داستان كوتاه (42)

رسم تعظيم مقابل خوبي ها


مرد جاافتاده كه اخلاق و رفتار سالمي داشت و جزو شاگردان شيوانا بود، با حالتي مردد نزد شيوانا آمد و در مقابل شاگردان گفت: من هميشه سعي كرده ­ام در اخلاق و رفتار اصول جوانمردي و انساني را رعايت كنم و به سمت كارهاي ناپسند نروم. اتفاقي براي من و خانواده ­ام رخ داده كه من را در تصميمي كه مي ­خواهم بگيرم دچار ترديد ساخته است.

قضيه از اين قرار است كه از دهكده مجاور يكي از جوانان ثروتمند ولي بدنام و شرور به خواستگاري دخترم آمده است. اينكه چرا او از بين اين همه دختر، دختر مرا انتخاب كرده، براي من عجيب است. او پسر شروري است و در همان دهكده خودش دخترهاي هم­ فكر و هم­ رده با او زيادند كه آنها هم چون خودش شرورند. حال مانده ­ام چه تصميمي بگيرم.

شيوانا محكم و استوار گفت: اينكه كاملا مشخص است، در مقابل انسان هاي خوب و سالم همه تعظيم مي­ كنند. حتي آدم­ هاي بدكار و بدنام هم وقتي مقابل خوبي مي ­رسند احترام مي ­گذارند و با فاصله عبور مي ­كنند.

اينكه آن جوان شرور مي­ خواهد همسرش را از خانواده سالم و خوب انتخاب كند هم به همين دليل است كه مي­ خواهد در حين ناخنك زدن به دنياي شرارت، بهترين­ ها را از بين خوب ترين­ ها به عنوان شريك زندگي خودش انتخاب كند.

دختر تو هم حق دارد بهترين و سالم­ ترين انسان را به همسري خود برگزيند. اينكه ديگر جاي ترديد ندارند. محكم و استوار به درخواست آن جوان، جواب منفي بده و بگذار رسم تعظيم مقابل خوبي­ ها هميشه پايدار بماند.


جواد
۲۹ آذر ۱۳۹۹
۰۸:۲۱:۲۲
نظرات (0)
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]