ هراس نخواهد داشت. زيرامرگ تولدي تازه است كه انسان را به حيات و جايگاه اصلي‏اش رهنمون مي‏شود. از اين رو انسان موحد به جايي مي‏رسد كه چون اميرالمؤمنين(ع) مي‏فرمايد: «مرگ براي فرزند ابوطالب گواراتر است از سينه مادر برايطفل».

به قول شاعر:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آي     تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ

من ازو جاني ستانم پربها     او ز من دلقي ستاند رنگ رنگ

 كسي كه به چنين مرحله‏اي رسيد خواه ناخواه حب دنيا را نيز از كف مي‏دهد. پس مهمترين عامل در غلبه بر ترس، اميد به رحمت الهي است و با توكل برخدا و توسل به اهلبيت عليهم السلام كه بهترين الگو مي باشند، مي توان بر اين امر فائق آمد.

(2) براي تفوق بر اين عامل بايد به اطاعت از اوامر و نواهي الهي پرداخت. پس كسي كه چنين كند او را از مرگ باكي نيست. زيرا براي او فرشته مرگ آورنده بشارت بهشت و نعيم است و نيز در روايت آمده است كه: هرگاه از مرگ هراسناك شديد استغفار كنيد. زيرا بر اثر آن خداوند گناهان شما را مي‏آمرزد و در نتيجه ترس شما كاهش مي‏يابد. ديگر اينكه انسان قدري از زندگي خود را نيز مصروف آخرت سازد و ضمن تأمين نيازهايضروري دنيوي خويش قدري نيز به آبادسازي آخرت بپردازد. آنچه در اين زمينه بسيار مفيد مي‏باشد عبارت است از: خدمت به ديگران، بنيانگذاري سنتهاي نيكو و خدمات معنوي- مادي و اجتماعي، صله ‏رحم، روزه و بطور كل انجام اعمال نيك.

2- ناتواني در جبران گذشته‏ها: در اين مورد توجه به چند نكته لازم است:

الف- در اسلام هيچ تكليفي فوق توان انسان خواسته نشده است.

ب- احساس يأس و ناتواني در شما چندان منطقي نيست. بلكه اين يكي از دام‏هاي شيطان براي جلوگيري از رشد وسعادت شماست.

بنابراين: در مورد نمازهايي كه فوت شده در هر شبانه روز در كنار هفده ركعت نماز واجب هفده ركعت هم نماز قضا بخوانيد تا تدريجا ذمه شما بري‏ء شود. حتي اگر همين نمازها را در وقت نافله به جا آوريد علاوه بر قضا ثواب نافله هم براي شما نوشته مي‏شود و اين نيز لطف افزون‏تري از ناحيه خداست، در مورد غيبت و ساير گناهان، اگر امكان طلب و درخواست حلاليت وجود دارد، حلاليت بخواهيد و اگر اين امكان وجود ندارد طلب بخشش و استغفار از خداوند براي ايشان و خودتان داشته باشيد مطمئنا استغفار حلال همه اين مشكلات خواهد بود.[1]

3- نكته آخر و بسيار مهم اين است كه انسانها چه از مرگ بترسند و چه نترسند مرگ به سراغ همه مي آيد و هيچ كسي نمي تواند از دست مرگ فرار كند چرا كه مرگ همه را به آغوش خود مي كشاند پس بنابر آنچه قبلا در مورد توكل به خدا و انجام اعمال نيك و غيره ذكر شد بايد آماده مرگ شد و ترسيدن كاري را درست نمي كند همانطور كه خداوند در قرآن فرموده:

«مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في‏ كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»[2] مثل (انفاقات) كساني كه اموالشان را در راه خدا انفاق مي‏كنند مثل دانه‏اي است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشه‏اي يكصد دانه باشد (پس انفاق هر چيزي هفتصد برابر پاداش دارد) و خداوند براي هر كه بخواهد (و حكمتش اقتضا كند) چند برابر مي‏كند، و خداوند (از نظر وجود و توان و رحمت) داراي وسعت است و داناست.



جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۱۰:۱۹:۳۳
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]