انتقام كور

همسايه ها زاغ سياه شوهرم را چوب مي زدند و برايم خبر مي آوردند كه هر موقع براي ديدن پدر و مادرم به شهرستان مي روم، او زنان خياباني را به خانه مي آورد. اين موضوع خيلي مرا عذاب مي داد اما چون آشنايي من و بهزاد نيز از يك دوستي خياباني شروع شده بود و خانواده ام از اول با ازدواج ما مخالف بودند، نمي توانستم چيزي بگويم و حرفي بزنم.

زن جوان در دايره اجتماعي كلانتري آبكوه مشهد افزود: چندين و چند بار از بهزاد خواهش كردم كه دست از كارهاي غيراخلاقي خود بردارد و بيشتر به فكر من و پسر كوچكمان باشد، ولي او به حرف هايم توجهي نشان نمي داد و آن قدر به دنبال هوس بازي هايش رفت كه مرا عقده اي كرد.باور كنيد حس خودكم بيني و حقارت مثل موريانه اي به جانم افتاده بود و مرا از نظر روحي و رواني تا مرز نابودي پيش برد.

نمي دانم چرا با افكاري احمقانه تصميم گرفتم از شوهرم انتقام بگيرم و خودم را گرفتار ارتباطي مخفيانه با پسري نوجوان كردم و ...!من روسياه و شرمنده ام و عذاب وجدان آزارم مي دهد. 

پس از گذشت چند ماه از اين ارتباط مخفيانه، خودم به شوهرم گفتم كه چه حماقتي كرده ام و مي خواهم گذشته را جبران كنم اما او نتوانست خودش را كنترل كند و آن چنان كتكم زد كه اگر چند دقيقه ديرتر به بيمارستان رسيده بودم، جانم را از دست مي دادم.

در اين لحظه بغض پشيماني و ندامت زن جوان تركيد و شوهر او كه در گوشه اي نشسته بود حرف هاي همسر خود را تاييد كرد و گفت: اعتراف مي كنم كه ظرفيت پول و ثروتي را كه در كمتر از چند سال به دست آوردم، نداشتم.

 من روزي كه با همسرم ازدواج كردم جواني بيكار بودم اما با كمك پدرم توانستم كار و كسبي راه بيندازم و صاحب خانه و زندگي مجللي بشوم. افسوس كه از دوران جواني به ارتباط هاي خياباني عادت كرده بودم و خودم را فردي زرنگ فرض مي كردم. 

همسرم راست مي گويد او چند بار از من خواست كه دست از كارهايم بردارم اما فايده اي نداشت. چند شب قبل كه مينا برايم تعريف كرد به تلافي اشتباهاتم مرتكب چه عملي شده است، دنيا روي سرم خراب شد و تازه آن موقع بود كه فهميدم ناموس يعني چه و دنبال ناموس كسي رفتن زرنگي نيست.

اي كاش با چشم دل به زيبايي هاي زندگي و خوبي هاي همسرم نگاه مي كردم تا دچار اين همه اشتباه نمي شدم. مرد جوان آهي كشيد و گفت: وقتي از زبان پسر ۳ ساله ام شنيدم كه به پدربزرگش مي گفت: مامانم با پسر همسايه دوست شده است و بابا را دوست ندارد خيلي عذاب كشيدم و قلبم گرفت.



      ..:: براي ورود به اولين نمايشگاه خلاقيت كليك كنيد ::..




جواد
۳۰ آذر ۱۳۹۹
۰۹:۵۱:۴۲
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]