فرار اينترنتي
كانون خانواده ما از روز اول سست بنا نهاده شده بود و من با دلهره و اضطراب رشد كرده ام اما از حدود يك سال قبل پسر جواني سر راهم قرار گرفت كه حرف هايش آرام بخش روح و روانم بود و به آيند ه ام اميد پيدا كردم. افسوس كه فريب چرب زباني هايش را خوردم و خودم را سياه بخت و بيچاره كردم.ژاله ۲۳ سال سن دارد و توسط ماموران انتظامي شهرستان مرزي تايباد همراه پسري جوان به اتهام رابطه نامشروع و فرار از خانه هنگام خروج از كشور دستگير شده است.او در بيان قصه تلخ زندگي اش گفت: اهل يكي از شهرهاي مركزي كشور هستم. پدرم شغل درست و حسابي ندارد و هر روز به كاري مشغول است.
من از يك سال قبل در هتل بزرگي مشغول كار شدم و در اين مدت كمك خرج خانواده ام بودم اما يك روز در فضاي اينترنت با پسر جواني آشنا شدم. ما چند هفته با هم از طريق چت و تماس تلفني ارتباط داشتيم تا اين كه او گفت تبعه خارجي است و در بندرعباس زندگي مي كند.
«يدا...» با حرف هايش روياهاي قشنگي را برايم ساخت و من كه تشنه محبت بودم فريبش را خوردم. او مي گفت وضع مالي بسيار خوبي دارد و مي خواهد به كشورش برگردد.
يدا... مرا تشويق كرد تا بدون اطلاع خانواده ام به بندرعباس بروم و متاسفانه عقلم را كف دستم گذاشتم و از خانه فرار كردم. با هر بدبختي كه بود خودم را به بندرعباس رساندم و ما به طور مخفيانه حدود ۴ماه با هم زندگي كرديم. در اين مدت من از كرده خود پشيمان شده بودم چون يدا... مردي نبود كه تصورش را مي كردم. تصميم گرفتم به شهر خودمان برگردم اما متوجه شدم باردار شده ام و براي همين هم به ناچار خودم را به دست سرنوشت سپردم. اگر چه از نظر روحي و رواني خيلي به هم ريخته شده بودم و خودم را سرزنش مي كردم كه چرا بدون عقد رسمي با يك تبعه خارجي غيرمجاز رابطه برقرار كرده ام و...؟چند روز قبل يدا... گفت قبل از اين كه به زمان وضع حمل نزديك شوي بايد به كشورش برويم و ما براي خروج از كشور به شهر مرزي تايباد آمديم. اما ماموران انتظامي دستگيرمان كردند.سرهنگ حيدري مقدم فرمانده پليس شهرستان تايباد در اين باره به خراسان گفت: هم اكنون خانواده دختر جوان كه با مراجعه به پليس آگاهي براي دخترشان اعلام مفقوديت كرده بودند در جريان دستگيري او قرار گرفته اند.