دهه كرامت
سنت ابتلا و امتحان و آزمايش، يكي از سنن و قوانين الهي است كه براي محك زند ايمان مومنين و تميز راستگويان از مدعيان ايمان، قرار داده شده است. خداي متعالي در قرآن كريم در چندين مورد بر اين سنت تأكيد كرده و اين قانون عمومي و فراگير را، گوش زد نموده است.
حميري از حضرت رضا عليهالسلام روايت ميكند كه آن حضرت فرمود، امام صادق عليهالسلام ميفرمايد:
و الله لا يكون الذي تمدون اليه اعينكم حتي تميزون و تمحصون ثم يذهب و لا يبقي من كل عشرة منكم و الا الاندر ثم تلا: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم الله الذين جاهدوا منكم و يعلم الصابرين. (آل عمران: 142) .
بخدا سوگند آنچه انتظارش را ميكشيد، و براي وقوع آن، چشم دوختهايد (دولت حق) بوجود نخواهد آمد تا اين كه آزمايش و گرفتار شويد و از هر ده نفر شما اندكي باقي بماند. خداوند ميفرمايد: آيا چنين پنداشتهايد كه (تنها با ادعاي ايمان) وارد بهشت خواهيد شد در حالي كه خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران و را مشخص نساخته است؟
در نقل ديگر، اين حديث چنين آمده است:
عن الرضا عليهالسلام قال: لا يكون ما تمدون اعينكم اليه حتي تميزوا و تمحصوا فلا يبقي منكم الا القليل ثم قرأ: الم - احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون (عنكبوت: 2).
ابن ابينصر ميگويد: امام رضا عليهالسلام ميفرمايد: آنچه چشمهايتان را براي وقوع آن كشيدهايد به وجود نخواهد آمد تا اين كه گرفتار و آزمايش شويد و عده كمي از شما باقي و پايدار بماند. سپس اين آيه را قرائت فرمود: الم: آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند ايمان آورديم و به حال خود رها شوند و آزمايش نخواهند شد؟
امام رضا عليهالسلام ميفرمايد: عباس بن عبدالمطلب پيش اميرالمؤمنين آمد و گفت: اجازه بده تا برايت از مردم بيعت بگيرم. اميرالمؤمنين فرمود: فكر ميكني اين كار را بكنند؟ عباس گفت: آري، اميرالمؤمنين فرمود: پس سخن خدا چه ميشود:
«الم - احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون - و و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكذبين - ام حسب الذين يعلمون السيئات ان يسبقونا ساء ما يحكمون - من كان يرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت و هو السميع العليم. (عنكبوت: 1 - 5)
«الم - آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم». به حال خود رها ميشوند و آزمايش نخواهند شد
ما كساني را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان ميكنيم) بايد علم خدا درباره كساني كه راست ميگويند و كساني كه دروغ ميگويند تحقق يابد؟ آيا كساني كه اعمال بد انجام ميدهند گمان كردند بر قدرت ما چيره خواهند شد؟ چه بد داوري ميكنند! - كسي كه اميد به ديدار خدا و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بكوشيد) زيرا سرآمدي را كه خدا تعيين كرده فرا ميرسد و او شنوا و داناست.»
حضرت سپس فرمود: كسي كه لقاي خدا را دوست دارد، اجلش فرا ميرسد و (و به آرزويش خواهد رسيد.) و كسي كه با نفس سركش و شهوات و گناهان مبارزه كند، و توشه براي خودش اندوخته است و خداوند بينياز از جهانيان است .
احمد بن عمر و حسين بن يزيد ميگويند: خدمت حضرت رضا عليهالسلام رسيده عرض كرديم: ما از گشايش روزي و طراوت زندگي برخوردار بوديم اينك و ضعمان اندكي فرق كرده است، دعا كنيد. خداوند نعمت سابقمان را بازگرداند، امام رضا عليهالسلام در پاسخ آنها فرمود: شما چه ميخواهيد؟ ميخواهيد پادشاه باشيد؟ دوست داريد مثل طاهر (ذواليمينن فرمانده لشكر مامون) و هرثمه (سردار معروف قشون) بوده باشيد ولي برخلاف مسلكي كه داريد (مذهب تشيع) مسلك ديگري داشته باشيد؟ گفتيم نه، به خدا سوگند دوست نداريم و دنيا و هم ثروت و زر و سمي آن از ما باشد و مذهبي غير از اين، داشته باشيم، فرمود:
خداوند ميفرمايد:
اي آل داوود سپاس بگذاريد و اندكي از بندگان من شاكرند (سبا: 13)
به خدا خوش گمان باشيد، هر كه به خدا خوش گمان باشد، مطابق گمانش با او رفتار ميكند، و هر كه روزي اندك را بپذيرد خدا عمل اندكش را قبول فرمايد، و هر كه به حلال كم، راضي شود و هزينهاش سبك گردد و عائلهاش رفاه يابند و خداوند درد و درمان دنيا را به او بنماياند، و او را سالم از دنيا به بهشت منتقل سازد [1]
حسن بن شاذان ميگويد: نامهاي به امام رضا نوشتم و در آن از جفا و ستم مردم واسط نسبت به خودم و اين كه گروهي از عثمانيان مرا اذيت مي كنند، شكايت كردم.
امام رضا عليهالسلام در جواب نامه به خط خود نوشتند. بدرستي كه خداوند بزرگ از دوستان و شيعيان ما در دولت باطل ميثاق نامه صبر گرفته است، و پس بر حكم خداوند صابر باش. آن گاه كه قائم قيام كند آنان خواهند گفت: واي بر ما چه كسي ما را از گورمان برانگيخت (يس: 52) [2] .
پي نوشت ها:
1-تحف العقول
2-مسند1